
اثبات عقل مجرد و ربالنوع در حکمت اشراق
تبیین جایگاه عقل مستقل در بقای موجودات و تفاوت مراتب ادراک
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه شیخ اشراق پیرامون ضرورت وجود یک «عقل مجرد و مستقل» برای هر نوع از موجودات عالم میپردازد. بحث با تحلیل حرکت جوهریه و ضرورت وجود یک امر ثابت برای انتظام اجزاء و حفظ تشخص اشیاء آغاز میشود. استاد با نقد دیدگاههای مادی و تبیین معنای عمیق «عروض»، توضیح میدهد که چگونه قوا و تعینات موجودات، ظهوراتی از یک حقیقت ثابت هستند که بدون آن، فعلیت و تشخص معنا نخواهد داشت. در ادامه، این مبنای فلسفی به تفاوت مراتب ادراک و سعه وجودی انسانها پیوند میخورد و با استناد به روایات، تبیین میشود که چرا ظرفیت فهم حقایق در افراد متفاوت است. این جلسه در نهایت به این نتیجه میرسد که تفاوت در درجات بهشت و مراتب معرفت، ناشی از تفاوت در سعه وجودی و ربالنوع هر فرد است که در دنیا و آخرت جاری است.
اثبات عقل مجرد و ربالنوع در حکمت اشراق
5اگر این دست به قلم نبرد و بر روى كاغذ یك بیت ننویسد، از كجا مىفهمیم که اولاستاد خط است؟! پس این خطى كه مىنویسد مىتواند در قبال او شاخوشانه بكشد و بگوید: درست است تو مرا خلق كردى، درست است تو مرا ایجاد كردى، اما اگر مرا ایجاد نمىكردى كسى مىتوانست بفهمد تو خطاطى؟! از كجا مىفهمید؟! هزار بار هم بگویى که من اول خطاطم، من اول نقاشم، تا نقشى نیافرینى، تا خطى ننویسى، تا اثرى ایجاد نكنى، تا ظهورى از تو بهوجود نیاید، چه کسی این استعداد، خلاقیت، ارزش، تفوق و این شخصیت تو را مىفهمد؟! توجه كردید؟! کسی نمىتواند تشخیص بدهد.
بنابراین از اینجاست كه این ظهورى كه الآن پیدا شده بهواسطۀ همان حیثیت ربطیهاى كه بین مُظهِر و مَظهَر ثابت است و دیگر قابل براى تغیّر نیست همان موجب تغیر و تبدل تعینات و تشخصات خارج است که بهواسطۀ آن پیدا میشود و این حرف باید ضمیمۀ آن مبناى صدرالمتألهین بشود تا آن مبنا بتواند مبناى قابل توجه بشود.
مسئلۀ عقل مستقل در كلام شیخ اشراق بعینه همین مطلب است و تفاوت نمىكند. مرحوم شیخ اشراق هم همین را مىفرمایند؛ مىفرمایند: عرض كه خودش قائم به خودش نیست بلکه قائم به محل است و وقتى كه محل در اینجا تبدل پیدا بكند عرض هم در واقع متبدل مىشود، پس علت بقاء و استمرار این قواى نباتیه چه خواهد بود؟! هیچ، ما اصلاً هیچ علتی براى استمرار قوۀ نباتیه یا قوۀ حیوانیه نداریم. بنابراین عروض این قواى نباتیه، حیوانیه، نامیه و امثالذلک بر محل باید بهواسطۀ امر مستقل خارج از آن تعینات و تشخصات خارجى باشد. خب حرف، حرف بدى نیست و مىشود روی آن فكر كرد.
البته در اینجا بعضى از بزرگان یك حاشیه و مطلبى دارند كه مطلب آنها جاى تأمل است كه حالا إنشاءالله عرض مىكنیم.
و ذَهَبَ الشیخُ المُتألِهُ المُتعَصِبُ لأفلاطون و مُعَلِمیه و حُکَماءِ الفُرس موافِقاً لَهُم ـ إلى أنَهُ یَجِبُ أن یَکونَ لِکُلِ نوعٍ مِنَ الأنواعِ البَسیطَةِ الفَلَکیَةِ و العُنصُریَة و مرکباتها النباتیة و الحیوانیة عقلٌ واحدٌ مجردٌ عن المادةِ مُعتَنٍ فی حَقِ ذلِک النوعِ ـ و هوَ صاحِبُ ذلِکَ النّوع و ربّه و قد استدل على إثباتها بِوجوه.1
- . الحكمة المتعالیة، ج 2، ص 53.
