اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم

تحلیل جایگاه مفاهیم در استنباط احکام و سیره عقلایی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین استدلال‌های فلسفی پیرامون اثبات عقل مجرد و جایگاه اعراض در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه‌های مختلف درباره قوای نباتیه و نحوه تقویم هیولا توسط صور نوعیه آغاز می‌شود. در ادامه، استاد با گذار از مباحث فلسفی به حوزه اصول فقه، به نقد دیدگاه‌های رایج درباره حجیت مفاهیم (مانند مفهوم شرط و وصف) می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اینکه شارع بر اساس فرهنگ و مفاهیم عرفی با مردم سخن می‌گوید، تبیین می‌کنند که چگونه اهتمام شارع در بیان قیود، نشان‌دهنده وجود مفهوم و دلالت بر احکام است. در نهایت، با طرح مباحثی پیرامون سیره عقلایی و جایگاه فطرت در حل مسائل مشکله، این نتیجه حاصل می‌شود که مجتهد باید در مقام استنباط، به مقتضای عقل سلیم و فهم عرفی توجه ویژه‌ای داشته باشد.

مبانی استدلال بر عقل مجرد و حجیت مفاهیم

5
  • اگر فاسق آمد باید در همۀ موارد شما تبیّن را انجام بدهید، چه برسد به اینكه مخبرٌ به، خبر بسیار مهمى باشد اما اگر عادل آمد من‌باب‌مثال أبى‌بصیر آمد خبرى را از امام صادق علیه‌السّلام براى شما نقل كرد، این نه به معناى این است كه چون أبى‌بصیر آمد فلا تبیّنوا، اگر أبى‌بصیر نیامد باید احتمال كذب را در آن به حداقل برسانیم، نه احتمال کذب بلکه احتمال خطا، در مورد اول آن احتمال، احتمال كذب است، در مورد دوم كه عادل است چون در آنجا كذب، دروغ، عناد و غرض منتفى است لذا احتمال خطا هست و آن احتمال كذبى كه در خبر فاسق مى‌دهید آن احتمال در شرط، در مورد خبر عادل برداشته مى‌شود و به ‌جایش احتمال خطا مى‌آید.

  • در مورد احتمال خطا، اگر خبر، خبر بسیار مهمى است شما باید تفحصتان را دوباره ادامه بدهید و اگر خبر، خبر مهمى نیست فرض كنید مسائل عادى است، دیگر در اینجا تبیّن لازم نیست. پس آنچه كه مرحوم شیخ در آنجا مى‌فرمایند محلّ نظر و اشكال است. هم در وصف [مفهوم] هست مثلاً شارع که مى‌گوید: «فی الغَنَمِ السّائِمَةِ الزَّکاةُ» اینكه مى‌گویند که مفهوم ندارد این است كه نه ممكن است كه در فى الغنم السائمة کما فى الغنم المعلوفة زکاة باشد، اگر قرار باشد كه نظر شارع بر تساوى كمیّت زكات فى الغنم السائمة و فى الغنم المعلوفه باشد، پس گفتن: فى الغنم السائمة در اینجا چه دلیلى دارد؟! این از كلام حكیم لغو است كه درحالی‌که در اینجا هم غنم معلوفة به یك كمیت زكات دارد و هم آن غنم سائمة به یك تعداد زكات دارد، بیاید بگوید که فى الغنم السائمة، براى چه گفته؟! خب مى‌گوید: فى الغنم زکاة دیگر، فى البقرةِ زکاة، سَواءٌ کانَت سائِمَةً أو کانَت مَعلوفَةً، در هردو، مسئله یكسان است.

  • پس در آنجا هم در مورد وصف مفهوم هست، هم در مورد شرط، اگر شارع بگوید كه «فی الغَنَمِ السّائِمَةِ الزَّکاةُ»، ما مى‌گوییم: فى الغَنَم المَعلوفَة لَیسَ بزَکاة، زكات نیست! چرا؟! چون شارع براى چه بگوید: «فی الغَنَمِ السّائِمَةِ الزَّکاةُ»، درحالی‌كه در غنم معلوفة [زكات هست]؟! خب مى‌گوید: فى الغنم زکاة، هردوى آن یكى‌ است.