اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم

تحلیل جایگاه مفاهیم در استنباط احکام و سیره عقلایی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین استدلال‌های فلسفی پیرامون اثبات عقل مجرد و جایگاه اعراض در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه‌های مختلف درباره قوای نباتیه و نحوه تقویم هیولا توسط صور نوعیه آغاز می‌شود. در ادامه، استاد با گذار از مباحث فلسفی به حوزه اصول فقه، به نقد دیدگاه‌های رایج درباره حجیت مفاهیم (مانند مفهوم شرط و وصف) می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اینکه شارع بر اساس فرهنگ و مفاهیم عرفی با مردم سخن می‌گوید، تبیین می‌کنند که چگونه اهتمام شارع در بیان قیود، نشان‌دهنده وجود مفهوم و دلالت بر احکام است. در نهایت، با طرح مباحثی پیرامون سیره عقلایی و جایگاه فطرت در حل مسائل مشکله، این نتیجه حاصل می‌شود که مجتهد باید در مقام استنباط، به مقتضای عقل سلیم و فهم عرفی توجه ویژه‌ای داشته باشد.

مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم

1
  • درس هفتصد و هشتاد و ششم

  • بیان دلیل اول مرحوم شیخ اشراق برای اثبات عقل مجرده (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • حالا دیگر از روى كتاب تطبیق مى‌كنیم تا به مطلب جدید برسیم. مسائل دیگرى در اینجا به چشم نمى‌خورند.

  • الأوّلُ: ما ذَکَرَه فی المُطارِحات؛ و هو أنَّ القوَى النَّباتیَة مِنَ الغاذیَة و النامیَةِ و الموَلِّدَة أعراض أمّا عَلى رأیِ الأوائِل فَلِحُلولِها فی مَحَلِ کَیفَ کان‌ و أمّا عَلى رأیِ‌ المُتِأخِّرینَ فَلِحُلولِها فی مَحَلِّ یَستَغنی عَنها.1

  • دلیل اول چیزى است كه در مطارحات براى استدلال بر عقل و ارباب انواع فرمودند كه همان عبارت از عقل مفارق و واحد بسیط است، و هو أنَّ القوَى النَّباتیَة ... این قوا اعراض هستند از نباتى یا مولده یا نامیه باشند یا بخواهید بر رأى اوائل نگاه كنید، فَلِحُلولِها فی مَحَلِ کَیفَ کان‌ ... چون اینها در محل، حالّ هستند و هر چیزى كه حالّ است فرق نمى‌كند، به آن جنبۀ عرضى مى‌گویند، همان‌طورى‌كه جلسۀ قبل عرض كردیم منظور از مَحال آن جنبۀ ورود خارجى نیست بلكه عبارت از همان ظهور و نمودى است كه یك شى‌ء پیدا مى‌كند و آن نمودش به‌صورت عرض است.

  • البته خب بعضى‌ها همان صورت نوعیه كه ظهور خارجى یك ماده است را هم عرض مى‌شمارند، مى‌گویند که بالأخره آن‌هم عارض شده و براى‌ عرض یک معناى وسیعى مى‌گیرند؛ اینكه محل مستغنى از آن باشد را برایش درنظر نمى‌گیرند، مى‌گویند که هر چیزى كه جنبۀ بروز و ظهورى به آن ماده بدهد اسم این را ما عرض مى‌گذاریم؛ سواء اینكه این عرض واقعاً یك عرض اصطلاحى باشد یااینكه نه، صورت نوعیه و از جواهر باشد، تفاوتى از این نقطه‌نظر ندارد.

  • خب اگر بنا بر رأى آنها باشد یعنى شما عرض را یك معناى وسیع بگیرید خب این قواى نباتیه و اینها همه عرض هستند گرچه جنبۀ جوهرى هم داشته باشند و عرض هم تابع محل است؛ وقتى كه محل ازبین برود آن‌هم ازبین مى‌رود كه حالا ایشان مى‌گویند.

    1. الحكمة المتعالیة، ج 2، ص 53.