اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت وجود و جایگاه تعینات در هستی

تحلیل نسبت میان وجود مطلق و عوارض خارجی در حکمت متعالیه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود و نحوه ظهور آن در قالب تعینات و عوارض خارجی می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج پیرامون ماهیت و عوارض آغاز شده و با بررسی مقام هوهویت و وجود بحت و بسیط ادامه می‌یابد. در این مسیر، استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس و تحلیل‌های دقیق فلسفی، به تبیین این نکته می‌پردازد که عوارض و تعینات، اموری خارج از حقیقت وجود نیستند، بلکه شئونات و اطوار همان حقیقت واحدند که به صورت‌های گوناگون ظاهر شده‌اند. در ادامه، مباحثی پیرامون مفهوم وصف و شرط در اصول فقه مطرح می‌شود تا دقت در فهم کلام معصوم و پرهیز از برداشت‌های سطحی از اطلاق و تقیید تبیین گردد. در نهایت، با نقد نظریه رتبه‌بندی وجودات، بر اتحاد ماده و صورت و عرض در حقیقت واحد تأکید می‌شود تا روشن گردد که تصور مراتب در عالم خارج، امری اعتباری و تعقلی است.

تبیین حقیقت وجود و جایگاه تعینات در هستی

1
  • درس هفتصد و هشتاد و چهارم

  • کلام مرحوم شیخ اشراق براى اثبات عقل مجرد و واحد و مستقل، نسبت به ارباب اشیاء (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • به‌دنبالۀ صحبت‌های گذشته راجع به كیفیت نشئۀ علیت نسبت به اصل الوجود و همین‌طور نشئۀ علیت نسبت به استكمال وجود و اطوار وجود مطالبى كه عرض شد به اینجا رسید كه نفس تبلور و ظهور خارجى اعیان خارجى، با اطوار و كیفیات و عوارضى كه بر آن مترتب مى‌شود تفاوتى ندارد. یا ما باید عوارض را جزو وجود بدانیم یا خارج از وجود، اگر عوارض خارج از وجود باشد بنابراین عدم برایش حاكم است و لا ثالث لَهما و اینكه ماهیت در لسان اهل حكمت به‌عنوان لا لیس و لا أیس تلقى می‌شود، گفتیم که این مسئله محل تأمل است زیرا ماهیت امر خارج از وجود نیست و همان حقیقت وجود است كه آن حقیقت به‌طور خاص و به شكل خاص درآمده است.

  • همان‌طورى‌كه صحبت هست و دیگران هم نسبت به این مسئله تفوّه كرده‌اند این است كه یك حقیقت وجود هست كه آن در مرحلۀ بساطت خودش هیچ تغیّر و تبدل و تحولى به خود نگرفته و یك ماهیت است كه آن ماهیت، امر وجودى و امر عدمى هم نیست. نمى‌شود به او عدم گفت چون بالأخره ما یك خصوصیاتى را مشاهده مى‌كنیم و ادراك آن حقیقت وجود ماوراى ادراك عوارض و خصوصیات نوعیۀ افراد است. وقتى كه ما به انواع مختلفه نگاه مى‌كنیم حیوانات مختلفى را مى‌بینیم، انسان را مى‌بینیم، ملائكه را ادراك مى‌كنیم، در عالم مثال و در عالم رؤیا با برزخ تماس برقرار مى‌كنیم، حقایق و مطالبى را در عالم مثال مشاهده مى‌كنیم كه آنها‌ با عالم ماده متفاوت هستند و قوانینى كه در آن عالم هست با آن قوانین در این عالم فرق مى‌كند.

  • بنابراین مى‌فهمیم كه یك حقیقت وجودى بر همه چیز سارى و جارى است و در این مرتبه گریز و گزیرى نیست، آنچه كه هست اختلافاتى است كه این اختلافات خارج از آن وجود است ولكن به این وجود عارض شده است و این وجود را به اَشكال مختلف درآورده است و به صورت‌هاى مختلف ظاهر كرده است و به عوارض گوناگون معروض واقع شده است.