اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اثبات عقل مجرد و رب‌النوع در حکمت اشراق

تبیین جایگاه عقل مستقل در بقای موجودات و تفاوت مراتب ادراک

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه شیخ اشراق پیرامون ضرورت وجود یک «عقل مجرد و مستقل» برای هر نوع از موجودات عالم می‌پردازد. بحث با تحلیل حرکت جوهریه و ضرورت وجود یک امر ثابت برای انتظام اجزاء و حفظ تشخص اشیاء آغاز می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌های مادی و تبیین معنای عمیق «عروض»، توضیح می‌دهد که چگونه قوا و تعینات موجودات، ظهوراتی از یک حقیقت ثابت هستند که بدون آن، فعلیت و تشخص معنا نخواهد داشت. در ادامه، این مبنای فلسفی به تفاوت مراتب ادراک و سعه وجودی انسان‌ها پیوند می‌خورد و با استناد به روایات، تبیین می‌شود که چرا ظرفیت فهم حقایق در افراد متفاوت است. این جلسه در نهایت به این نتیجه می‌رسد که تفاوت در درجات بهشت و مراتب معرفت، ناشی از تفاوت در سعه وجودی و رب‌النوع هر فرد است که در دنیا و آخرت جاری است.

اثبات عقل مجرد و رب‌النوع در حکمت اشراق

6
  • لِکُلِ نوعٍ مِنَ الأنواعِ البَسیطَةِ؛

  • چون آنها قائل بودند بر اینكه فلك هم براى‌ خودش یك نوع خاصى از عناصر است و با عناصر سایر كرات فرق مى‌كند. و همین‌طور مركبات آن انواع بسیطه كه مركبات نباتیه و حیوانیه هستند كه از تركیب مواد و امزجه یك جنبۀ تركیبى نباتیه و حیوانیه و امثال‌ذلک پیدا مى‌شود. البته اینها همین‌طور هم نیست لذا بى‌توجهى نكنید و به آن توجه كنید! قدماء و بزرگان روى این مطالب همه توجه داشتند و مبانیشان روى این قضایا بود و اصلاً به‌طوركلى طب قدیم و سنتى براساس همین تركیبات امزجه و اینها شكل گرفته و پایه و اساسش همین است. امروزه هم دارند دوباره به این مطالب برمى‌گردند.

  • عقلٌ واحدٌ مجردٌ عن المادةِ ... خب براى هركدام از اینها عقل واحدى كه مجرد از ماده است و ماوراء ماده است باید وجود داشته باشد كه در حقّ این نوع توجه دارد، و رب و صاحب این نوع همان عقل واحد مجرد است كه این خصوصیت را دارد و این مسئله خیلى عجیب جاى تأمل دارد.

  • علت تفاوت در فهم‌ اشخاص

  • حالا البته مى‌گویم که این مطالب مطالبى است كه خیلى جاها مى‌شود از آن استفاده كرد، اگر شما توجه كنید مى‌بینید هر كسى یك حد وجودى دارد و تعقلش به یك اندازه است، خب شما با یك شخص صحبت مى‌كنید هنوز حرف را نزده‌ روى هوا مى‌گیرد، یكى دیگر را یك ساعت حرف مى‌زنید باز مى‌گوید که هنوز به من نچسبیده، با او یك ساعت صحبت مى‌كنید مى‌گوید که من هنوز باید بروم روى حرف‌هایت فكر كنم. چه اختلافى اینجا هست؟! این چه تفاوتى هست كه آن این‌طور است، این آن‌طور است.

  • امیرالمؤمنین علیه‌السّلام هم در نهج‌البلاغه در همان كلمات قصار در این زمینه مطالبى دارند كه هر كسى یك عقلى و یك مرتبۀ سعۀ وجودى از شناخت‌ دارد، اگر آنچه را که چیز دارد با آن تطبیق بكند مى‌تواند به آن مسئله برسد و اگر تطبیق نكند نمى‌تواند به آن مسئله برسد و بپذیرد، لذا همیشه به ما این دستورات را دادند؛ «نَحنُ مَعاشِرَ أنبیاء اُمِرنا أن نُکَلِّمَ النّاس عَلى قَدرِ عُقولِهِم»1 این «قَدرِ عُقولِهِم» یعنى همان رب‌النوع. هر كسى براى خودش یک رب‌النوع و مقدارى سعه دارد، بیشتر اگر بگویى ممكن است كمرش بشكند و تحمل نكند.

    1. الكافى، ج 1، ص 23.