اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود و نحوه ظهور آن در قالب تعینات و عوارض خارجی می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج پیرامون ماهیت و عوارض آغاز شده و با بررسی مقام هوهویت و وجود بحت و بسیط ادامه می‌یابد. در این مسیر، استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس و تحلیل‌های دقیق فلسفی، به تبیین این نکته می‌پردازد که عوارض و تعینات، اموری خارج از حقیقت وجود نیستند، بلکه شئونات و اطوار همان حقیقت واحدند که به صورت‌های گوناگون ظاهر شده‌اند. در ادامه، مباحثی پیرامون مفهوم وصف و شرط در اصول فقه مطرح می‌شود تا دقت در فهم کلام معصوم و پرهیز از برداشت‌های سطحی از اطلاق و تقیید تبیین گردد. در نهایت، با نقد نظریه رتبه‌بندی وجودات، بر اتحاد ماده و صورت و عرض در حقیقت واحد تأکید می‌شود تا روشن گردد که تصور مراتب در عالم خارج، امری اعتباری و تعقلی است.

تبیین حقیقت وجود و جایگاه تعینات در هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود و نحوه ظهور آن در قالب تعینات و عوارض خارجی می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج پیرامون ماهیت و عوارض آغاز شده و با بررسی مقام هوهویت و وجود بحت و بسیط ادامه می‌یابد. در این مسیر، استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس و تحلیل‌های دقیق فلسفی، به تبیین این نکته می‌پردازد که عوارض و تعینات، اموری خارج از حقیقت وجود نیستند، بلکه شئونات و اطوار همان حقیقت واحدند که به صورت‌های گوناگون ظاهر شده‌اند. در ادامه، مباحثی پیرامون مفهوم وصف و شرط در اصول فقه مطرح می‌شود تا دقت در فهم کلام معصوم و پرهیز از برداشت‌های سطحی از اطلاق و تقیید تبیین گردد. در نهایت، با نقد نظریه رتبه‌بندی وجودات، بر اتحاد ماده و صورت و عرض در حقیقت واحد تأکید می‌شود تا روشن گردد که تصور مراتب در عالم خارج، امری اعتباری و تعقلی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت وجود و جایگاه تعینات در هستی

8
  • او دارد مى‌گوید كه مولانا شما هفتۀ قبل گفتید: أکرمِ العالم، بسیار خب حالا به تو مى‌گویم: متقى، حالا متقى شد، آن موقع كه به تو گفتم: أکرمِ العالم منظور من از عالم، مطلق عالم بود نه عالم متقى، چون تأخیر بیان از وقت حاجت بود بنابراین آن عالم متقى [و غیر متقی] است. ولى اگر فى المجلس بگوید: أکرمِ العالم و یك سفره‌اى بیندازید و نذرى و فلان بعد بگوید: عالم متقى، خب این‌ معلوم مى‌شود كه در نظرش منظور از عالم، متقى بوده منتها نگفته و قیدش را چند دقیقه بعد گفته است. این خودش قرینۀ حالیه است و از قرائن حالیه و اینها انسان خودش منظور را مى‌فهمد.

  • لذا رفقا باید توجه داشته باشیم که در مقام استنباط خیلى این موضوع را رعایت و دقت كنیم. به این نحوه كلام امام علیه‌السّلام و به نحوۀ تعبیرى كه مى‌آورد دقت کنیم! شما در یك روایت یك مسئله و یك حكمى را مى‌بینید فرض كنید امام راجع به فلان قضیه فرمود: فِى الغَنَمِ زَکاةٌ، بعد یك دفعه مى‌بینید راوی آن یونس بن عبدالرحمان است، یك روایت دیگر مى‌بینید مربوط به یك امام دیگر که مى‌فرماید: فِى الغَنَمِ السائِمَة زکاةٌ كه راویش سكونى است، یونس عبدالرحمن با سكونى دو نفر مختلف از جاهاى مختلف هستند یااینكه أبان است خب خیلى مقدم است، متقدم است، أبى‌بصیر و امثال‌ذلك است. اینها در دوجا و در دو موقع هستند.

  • وقتى كه از حیث زمان نگاه مى‌كنید مى‌بینید كه اینها دو فرد مختلف هستند و هردوى اینها‌ هم در یك مجلس نبودند، یكى در این مجلس بوده از امام این را شنیده، آن یكى در یك مجلس دیگر بوده از امام آن را شنیده است لذا در اینجا‌ صاف مى‌گویید: منظور هردوى این قضیه است و منظور امام جنبۀ اطلاق دارد. اما اگر همان شخصى كه این را مى‌گوید: فِى الغَنَمِ زکاةٌ خودش در یك وقت دیگر بگوید: فِى الغَنَمِ السائِمَةِ زکاةٌ، پس معلوم مى‌شود راوى در اینجا آمده دو نحو نقل كرده است اما امام نیامده نقل بكند. این دقت‌ها بسیار دقت‌هاى اجتهادى است كه چطور انسان بفهمد آیا تغییرِ تعبیر از راوى است یا از امام است و آیا زمان، زمان واحد است و یا زمان، زمان مختلف بود؟! در كیفیت و خصوصیات تعبیر است كه انسان مراد امام علیه‌السّلام و دایرۀ موضوع را براى تعلق تكلیف بهتر مى‌تواند بیان كند و بفهمد كه منظور امام در اینجا چه بوده و چه جهتى مورد نظر داشته است.

/