اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم

تحلیل جایگاه مفاهیم در استنباط احکام و سیره عقلایی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین استدلال‌های فلسفی پیرامون اثبات عقل مجرد و جایگاه اعراض در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه‌های مختلف درباره قوای نباتیه و نحوه تقویم هیولا توسط صور نوعیه آغاز می‌شود. در ادامه، استاد با گذار از مباحث فلسفی به حوزه اصول فقه، به نقد دیدگاه‌های رایج درباره حجیت مفاهیم (مانند مفهوم شرط و وصف) می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اینکه شارع بر اساس فرهنگ و مفاهیم عرفی با مردم سخن می‌گوید، تبیین می‌کنند که چگونه اهتمام شارع در بیان قیود، نشان‌دهنده وجود مفهوم و دلالت بر احکام است. در نهایت، با طرح مباحثی پیرامون سیره عقلایی و جایگاه فطرت در حل مسائل مشکله، این نتیجه حاصل می‌شود که مجتهد باید در مقام استنباط، به مقتضای عقل سلیم و فهم عرفی توجه ویژه‌ای داشته باشد.

مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم

4
  • اما نه‌اینكه به‌طور‌كلى بگوییم كه اصلاً وصف، مفهوم ندارد مثل «فی الغَنَمِ السّائِمَةِ الزَّکاةُ»1 یا مثلاً مرحوم شیخ در رسائل حتى در مورد شرط، در مسئلۀ حجیت خبر واحد هم داشتند، آن آیه چه بود؟!

  • معنای آیۀ ﴿يَٰأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ إِن جَاءَكُم فَاسِقُ بِنَبَإ فَتَبَيَّنُواْ﴾

  • تلمیذ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِن جَآءَكُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَيَّنُوٓاْ﴾.

  • استاد: ماشاءالله همه قرآن بلدید! مرحوم شیخ در آنجا مى‌فرمایند: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِن جَآءَكُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَيَّنُوٓاْ أَن تُصِيبُواْ قَوۡمَۢا بِجَهَٰلَةٖ فَتُصۡبِحُواْ عَلَىٰ مَا فَعَلۡتُمۡ نَٰدِمِينَ﴾2 دلالت بر این نمى‌كند كه اگر فاسق نیامد تبیّن لازم نیست، نه! در اینجا تأكید را مى‌خواهد برساند لذا ایشان در اینجا بحث حجیت خبر واحد را فقط روى سیرۀ عقلائیه مى‌برند و از آن طریق مطلب را [اثبات] مى‌كنند.3 ولى خب فیه ما فیه، هم در سیرۀ عقلائیه كه ایشان مى‌فرمایند، حرف هست و هم در اینجا؛ در همۀ اینها جاى صحبت است! وصف مفهوم دارد شرط هم مفهوم دارد لقب هم مفهوم دارد؛ همۀ اینها مفاهیم هستند! منتها باید در اینجا دقت كنیم؛ وقتى كه شارع مى‌گوید: ﴿إِن جَآءَكُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَيَّنُوٓاْ﴾ منظورش چیست؟! آیا منظورش این است كه إن لَم یَجیء فاسِقٌ بَل جاءَ عادِلٌ فَلا تَبَیَّنوا؟! نه این نیست، بلکه آن اهتمامى كه در مورد مجى‌ء فاسق هست به‌واسطۀ عدم مجى‌ء فاسق برداشته مى‌شود، همین‌طور است؛ وقتى كه فاسق نیاید و عادل بیاید، شما در اینجا آن تبیّنى كه باید بكنید و آن اهتمام به تبیّن را دیگر انجام نمى‌دهید، توجه مى‌كنید؟! انجام نمى‌دهید.

  • لذا مى‌گوید که اگر فاسق آمد تبیّن كنید، یعنى اگر فاسق آمد حرفى به شما زد ـ چه حرف مهمى بزند و چه حرف غیر مهمى بزند در هردو مورد ـ باید تبیّن كنید و این یك بحث خیلى مهم است که در خیلى از موارد استنباط و اجتهاد مخصوصاً در مسائل حقوقى و همین‌طور در مسائل اعتقادى این قضیه خیلى به‌درد مى‌خورد.

    1. عوالی اللئالی، ج ۱، ص ۳۹۹.
    2. . سوره حجرات (49) آیه 6. امام ‌شناسی، ج 14، ص 262:
      «اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، اگر فاسقى براى شما خبرى را بیاورد، دربارۀ آن تحقیق به عمل آورید مبادا آنكه از روى كلام وى به گروهى گزندى رسانید آنگاه در برابر كار واقع‌شده خود دچار ندامت گردید!»
    3. . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به فرائد الأصول، ج 1، ص 254 و مطارح الأنظار، ج 1، ص 182.