
اثبات عقل مجرد و ربالنوع در حکمت اشراق
تبیین جایگاه عقل مستقل در بقای موجودات و تفاوت مراتب ادراک
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه شیخ اشراق پیرامون ضرورت وجود یک «عقل مجرد و مستقل» برای هر نوع از موجودات عالم میپردازد. بحث با تحلیل حرکت جوهریه و ضرورت وجود یک امر ثابت برای انتظام اجزاء و حفظ تشخص اشیاء آغاز میشود. استاد با نقد دیدگاههای مادی و تبیین معنای عمیق «عروض»، توضیح میدهد که چگونه قوا و تعینات موجودات، ظهوراتی از یک حقیقت ثابت هستند که بدون آن، فعلیت و تشخص معنا نخواهد داشت. در ادامه، این مبنای فلسفی به تفاوت مراتب ادراک و سعه وجودی انسانها پیوند میخورد و با استناد به روایات، تبیین میشود که چرا ظرفیت فهم حقایق در افراد متفاوت است. این جلسه در نهایت به این نتیجه میرسد که تفاوت در درجات بهشت و مراتب معرفت، ناشی از تفاوت در سعه وجودی و ربالنوع هر فرد است که در دنیا و آخرت جاری است.
اثبات عقل مجرد و ربالنوع در حکمت اشراق
1درس هفتصد و هشتاد و پنجم
کلام مرحوم شیخ اشراق براى اثبات عقل مجرد و واحد و مستقل، نسبت به ارباب اشیاء (3)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
عرض شد كه مرحوم شیخ اشراق براى اثبات عقل مجرد و واحد و مستقل، نسبت به ارباب اشیاء مطالبى ذكر كردند كه در جلسات گذشته صحبت از كیفیت تقریر آن مطالب شد و عرض شد كه این قوایى كه بر انسان عارض است [اعمّ] از قواى نباتیه، حیوانیه، نامیه و امثالذلك، اگر بخواهند تابع و مبلَّغ محل و مَحالّ خودشان باشند بهواسطۀ تبدل و تغیّرى كه در محل پیدا مىشود آنها هم متغیر خواهند شد و باید حقیقت ثابتی این قوا را حفظ كند و ارتباط بین اینها و محل را نگه دارد.
ما از آن حقیقت ثابت تعبیر مىآوریم به آن خَیطى كه همۀ این حلقات را دربردارد و همۀ دانههاى تسبیح را منتظم مىكند و آنها را در كنار یكدیگر قرار مىدهد. از این نقطهنظر خب بالأخره اینها جنبۀ عرضى دارند و بهواسطۀ آن جنبۀ عرضى بودن مادامى كه خود محل ثبات دارد طبعاً عرضى كه قائم به اوست هم ثابت است، وقتى كه محل تغییر پیدا كرد آن عرض هم تغییر پیدا مىكند. این مطلب نیازى به عرضى و جوهرى بودن ندارد، بهطوركلى در هر حالّ و محلى ـ هر چیزى كه جنبۀ حلول داشته باشد ـ این مسئله هست و هر چیزى كه جنبۀ تغیّر و تبدل داشته باشد و بهواسطۀ تغیّر و تبدل خود صورت یا عرض او هم تفاوت پیدا مىكند، این مسئله در آنجا وجود دارد.
اگر در نظر شریف رفقا باشد در بحث حقیقت جوهریه صحبت شد كه مرحوم صدرالمتألهین براى اثبات آن جوهریۀ بقاء و استمرار آن حركت جوهریه یك امر ثابتى را درنظر مىگیرند كه آن امر ثابت موجب بقاء حالت سابقه و تبدلش به حالت مستقبله خواهد شد. این حركت از اینجا مىتواند شكل پیدا بكند، یعنى در عین اینكه امرى در حال تغیّر و تبدل است باید امر ثابتى وجود داشته باشد، مگر حركت عبارت از ذاتى خود شىء باشد و شىء چه نبات باشد یا حیوان، در قوام خودش حركت را داشته باشد و بهواسطۀ این حركت از آنجایى كه این حركت، حركت كمیه، زمانیه و امثالذلك نیست [بلکه] حركتِ جوهریه است و جوهر در حال تغییر و تبدل است، ما امر ثابتى كه بتواند واسطه و حلقۀ رابط بین آن مادۀ ماهیه و مادۀ مستقبله باشد را پیدا نمىكنیم، چون روى هركدام از این اجزاء كه شما توجه كنید خود آنهم در حال حركت است و هیچ نقطۀ ثابتى وجود ندارد.
