اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اثبات عقل مجرد و رب‌النوع در حکمت اشراق

تبیین جایگاه عقل مستقل در بقای موجودات و تفاوت مراتب ادراک

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه شیخ اشراق پیرامون ضرورت وجود یک «عقل مجرد و مستقل» برای هر نوع از موجودات عالم می‌پردازد. بحث با تحلیل حرکت جوهریه و ضرورت وجود یک امر ثابت برای انتظام اجزاء و حفظ تشخص اشیاء آغاز می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌های مادی و تبیین معنای عمیق «عروض»، توضیح می‌دهد که چگونه قوا و تعینات موجودات، ظهوراتی از یک حقیقت ثابت هستند که بدون آن، فعلیت و تشخص معنا نخواهد داشت. در ادامه، این مبنای فلسفی به تفاوت مراتب ادراک و سعه وجودی انسان‌ها پیوند می‌خورد و با استناد به روایات، تبیین می‌شود که چرا ظرفیت فهم حقایق در افراد متفاوت است. این جلسه در نهایت به این نتیجه می‌رسد که تفاوت در درجات بهشت و مراتب معرفت، ناشی از تفاوت در سعه وجودی و رب‌النوع هر فرد است که در دنیا و آخرت جاری است.

اثبات عقل مجرد و رب‌النوع در حکمت اشراق

8
  • این اگر صد میلیون حج هم برود به‌اندازۀ گربه‌اى كه در مسجدالحرام مى‌رود خیال نمى‌كنم ملائكه برایش [ثواب] بنویسند! چه‌ می‌دانم می‌گویند که این رئیس‌جمهورهای خارجى که می‌آمدند [این‌طوری بودند]! حالا این حجى كه برایشان مى‌نویسند که سلام علیكم، ممنون، متشكرم، من دارم طواف مى‌كنم و حالتان خوب است؟! خب این‌هم یك حج است، یا آن شخصى كه طواف مى‌كند و اصلاً نمى‌فهمد كجاست، در چه عالمى است و در چه وضعى است. وقتى به او نگاه مى‌كنى مى‌بینى اصلاً چشمش مردم را نمى‌بیند، چشمش درودیوار نمى‌بیند، در حال‌وهوایى است كه در آنجا وجودى از خود ندارد كه بخواهد او را در طواف عرضه كند، اصلاً از خودش وجودى ندارد در طواف، این کجا و [آن کجا؟!] آیا مى‌شود گفت كه این طوافش فلان قدر ثواب دارد؟! اصلاً ثواب معنا ندارد كه بخواهند به پاى این بنویسند، چه مى‌خواهند بنویسند؟!

  • علت قابل شمارش نبودن ثواب اعمال مؤمنان حقیقی و اولیاء

  • در روایات ائمه علیهم‌السّلام فرموده‌اند كه عمل مؤمن قابل براى ثواب نیست! چون ارزش براى این است كه انسان یك حالت استقرار داشته باشد، استقلال داشته باشد، بخواهد خود مطلبى را انجام بدهد، وقتى آن عمل از پیش خود او نمى‌آید و از اصل مى‌آید و در این ظهور پیدا مى‌كند، خدا مى‌خواهد به چه کسی ثواب بدهد؟! به خودش؟! به خودش ثواب هم مى‌دهد؟! می‌گوید که چیزی برای خودم بنویسم اندازۀ هزارتا ثواب که مربوط به خودش است.

  • عملى است كه بلاواسطه از وجود او نشئت گرفته و در این ظهور پیدا كرده، خدا مگر براى خودش ثواب هم مى‌نویسد؟! مثلاً این‌قدر به پاى من! امروز هزارتا طواف، هزارتا نماز و هزارتا سعی [صفا و مروه]! توجه مى‌كنید؟! اینها دیگر از این‌گونه مطالبى است كه ...، آن‌وقت دیگر انسان مى‌تواند به‌دست بیاورد كه علت این چیست؟ چرا افراد بعضى‌ها دیر مى‌گیرند؟! چرا زود مى‌گیرند؟! چرا یكى مِن مِن مى‌كند، آن عمار كه رفت عصر آمد، علتش چه بود؟! اینها از اول بودند، آنها عصر بودند، تازه بین خود آنهایی كه از اول بودند، مگر همه در یك مرتبه بودند؟!