اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جایگاه عقل مدبر در نظام هستی

تحلیل توحید افعالی و نسبت اراده انسان با مشیت الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه عقل مدبر در نظام هستی و چگونگی تدبیر قوای مختلف در وجود انسان می‌پردازد. ایشان با نقد دیدگاه‌های محدود در تفسیر قضا و قدر، بر این نکته تأکید می‌کنند که تمام افعال عالم در تحت مشیت الهی قرار دارد و دعا و ابتهال نیز خود بخشی از مسیر تحقق قضا و قدر است. در ادامه، با واکاوی داستان حضرت یونس علیه‌السلام، به بررسی دقیق نسبت میان نفرین انبیاء، اجرای رسالت و مراتب توحید افعالی پرداخته می‌شود. این بحث با هدف روشن‌سازی این حقیقت است که چگونه اولیاء الهی در مسیر سلوک خود به درک عمیق‌تری از ربوبیت حق دست می‌یابند و چرا درک صحیح از مسئولیت‌پذیری و جایگاه بندگی، نیازمند عبور از نگاه‌های سطحی به حوادث عالم است. در نهایت، این جلسه مخاطب را به تأمل در اسرار نهفته در قصص قرآنی برای فهم بهتر مسیر کمال دعوت می‌کند.

تبیین جایگاه عقل مدبر در نظام هستی

6
  • ببینید چقدر انسان مى‌تواند از این مبانى، از این آیات، از این قرآن و از این مسائل توحیدى استفاده كند. فقط یک قصه نخوانیم، داستان حضرت یونس و فلان و این چیزها دارد اتفاق می‌افتد و این مطالب براى انسان هم در طول زندگى پیش مى‌آید و فقط باید از خدا بخواهیم وقتى كه انسان مى‌خواهد عبور كند [خدا انسان را] درست عبور بدهد و با نمرۀ تجدید و رفوزه عبور نكند. حالا ممكن است که ما نمرۀ بیست نگیریم و نمى‌گیریم! چون هیچ‌وقت نمرۀ بیست براى ما نیست، نمرۀ بیست براى اولیاء است و براى ما نیست ولی دیگر شش و پنج و چهار و صفر هم نگیریم! بالأخره نمرۀ ده به بالایى، ده و یازدهى، همین‌قدر كه تجدید نشویم [خوب است]. نمى‌دانم الآن نمرۀ تجدید ده است كمتر است یا بیشتر است. آن‌وقت كه ما بودیم ده بود!

  • اینها چیزهایى است كه براى انسان معارف را مى‌آورد و زنده مى‌كند و حركت مى‌دهد. خدا نیامده در قرآن قصه بگوید، خدا با ما دارد صحبت مى‌كند و مى‌گوید که زندگى‌ات را باید این‌طورى كنى! اگر به راه كمال مى‌روى باید این كار را انجام بدهى و خودت را باید حضرت یونس فرض كنى! مخصوصاً براى اهل علم كه اینها در میان مردم به تبلیغ معروف و مشهورند یا قضیه بالاتر برود و به مسئولیت بالاترى برسد، اینجا چه كسى مى‌تواند مسئولیتى را قبول كند؟! همین‌طورى یك مسئولیتى را قبول كند و بگوید که بیا بابا یا على، مسئولیتى را بپذیر دیگر، آقا بار روى زمین افتاده بیا این بار را بردار. چه كسى گفته که تو بیایى بردارى؟! تو برو پى كارت بگذار یكى دیگر بیاید و بردارد.

  • یک نفر بیاید به بنده بگوید که آقاى فلان شما بیا فلان مسئله را بپذیر، من هم بگویم که بله، این مسئله روی زمین افتاده بیایم بردارم. نه‌خیر! تو برندار ببین چه مى‌شود؟! مگر دنیا صاحب ندارد؟ یک وقت امام زمانى در كار نیست خب می‌شود [این‌طور] گفت ولی صاحب دارد پس حساب‌وكتاب هست. آیا من در خودم مى‌بینم كه این بار را بردارم؟ بسیار خب بردارم، باید پاسخش را هم بدهم اما وقتى در خودم نمى‌بینم براى چه بیایم بردارم؟ روی زمین افتاده خب بیفتد مثل بارهایى كه روى زمین افتاده است این‌هم روی آن! خیلى بار روى زمین افتاده است اینها هم روى آن [بیفتد]. آیا تو در خودت این اختیار و استعداد را مى‌بینى یا نمى‌بینى؟ اگر می‌بینی برو بردار.