اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وحدت در عین کثرت در نظام هستی

تبیین چگونگی استناد کثرات عالم به اراده و ذات الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث بنیادین فلسفی و عرفانی یعنی نحوه استناد کثرات و تعینات عالم به ذات واحد و بسیط پروردگار می‌پردازد. بحث با بررسی دیدگاه‌های مختلف پیرامون تحقق مثل و عوارض اشیاء آغاز شده و با نقد برخی برداشت‌های رایج، بر این نکته تأکید می‌شود که تمام آنچه در عالم خارج تحقق می‌یابد، شئون و متشئنات ذات واحد حق‌تعالی هستند. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، چگونگی تصرف اراده الهی در ذات برای ایجاد تعینات مختلف را تشریح کرده و بر این اصل بدیهی تأکید می‌کند که عدم، قابلیت علیت ندارد و هر موجودی باید مستند به یک امر وجودی باشد. در نهایت، با اشاره به جایگاه عالم مثال به عنوان واسطه تحقق عوارض و تفاوت سعه وجودی افراد، این مبحث به عنوان شاه‌کلید فهم توحید علمی و عینی معرفی می‌شود که درک صحیح آن، راهگشای بسیاری از ابهامات در شناخت اولیاء الهی و نظام خلقت است.

وحدت در عین کثرت در نظام هستی

6
  • بنابراین ذات پروردگار كه همان ارادۀ اولىٰ است نمى‌آید خارج از وجود خودش را متحقق كند! این محال است و خدا هم نمى‌تواند! این از آن چیزهایى است كه خدا هم نمى‌تواند، مگر خدا مى‌تواند؟! نه‌خیر نمى‌تواند! خدا مى‌تواند یك چیزى درعین‌حال كه وجود دارد بیاید در آنِ واحد معدومش كند یعنى هم موجود باشد و هم معدوم باشد؟! خدا هم نمى‌تواند و از او برنمى‌آید! این از آن چیزهایى است كه خدا هم از [عهدۀ] آن برنمى‌آید!

  • عدم توانایی خدا در خلق یکی مثل خودش

  • یكى از آن چیزهایى كه خدا از آن برنمى‌آید این است كه خدا بیاید مثل خودش را درست كند، مى‌تواند؟! خدا بیاید بگوید که من مى‌خواهم یكى مثل خودم را درست كنم؟! بله، یك امرى درست مى‌كند، یك علت ثانى درست می‌كند، یك أولَ ما خَلقَ الله درست مى‌كند و یك صادر اول درست مى‌كند که آن نفس پیغمبر و ... است. بله، آن در مرتبۀ بعد است اما خدا همان‌طورى‌كه خودش وجود اطلاقى دارد و همان‌طورى‌كه خودش وجود بحت و بسیط و بالصرافه و لایتناهى دارد، یك خداى دیگرى مثل خودش درست كند هیهات! این از خدا برنمى‌آید، خودش را بكشد هم نمى‌تواند درست كند! اگر خدا خودش را هم بكشد نمى‌تواند یكى مثل خودش را با همین خصوصیات و با همین مسائل و با همین آثار درست كند كه وجود آن خداى دوم وجود اطلاقى باشد، اگر این‌گونه نباشد که دیگر او نیست و آن یك چیز دیگر است و همان وجود پیغمبر و همان وجود صادر اول مى‌شود. خب اینكه مسئله‌اى نیست. پس خیلى چیزها و خیلى از مسائل هست كه از خدا هم برنمى‌آید درست كند! این از آن [دسته] چیزها هست که خدا بیاید خارج از وجود خودش یك امرى را متحقق بكند، امكان ندارد. پس خدا چه‌كار مى‌كند؟

  • طلبه کیست!

  • حالا امروز در نخ خدا رفتیم!! خدا می‌گوید که تو خودت كم داشتى كه حالا آمدى پایت را در كفش ما كردى و دست در کار ما انداختی؟! می‌گوییم که خب حالا گاهى اوقات می‌شود دیگر، طلبه همین است! طلبه همین است که بلند شود هرجا یك سركى بكشد و ببیند كه چه خبر است. اصلاً طلبه همین است! طلبه همین است که همیشه این [عقل‌] را به‌كار بیندازد، طلبه این است كه هیچ‌وقت به‌دنبال شعار نرود، طلبه آن است كه هیچ‌وقت به‌دنبال هیاهو نرود، طلبه آن است كه خودش بفهمد؛ بفهمد امام صادق علیه‌السّلام چه فهمیده است والسّلام! این طلبه مى‌شود. اى كاش روزى برسد كه به این نقطه برسیم، اى كاش روزى برسد كه به این نقطه برسیم!