
اثبات عقل مجرد و ربالنوع در حکمت اشراق
تبیین جایگاه عقل مستقل در بقای موجودات و تفاوت مراتب ادراک
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه شیخ اشراق پیرامون ضرورت وجود یک «عقل مجرد و مستقل» برای هر نوع از موجودات عالم میپردازد. بحث با تحلیل حرکت جوهریه و ضرورت وجود یک امر ثابت برای انتظام اجزاء و حفظ تشخص اشیاء آغاز میشود. استاد با نقد دیدگاههای مادی و تبیین معنای عمیق «عروض»، توضیح میدهد که چگونه قوا و تعینات موجودات، ظهوراتی از یک حقیقت ثابت هستند که بدون آن، فعلیت و تشخص معنا نخواهد داشت. در ادامه، این مبنای فلسفی به تفاوت مراتب ادراک و سعه وجودی انسانها پیوند میخورد و با استناد به روایات، تبیین میشود که چرا ظرفیت فهم حقایق در افراد متفاوت است. این جلسه در نهایت به این نتیجه میرسد که تفاوت در درجات بهشت و مراتب معرفت، ناشی از تفاوت در سعه وجودی و ربالنوع هر فرد است که در دنیا و آخرت جاری است.
اثبات عقل مجرد و ربالنوع در حکمت اشراق
7بزرگان هم همیشه همینطور بودند، داریم: «لَو عَلِمَ أبوذَر ما فى قَلبِ سَلمان لَکَفَّرَهُ أو لقَتَلَه»1 آن ربالنوع سلمان یك چیز است، ربالنوع اباذر یك چیز دیگر است، [اباذر] نمىتواند از مقام عقل خودش بیاورد چون نمىتواند بكشد، معنا، معناى جالبى است. خب بالأخره مىداند این سلمان آدم عادى نیست، هندوانهفروش نیست كه دارد این حرف را مىزند، سلمان است! سلمان دارد چنین حرفى مىزند، خب یا «لَکَفَّرَهُ» یا «لقَتَلَه»، مىگوید: این دیگر به سیم آخر زده و نمىدانم امروز سلمان از خواب بلند شده خلاصه حالش خوب بوده یا خوب نبوده؟! این چه حرفى است الآن دارد مىزند؟! «لَکَفَّرَهُ» یعنی تكفیرش مىكند، اباذر سلمان را تكفیر مىكند. خب بله! ایراد ندارد.
ما از اباذر صدق را سراغ داریم ولى از مقام عقلانیت و تفكرش كه اطلاع نداریم، از اصحاب خاص بوده، پیرو امیرالمؤمنین علیهالسّلام بوده، جزو آن چند نفرى بوده كه بعد از رسول خدا تكان نخوردند. سلمان و اباذر و مقداد بودند دیگر که در ولایت امیرالمؤمنین تكان نخوردند. اینها همه درست است. هیاهو و جنجال، تبلیغات، اشاعات و اینها نتوانست آنها را از آن خط سیر حركت بدهد، شنیده بودند.
شناخت و معرفت امام علیهالسّلام بالاتر از هر عمل خارجی
خب ولى صحبت در این است كه آیا همان ولایتى را كه سلمان از امیرالمؤمنین شناخته بود، او هم در همان مرتبه بود؟! خب اگر اباذر در شناخت ولایت عقلش مثل سلمان باشد و سییان باشند «لَکَفَّرَهُ» دیگر معنا ندارد. یا در بعضى از تعابیر داریم كه «ما مَعرفته بالنورانیة»2 یا راجع به زیارت امام رضا علیهالسّلام داریم که رسول خدا مىفرمایند: كسى كه با معرفت زیارت كند فرزندم را كه در طوس مدفون خواهد شد و پاره جگر من است و ...، ثواب یك حج و دو حج و دهتا و هزارتا برایش مینویسند،3 این هزارتا چیست؟! این هزارتا، من مىگویم كه اصلاً حساب ندارد، یعنى براى كسى كه واقعاً امام رضا را شناخته باشد دیگر عمل او از حد فعل خارجى و ارزش فعل خارجى بالاتر است. شما بگویید: صد هزارتا حج و عمره، صد میلیارد! یعنى این در یك حد است كه دیگر اصلاً نمىشود [آن را محدود نمود] همانطور كه خود فعل و عمل و حج امام رضا در قالب نمىگنجد و حد ندارد. آن براى ماست و از حدود ماست كه اگر توجهمان بیشتر باشد، خب یكخرده ملائكه چربترش مىكنند البته با روغن چراغ!! باز یكخرده بیشتر باشد، باز یكخرده پیازداغش را بیشتر مىكنند، نعناداغش را بیشتر مىكنند، بعد هم كه اگر حواسمان جاهاى دیگر باشد ... بله! طرف دارد طواف مىكند، افراد به او سلام مىكنند دست برایشان تكان مىدهد، بدبخت دارى طواف مىكنى!
- . همان، ص 401.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به بحار الأنوار، ج 26، ص 1.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به وسائل الشیعة، ج ۱4، باب استِحبابِ زیارَةِ قَبرِ الرِّضا عَلَیهِ السَّلامُ، ص 555.
