اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه شیخ اشراق پیرامون ضرورت وجود یک «عقل مجرد و مستقل» برای هر نوع از موجودات عالم می‌پردازد. بحث با تحلیل حرکت جوهریه و ضرورت وجود یک امر ثابت برای انتظام اجزاء و حفظ تشخص اشیاء آغاز می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌های مادی و تبیین معنای عمیق «عروض»، توضیح می‌دهد که چگونه قوا و تعینات موجودات، ظهوراتی از یک حقیقت ثابت هستند که بدون آن، فعلیت و تشخص معنا نخواهد داشت. در ادامه، این مبنای فلسفی به تفاوت مراتب ادراک و سعه وجودی انسان‌ها پیوند می‌خورد و با استناد به روایات، تبیین می‌شود که چرا ظرفیت فهم حقایق در افراد متفاوت است. این جلسه در نهایت به این نتیجه می‌رسد که تفاوت در درجات بهشت و مراتب معرفت، ناشی از تفاوت در سعه وجودی و رب‌النوع هر فرد است که در دنیا و آخرت جاری است.

اثبات عقل مجرد و رب‌النوع در حکمت اشراق

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه شیخ اشراق پیرامون ضرورت وجود یک «عقل مجرد و مستقل» برای هر نوع از موجودات عالم می‌پردازد. بحث با تحلیل حرکت جوهریه و ضرورت وجود یک امر ثابت برای انتظام اجزاء و حفظ تشخص اشیاء آغاز می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌های مادی و تبیین معنای عمیق «عروض»، توضیح می‌دهد که چگونه قوا و تعینات موجودات، ظهوراتی از یک حقیقت ثابت هستند که بدون آن، فعلیت و تشخص معنا نخواهد داشت. در ادامه، این مبنای فلسفی به تفاوت مراتب ادراک و سعه وجودی انسان‌ها پیوند می‌خورد و با استناد به روایات، تبیین می‌شود که چرا ظرفیت فهم حقایق در افراد متفاوت است. این جلسه در نهایت به این نتیجه می‌رسد که تفاوت در درجات بهشت و مراتب معرفت، ناشی از تفاوت در سعه وجودی و رب‌النوع هر فرد است که در دنیا و آخرت جاری است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اثبات عقل مجرد و رب‌النوع در حکمت اشراق

11
  • تلمیذ: با این بیانى كه مطرح فرمودید، طبعاً قابلیت توسعه نیست. یعنى اگر ابوذر یك روز به سرش بزند كه به آن توسعه‌اى كه سلمان رسیده، برسد نمی‌تواند؟

  • استاد: اصلاً نمى‌تواند به سرش بزند، فرض بكنید كه شما برای بچه‌اى مقدارى غذا بگذارید بعد سیر بشود، بعد بگوید كه نه من مى‌خواهم آن مقدارى كه براى آقاجان پلو ریختید همان مقدار را بخورم، مى‌گوییم که خب حالا بخور! همین‌طور مى‌ایستد و نگاه مى‌كند. اصلاً نمى‌تواند، اصلاً در او چنین چیزى نیست.

  • اختلاف مراتب در بهشت به‌واسطۀ اختلاف سعۀ افراد

  • لذا مراتبى كه در بهشت هست همین است، آن افرادى كه در بهشت هستند اصلاً نمى‌توانند بفهمند آن کسی كه بالاتر است كیست! چون سعه‌شان همان‌قدر است، نمى‌توانند، هرچه هم زور بزنند نمى‌فهمند چون اصلاً گنجایش [ندارند] یعنى آن‌قدر خدا در همان مرتبه به اینها نعمات افاضه مى‌كند كه اصلاً تصور اینكه بالاترى هم هست براى آنها نیست! چنین مسئله‌اى نیست! این‌هم اشتباه نشود و این‌طور خیال نكنیم كه بهشت در روز قیامت مثل یك آپارتمان هشت طبقه است که این بالا را نگاه بكند. نه!

  • امام حسین علیه‌السّلام و پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در كنار شما هستند ولى در مرتبۀ خودشان هستند، اینكه مى‌گویند: در روز قیامت در كنار ما و جلیس ماست معنایش این است كه امیرالمؤمنین علیه‌السّلام هست و در كنار شما مى‌نشیند و با شما صحبت مى‌كند و از این‌طرف و آن‌طرف [می‌گوید] ولى این در مرتبۀ خودش هست كه شما اصلاً نمى‌فهمید، خیال می‌کنید کنار نشسته و حرف مى‌زنید.

  • تلمیذ: كما اینكه در دنیا همین‌طور است.

  • استاد: یعنى همین دنیا ظهورش در بهشت است، تفاوتى ندارد.

  • معنای یوم التغابن

  • تلمیذ: پس این یوم التغابن چه مى‌شود؟

  • استاد: قبلش هست، آن براى كفار و براى اهل جهنم است ولی وقتى كه وارد بهشت شدند نه دیگر، چون دیگر در بهشت حزن و اندوه نیست و همین‌كه وارد بهشت مى‌شود یعنى مشمول نعمت خدا مى‌شود دیگر حزنى وجود ندارد. حزن و اندوه و تغابن و ﴿وَيَقُولُ ٱلۡكَافِرُ يَٰلَيۡتَنِي كُنتُ تُرَٰبَۢا﴾1 یا مثلاً ﴿قَالَ رَبِّ ٱرۡجِعُونِ * لَعَلِّيٓ أَعۡمَلُ صَٰلِحٗا فِيمَا تَرَكۡتُ﴾2 اینها براى قبل از دخول در بهشت است، جهنم كه مى‌روند همۀ اینها را دارند ولى وقتى كه از جهنم خارج شدند مشمول رحمت مى‌شوند. افراد مختلف هستند و همه مخلد نیستند ولى وقتى كه آنها وارد بهشت شدند دیگر تغابنى نیست، چرا؟! چون در بهشت دیگر حزنى نیست لذا من‌باب‌مثال خدا یك آمپول به اینها تزریق مى‌كند و هرچه گذشته است دیگر یادش مى‌رود كه اصلاً چه بوده و ...! فقط آن مظاهر جمالیه براى او جلوه دارد، نه جلالیه كه موجب حزن و اندوه بشود، موجب سرشكستگى بشود و امثال‌ذلک.

    1. . سوره نبأ (78) آیه 40. معادشناسی، ج 8، ص 227:
      «و در آن روز كافر می‌گوید: اى كاش من خاك بودم (و چنین روزى را مشاهده نمى‌نمودم)».
    2. . مؤمنون (23) آیه 99 و 100. مطلع انوار، ج 13، ص 271:
      «فریادش بلند گشته مى‌گوید كه: پروردگارا، مرا بازگردان * شاید بتوانم جبران گذشته و مافات بنمایم! ابداً این‌طور نخواهد بود و بازگشتى در كار نمى‌باشد! و این سخنى است كه از دهان تجاوز نمى‌نماید درحالى‌كه در پیشاپیش آنان عالم برزخ تا روز قیامت امتداد یافته است (و آنان در عالم برزخ به نتیجه كردار خود در دنیا خواهند رسید).»
/ 260