
اثبات عقل مجرد و ربالنوع در حکمت اشراق
تبیین جایگاه عقل مستقل در بقای موجودات و تفاوت مراتب ادراک
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه شیخ اشراق پیرامون ضرورت وجود یک «عقل مجرد و مستقل» برای هر نوع از موجودات عالم میپردازد. بحث با تحلیل حرکت جوهریه و ضرورت وجود یک امر ثابت برای انتظام اجزاء و حفظ تشخص اشیاء آغاز میشود. استاد با نقد دیدگاههای مادی و تبیین معنای عمیق «عروض»، توضیح میدهد که چگونه قوا و تعینات موجودات، ظهوراتی از یک حقیقت ثابت هستند که بدون آن، فعلیت و تشخص معنا نخواهد داشت. در ادامه، این مبنای فلسفی به تفاوت مراتب ادراک و سعه وجودی انسانها پیوند میخورد و با استناد به روایات، تبیین میشود که چرا ظرفیت فهم حقایق در افراد متفاوت است. این جلسه در نهایت به این نتیجه میرسد که تفاوت در درجات بهشت و مراتب معرفت، ناشی از تفاوت در سعه وجودی و ربالنوع هر فرد است که در دنیا و آخرت جاری است.
اثبات عقل مجرد و ربالنوع در حکمت اشراق
9اصحاب سیدالشهداء علیهالسّلام در روز عاشورا همه شهید هستند، همه هم با امام حسین هستند، همه هم در تحت ولایت حضرت و انوار و ﴿خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا﴾1 هستند اما بین خود آنها هم فرقى نیست؟! یعنى بین حضرت اباالفضل با حضرت علیاکبر و سایر افراد فرق نیست و بین حبیب فرق نیست؟! همۀ اینها شهید هستند، همه ولایت امام حسین علیهالسّلام را قبول كردند، همه خودشان را فدا كردند و فناء كردند، اینها همه محفوظ و همه درست، در این مرتبه كه همه بدنهاى خود را فدا كردند فرق نیست، خب خارج از این مرتبه چطور؟!
یكى مىآید مىگوید كه مثلاً از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم شنیدم: كسى كه حسین من را یارى بكند چه [میشود]؛ مقدار معرفتش نسبت به امام حسین كلام رسول الله است، خب اگر از پیغمبر نشنیده بودى چه؟! بله، مىآید و خود را فدا هم مىكند و فناء هم مىكند و به آن چیزش هم مىرسد و در این قضیه شكى نیست. حالا اگر این را از پیغمبر نشنیده بودی [میآمدی]؟! اما كسى مثل حبیب كه اصلاً تمام وجودش فانى در امام حسین و ولایت است و ولایت را بِحق المعرفه شناخته و فهمیده، تمام آسمان و زمین بلند شود بیاید، جبرئیل هم بلند شود بیاید مىگوید که بابا برو پى كارت، مىگوید که من اصل هستم، تو چه كسى هستى؟! توجه مىكنید؟! این همان مسئلۀ عقلانیت هر شخص است كه در همان رتبه هست و در همان مرتبه ارتزاق پیدا مىكند.
لذا خب بله، كلام رسول خدا همین است درست است دیگر، «لَو عَلِمَ أبوذَر ما فى قَلبِ سَلمان»، یعنى آن حقیقتى كه در قلب سلمان هست اگر براى اباذر بخواهد منكشف بشود «لقَتَلَه» یعنى اباذر را مىكشد. یعنى داغان مىشود و هنگ مىكند. اینهایى كه شوكهاى عصبى به آنها وارد مىشود مىبینید كه قضیهای اتفاق میافتد مثلاً مادرى یکدفعه مطلبى راجع به بچهاش میشنود خب مىافتد و مىمیرد، حتی شده افتادند و فوت كردند. حادثهاى برایشان پیدا مىشود.
- . سوره توبه (9) آیه (22). انوار ملکوت، ج 1، ص 244:
«بهطور جاودان تا ابد مخلّدند.»
- . سوره توبه (9) آیه (22). انوار ملکوت، ج 1، ص 244:
