اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت وجود و جایگاه تعینات در هستی

تحلیل نسبت میان وجود مطلق و عوارض خارجی در حکمت متعالیه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود و نحوه ظهور آن در قالب تعینات و عوارض خارجی می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج پیرامون ماهیت و عوارض آغاز شده و با بررسی مقام هوهویت و وجود بحت و بسیط ادامه می‌یابد. در این مسیر، استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس و تحلیل‌های دقیق فلسفی، به تبیین این نکته می‌پردازد که عوارض و تعینات، اموری خارج از حقیقت وجود نیستند، بلکه شئونات و اطوار همان حقیقت واحدند که به صورت‌های گوناگون ظاهر شده‌اند. در ادامه، مباحثی پیرامون مفهوم وصف و شرط در اصول فقه مطرح می‌شود تا دقت در فهم کلام معصوم و پرهیز از برداشت‌های سطحی از اطلاق و تقیید تبیین گردد. در نهایت، با نقد نظریه رتبه‌بندی وجودات، بر اتحاد ماده و صورت و عرض در حقیقت واحد تأکید می‌شود تا روشن گردد که تصور مراتب در عالم خارج، امری اعتباری و تعقلی است.

تبیین حقیقت وجود و جایگاه تعینات در هستی

6
  • ما چندتا از اینها بین مسلمان‌ها داریم؟! مسیحى بودند و بسیار منظم و آراسته و ...، جاى همه خالى! مثل این مسیحى با این اخلاق ما چندتا در میان مسلمان‌ها داریم؟! چندتا؟! خودمان را داریم مى‌گوییم، اگر یك پنج تومانى روى زمین پیدا كنند شش نفر به آن هجوم مى‌آورند، پنج‌تا یك تومانى! او حداقل دو هزار دلار پیدا كرده [بود]، مى‌توانست بردارد و كسى هم صدایش درنیاید و مى‌گفت: پیدا نكردم. مى‌خواستم یك مقدارى به او بدهم نمی‌گرفت، به زور داخل جیبش چپاندم و گفتم: بابا بگیر خودم دارم به تو مى‌دهم. مى‌گفت: آقا ما هر روز ده‌ها مورد از اینها پیدا مى‌كنیم شما نفر اول و آخر نیستى.

  • این اخلاق كجا پیدا مى‌شود؟! كجا پیدا مى‌شود؟! خب بالأخره این‌هم یك گریز به كربلا و ادامۀ مطلب! توجه فرمودید؟!

  • حالا فرض كنید یك هم‌چنین رقبه‌اى مثل این جوان یا جوان کناری‌اش را مى‌خواهد در راه خدا آزاد كند، بگوید: دلم مى‌خواهد. شارع گفته كه این حكم «أعتِق» هم روى مسلم و هم روى كافر رفته است و بنده هم دلم مى‌خواهد این را آزاد كنم و شارع نمى‌تواند من را محدود كند، شارع حق ندارد، اگر منظور شارع مؤمنه است مى‌تواند بگوید، آن‌وقت آنجا دیگر نمى‌تواند بگوید: أعتق رَقِبَةً، آنجا باید بگوید: أعتق رَقِبَةً مؤمنةً كه قشنگ مسئله را بیان كند.

  • اگر شارع بگوید: أعتق رَقِبَةً بعد در یك مجلس دیگر بگوید: أعتق رَقِبَةً مؤمنةً، معلوم مى‌شود كه نظر شارع روى صرف رقبه است، چون این تأخیر بیان از وقت حاجت است و مکلف بلند مى‌شود مى‌رود غیر مومنه آزاد مى‌كند، لذا منظور شارع همان عتق رقبه است منتها به‌خاطر آن جهت ایمانش تأكید دارد که ثوابش بیشتر است و امثال‌ذلك، خب من نمى‌خواهم ثواب ببرم، مى‌خواهم به همان حكم شارع عمل بكنم. ایراد ندارد.

  • لذا برخلاف نظر بسیارى از افراد وصف نیز مانند شرط مفهوم دارد. بله، چون وصف مفهوم دارد ـ حالا كارى به شارع نداریم ‍ـ اگر متكلم حكیم بخواهد عدم وجود مفهوم را در اینجا لحاظ كند باید یك قرینه بیاورد، آن قرینه به‌ جاى خودش، در ا‌ینجا هم مسئله و قضیه همین است.