
وحدت در عین کثرت در نظام هستی
تبیین چگونگی استناد کثرات عالم به اراده و ذات الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث بنیادین فلسفی و عرفانی یعنی نحوه استناد کثرات و تعینات عالم به ذات واحد و بسیط پروردگار میپردازد. بحث با بررسی دیدگاههای مختلف پیرامون تحقق مثل و عوارض اشیاء آغاز شده و با نقد برخی برداشتهای رایج، بر این نکته تأکید میشود که تمام آنچه در عالم خارج تحقق مییابد، شئون و متشئنات ذات واحد حقتعالی هستند. استاد با بهرهگیری از مثالهای ملموس، چگونگی تصرف اراده الهی در ذات برای ایجاد تعینات مختلف را تشریح کرده و بر این اصل بدیهی تأکید میکند که عدم، قابلیت علیت ندارد و هر موجودی باید مستند به یک امر وجودی باشد. در نهایت، با اشاره به جایگاه عالم مثال به عنوان واسطه تحقق عوارض و تفاوت سعه وجودی افراد، این مبحث به عنوان شاهکلید فهم توحید علمی و عینی معرفی میشود که درک صحیح آن، راهگشای بسیاری از ابهامات در شناخت اولیاء الهی و نظام خلقت است.
وحدت در عین کثرت در نظام هستی
7ادراک شهودی مردم در زمان ظهور
در آن زمانى كه امام زمان عجّل الله تعالی فرجه ظهور كند آن زمان اینطور خواهد شد. آن زمان زمانى نیست كه ما امام زمان را بهعنوان اینكه پیغمبر گفت قبول كنیم. نه! آن زمان زمانى نیست كه امام زمان را بهعنوانى كه شمشیر مىزند و همۀ مخالفین را ازبین مىبرد قبول كنیم. نه! هیتلر هم زد و درو كرد و تمام دنیا را به خاك و خون كشید! امام زمان آن نیست كه بخواهد تغییر و تصرف كند. آن زمان زمانى است كه مردم امام زمان را بهعنوان أنّهُ الحَق ادراك شهودى مىكنند نهاینكه چون بابا و مادرشان گفته و در كتابها و كجاها نوشته شده است. نه! نوشته شده شاید اشتباه نوشته شده است و شاید سهو قلم باشد!
الآن در بسیارى از مسائل تاریخ و ... ما اشتباهاتی مىبینیم. امام زمان وقتى كه مىآید قبولش نمىكنیم بهعنوان اینكه اسمش در كتاب تورات و انجیل هست خب در كتاب تورات و انجیل باشد، ما خود امام زمان را بهعنوان اینكه این حق است مىفهمیم، لمس مىكنیم، شهود مىكنیم و این بهدرد مىخورد، نهاینكه او یك شخصی است كه اسمش قبلاً بود، از او حكایت كردند، از او خبر آوردند و از او قبلاً این مسئله اینطور بوده است.
منشأ اشتباه دیگران در تشخیص و تعیین اولیاء الهى
آن كسانى كه به اشتباهات بسیار بزرگ مبتلا شدند در تشخیص و تعیین اولیاء الهى به این مصیبت گرفتار شدند که فلانى این را گفته است، لعلّ فلانى براى عمهاش گفته بود! فلانى راجع به این شخص اینطورى گفته است، شاید گیج بود! فلانى راجع به این شخص این كار را كرده است، شاید اشتباه كرد! فلانى فلانى فلانى. تو خودت، الاغ، حیوان چه مىفهمی؟! چه فهمیدی كه این چیزى كه نقل شده آیا با مبانىات مىسازد یا نمىسازد؟! آخر حیوان! خدا تو را آدم آفرید! فلانی خواب دیده است كه این یك ولىّ خداست! خواب اردهشیره، خواب شكمبه، خواب فلان و خواب بالا و پایین و ... دیده است! آش دوغ خورده برداشته این خوابِ ماستى را دیده است! شلهزرد خورده خواب دیده، آش كشك خورده، آش رشته خورده شكمش و مسارین [رودهاش] باد كرده و همۀ اوضاع را هم دربوداغان كرده و بعد هم یك خوابى دیده که فلانى [ولیّ خداست] ـ اینها چیست بابا! ـ بعد هم به بقیه مىگویند که آنچه كه ما دیدیم تو باید قبول كنى! دردسر اینجاست! آنچه كه ما فهمیدیم تو باید بپذیرى، آنچه كه ما ادراك كردیم تو باید بپذیرى!
