
تبیین جایگاه عقل مدبر در نظام هستی
تحلیل توحید افعالی و نسبت اراده انسان با مشیت الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه عقل مدبر در نظام هستی و چگونگی تدبیر قوای مختلف در وجود انسان میپردازد. ایشان با نقد دیدگاههای محدود در تفسیر قضا و قدر، بر این نکته تأکید میکنند که تمام افعال عالم در تحت مشیت الهی قرار دارد و دعا و ابتهال نیز خود بخشی از مسیر تحقق قضا و قدر است. در ادامه، با واکاوی داستان حضرت یونس علیهالسلام، به بررسی دقیق نسبت میان نفرین انبیاء، اجرای رسالت و مراتب توحید افعالی پرداخته میشود. این بحث با هدف روشنسازی این حقیقت است که چگونه اولیاء الهی در مسیر سلوک خود به درک عمیقتری از ربوبیت حق دست مییابند و چرا درک صحیح از مسئولیتپذیری و جایگاه بندگی، نیازمند عبور از نگاههای سطحی به حوادث عالم است. در نهایت، این جلسه مخاطب را به تأمل در اسرار نهفته در قصص قرآنی برای فهم بهتر مسیر کمال دعوت میکند.
تبیین جایگاه عقل مدبر در نظام هستی
5این مسئله باید براى خود حضرت یونس هم روشن شود، این نفرینى كه تو كردى ما به این نفرین ترتیباثر مىدهیم و عذاب را مىآوریم ولى آیا اگر تو نفرین نمىكردى هم قضیه به همین كیفیت باقى مىماند؟! اگر تو صبر مىكردى و به تأخیر مىانداختى باز هم به همین كیفیت بود؟! چقدر این نفرینى كه تو كردى به ما مربوط است و چقدر به اذیتهایى كه به تو كردند مربوط است؟! مسئله دارد خیلى دقیق مىشود! این نفرینى كه تو كردى ما به آن ترتیبثر مىدهیم و عذاب را هم مىآوریم. عذاب آمد و همه هم دیدند و جریانش را مىدانید. چقدر از این مسئله به ما مربوط است که چون مخالفت با تبلیغ كردند و چقدرش مربوط به اذیتى است كه به تو كردند؟! بالأخره اذیت مىكنند، آرام كه نمىنشینند، مردمى كه ولد چموش هستند و هركدامشان یك بازى درمىآورند! پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: «ما أوذیَ نَبیٌّ مِثلَ ما أوذیتُ»1 اینها مردمى كه آرام نمىنشینند و هر روز یک [اذیتی] مىكنند، این اذیتها چقدر در این نفرین تو مؤثر بوده است؟!
قضیه این است! بله، ممكن است بگوییم كه شصت درصد مربوط به خدا بوده و چهل درصد مربوط به اذیتى بوده كه به تو كردند. البته ما این حرفهایى را كه مىزنیم همینطورى داریم مىگوییم! [برای ما پیش بیاید] تا ده درصد هم جلو نمىآییم! حالا ما داریم براى حضرت یونس تكلیف تعیین مىكنیم و اینجا در مدرسۀ فیضیه نشستهایم و خیلى خوب و راحت، الحمدلله جایمان هم خیلى خوب است و اینطورى براى پیغمبرها داریم پرونده درست مىكنیم و تكلیفشان را تعیین مىكنیم! ولى مىگوییم که خدایا اگر برایمان هم پیش آوردى خودت دستمان را بگیر، خب دیگر غیر از این چارهاى برای این مسئله نداریم. ما به ده درصد قضیه [جلو نمىآییم]!
آنوقت اینجا شما ببینید این حكومتى كه بهدست انبیاى الهى مىافتد آیا با آن حكومتى كه دست من و شما مىافتد، یكى خواهد بود؟! نظراتى كه در این مسائل إعمال مىشود و سلیقههایى كه در این قضایا اعمال مىشود و حكمهایى كه در این زمینه از من و امثال من صادر مىشود، ریشههایش در كجاها مىتواند قرار داشته باشد؟! همه رحمانى و توحیدى است یا یكخرده، دوخرده یا سهخرده هم ... بله دیگر! قضیه چیست؟ وقتى كه ما داریم مسئله را به پاى اسلام مىگذاریم حواسمان هست كه اگر رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم در اینجا بود چه مىكرد؟! اگر به پاى اسلام نگذاریم، راحتیم، اگر نگذاریم، به هرطوری به هر قِسم و کیفیتی [باشیم] راحت هستیم ولى حالا كه مىگذاریم مردم میخواهند به پاى اسلام نگاه كنند، اگر بخواهند به پاى اسلام نگاه بکنند، پاى پیغمبر به این وسط كشیده مىشود، پاى امیرالمؤمنین و پاى امام مجتبى و سیدالشهداء و امام رضا علیهمالسّلام این وسط كشیده مىشود! آنوقت اینجا دیگر آدم باید خیلى تنش بلرزد و نمىتواند به همین راحتی [بگذرد] و همینطور نسبت به مسائل حكومت و قضاء و مسائل فتوا تمام اینها را از یک دیدگاه دیگر [باید نگاه کند].
- . مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج ٣، ص ٢٤٧؛ سیری در تاریخ پیامبر اکرم صلّی اللَه و علیه و آله و سلّم، ج ۱، ص 253.
