
تبیین جایگاه عقل مدبر در نظام هستی
تحلیل توحید افعالی و نسبت اراده انسان با مشیت الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه عقل مدبر در نظام هستی و چگونگی تدبیر قوای مختلف در وجود انسان میپردازد. ایشان با نقد دیدگاههای محدود در تفسیر قضا و قدر، بر این نکته تأکید میکنند که تمام افعال عالم در تحت مشیت الهی قرار دارد و دعا و ابتهال نیز خود بخشی از مسیر تحقق قضا و قدر است. در ادامه، با واکاوی داستان حضرت یونس علیهالسلام، به بررسی دقیق نسبت میان نفرین انبیاء، اجرای رسالت و مراتب توحید افعالی پرداخته میشود. این بحث با هدف روشنسازی این حقیقت است که چگونه اولیاء الهی در مسیر سلوک خود به درک عمیقتری از ربوبیت حق دست مییابند و چرا درک صحیح از مسئولیتپذیری و جایگاه بندگی، نیازمند عبور از نگاههای سطحی به حوادث عالم است. در نهایت، این جلسه مخاطب را به تأمل در اسرار نهفته در قصص قرآنی برای فهم بهتر مسیر کمال دعوت میکند.
تبیین جایگاه عقل مدبر در نظام هستی
10إنشاءالله خدا دست ما را بگیرد و فهم ما را نسبت به این مبانى و نسبت به این مطالب باز كند و در هرجا و در هر قدمى، ما را خودش با موفقیت عبور بدهد.
تلمیذ: این آیۀ ﴿فَظَنَّ أَن لَّن نَّقۡدِرَ عَلَيۡه﴾ بهخاطر این نیست که یک موضوع خلاف [در مرتبۀ سلوک رخ داده است و ] آن جریان چهل روز برایش پیش آمد؟
علت حبس حضرت یونس؛ سیر سلوكى او در كیفیت نزول اسماء و صفات و رؤیت مشیّت خدا
استاد: بله، مسئله همان سیر سلوكى حضرت یونس در كیفیت نزول اسماء و صفات و كیفیت رؤیت مشیّت خدا هست. حضرت یونس ـ هو الله العالم؛ خدا خودش در این مسئله بهتر مىداند ـ بر این تصور بود حالا كه این یك ولىّ خداست و حالا كه این پیامبر خداست و حالا كه این از طرف خدا مأمور به ابلاغ است پس دیگر مطلب به همینجا تمام شد و دیگر اراده، ارادۀ اوست و چون مىبیند قوا در تحت اختیار اوست؛ قواى باد، خاك، زمین، زلزله، طوفان، ابر و صاعقه همه در تحت اراده و قدرت اوست و وقتى كه مىبیند اینها مخالفت كردند، این افراد را خارج از مرتبۀ عبودیت تلقى مىكند یعنى مىگوید که اینها از تحت عبودیت درآمدند و حالا كه درآمدند پس دیگر از چشم خدا افتادند و حالا كه از چشم خدا افتادند بنابراین براى چه زنده باشند؟! پس جاى نفرین همینجاست. وقتى كسى از تحت عبودیت خارج شود، از تحت آن رقیّت خارج شود، از تحت انقیاد خارج شود و بیرون بیاید دیگر وجودش کأن لم یَکن است و وقتى كه وجودش کالعدم بود انسان براى عدم نفرین مىكند كه ازبین برود.
عدم انقطاع عبودیت از مخلوقات در حین مخالفت
دیگر از این مسئله غافل بود وقتى كه یک موجودى وجود پیدا كرد، مُهر عبودیت و ارتباط با آن مبدأ اعلىٰ و ربّ الارباب تا آخر به او زده شد! گرچه الآن مخالفت مىكند ولی الآن در حین عبودیت و در حین ربط مخالفت مىكند. این مسئلهاى كه این دیگر كنار گذاشته شد را نداریم، تو در اینجا خیال كردى كه كنار گذاشته شد اما نه، این كنار گذاشته نشده است. این عبدِ گناهكار و عبدِ عاصم و عبدِ مذنب است نهاینكه دیگر عبد نیست و تبدیل به حجر شد و تبدیل به چه شد و بهطوركلى كنار رفت. این عبد است منتها عبد متجرّى و عبد جسور است، این عبد، عبد كافر و مشرك است. وقتى اینطور باشد پس نفرینى كه مىخواهد بكند ممكن است نفرین جایش را عوض كند و نفرین نكند. همینطور این چیزها را تحمل كند و این مسئله را درنظر نیاورد یا موقع نفرین فرق كند و به یک حدى برسد كه در آن حدى كه رسید خود خطاب بیاید كه نفرین كن، یعنى اگر هم نفرین هست از جانب اوست نه از جانب این! یعنى همانطورىكه تبلیغ از جانب اوست آن نفرین و این استدعاى عذاب هم از طرف او مىآید، از طرف خدا مىآید. خدا مىگوید که تو عذاب را طلب كن. آنوقت اگر از طرف او بیاید دیگر چهل روز در شكم ماهى ماندن را ندارد، دیگر آن ﴿وَذَا ٱلنُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَٰضِبٗا﴾1 را ندارد. این حرفها را ندارد چون از طرف اوست، همانطورىكه خطاب مىآید كه ابلاغ این را بكن همانطور خطاب مىآید كه فردا این مطلب را تقاضا كن. قضیه سیّان مىشود، بود و نبود یكى مىشود، تبلیغ و عدم تبلیغ یكى مىشود، هدایت و عدم هدایت یكى مىشود، وَ لِلأمرُ کُلهُ مُستندٌ إلیه یکی مىشود.
- . سوره انبیاء (21) آیه 87. مطلع انوار، ج 12، ص 97:
«داستان همنشین ماهى را بیاد آور كه با حالت غضب و خشم از قوم خود جدا شد و از آنها فاصله گرفت.»
- . سوره انبیاء (21) آیه 87. مطلع انوار، ج 12، ص 97:
