اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم

تحلیل جایگاه مفاهیم در استنباط احکام و سیره عقلایی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین استدلال‌های فلسفی پیرامون اثبات عقل مجرد و جایگاه اعراض در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه‌های مختلف درباره قوای نباتیه و نحوه تقویم هیولا توسط صور نوعیه آغاز می‌شود. در ادامه، استاد با گذار از مباحث فلسفی به حوزه اصول فقه، به نقد دیدگاه‌های رایج درباره حجیت مفاهیم (مانند مفهوم شرط و وصف) می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اینکه شارع بر اساس فرهنگ و مفاهیم عرفی با مردم سخن می‌گوید، تبیین می‌کنند که چگونه اهتمام شارع در بیان قیود، نشان‌دهنده وجود مفهوم و دلالت بر احکام است. در نهایت، با طرح مباحثی پیرامون سیره عقلایی و جایگاه فطرت در حل مسائل مشکله، این نتیجه حاصل می‌شود که مجتهد باید در مقام استنباط، به مقتضای عقل سلیم و فهم عرفی توجه ویژه‌ای داشته باشد.

مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم

2
  • یا بر رأى متأخرین است كه آن عرض همان عرضِ به معناى اصطلاحى خودش است، آن جواهر هم به معناى خودشان هستند، هركدام جداى از آن لحاظ بشود، فَلِحُلولِها فی مَحَلِّ یَستَغنی عَنها ... چون قواى نباتیه بر محلى مى‌آیند كه آن محل از آنها مستغنى است، خودش داراى قوام است و قوام او به یك صور نوعیه است و آن صور نوعیه هستند كه این محل را یك محل مستغنى قرار مى‌دهند و بعد از آن محل امورى مثل قواى نباتیه تبلور پیدا مى‌كند كه باعث دوام او خواهد شد.

  • لأنَّ صوَرَ العَناصِر کافیَةٌ فی تَقویمِ وجودِ الهَیولى و إلاّ لِما صَحَ وجودُ العَناصِرِ و المُمتَزَجاتِ العُنصُریَةِ و إذا کانَت الصوَرُ کافیَةً فی تَقویمِ الهَیولى لَزِمَ أن یَکونَ القوَى الثَلاثَةُ المَذکورَة أعراضاً و إذا کانَت هذِهِ القوى أعراضاً فالحامِلُ لَها.

  • نیازى به سایر اعراض نداریم، بلکه خود صور عناصر نوعیه كفایت در تقویم وجود هیولا مى‌كند؛ همان ماده را به منصۀ تعیّن و تشخّص قرار مى‌دهد، والاّ دیگر وجود عناصر و ممتزجات و آن چیزهایى كه به مزج عنصرى برمى‌گردند و از مزج عناصر مختلف یك تعیّن و تشخص و یك صورت نوعیه پیدا مى‌كنند معنا نداشت و دیگر دلیلى براى وجود آنها نبود.

  • خب دراین‌صورت كه «و إذا کانَت الصوَرُ کافیَةً فی تَقویمِ الهَیولى»، وقتى كه خود صور كافى است كه این هیولا را به یك تعیّن خاص و یك نوع خاص دربیاورد، آن‌وقت چه صورتى پیدا مى‌كنند؟! دیگر چه محلى از اعراب دارند؟! خب معلوم است كه اینها عرض هستند، چون این قواى نباتیه موجب تقویم هیولا نیستند، آنچه كه موجب تقویم هیولا است همان صور نوعیه است. بله، بعد از اینكه آن صورت نوعیه آمد و هیولا را به نوعى از انواع درآورد، این خصوصیاتى پیدا مى‌كند؛ یكى از خصوصیاتش قوۀ غاذیه‌اى است كه در آن هست، یكى قوۀ نامیه است، یكى مولده است، اینها خصوصیاتى هستند كه از آثار آن صورت نوعیه هستند نه‌اینكه خود اینها مقوّم صورت نوعیه باشند و خب بین اینها خیلى فرق است.