
تبیین جایگاه عقل مدبر در نظام هستی
تحلیل توحید افعالی و نسبت اراده انسان با مشیت الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه عقل مدبر در نظام هستی و چگونگی تدبیر قوای مختلف در وجود انسان میپردازد. ایشان با نقد دیدگاههای محدود در تفسیر قضا و قدر، بر این نکته تأکید میکنند که تمام افعال عالم در تحت مشیت الهی قرار دارد و دعا و ابتهال نیز خود بخشی از مسیر تحقق قضا و قدر است. در ادامه، با واکاوی داستان حضرت یونس علیهالسلام، به بررسی دقیق نسبت میان نفرین انبیاء، اجرای رسالت و مراتب توحید افعالی پرداخته میشود. این بحث با هدف روشنسازی این حقیقت است که چگونه اولیاء الهی در مسیر سلوک خود به درک عمیقتری از ربوبیت حق دست مییابند و چرا درک صحیح از مسئولیتپذیری و جایگاه بندگی، نیازمند عبور از نگاههای سطحی به حوادث عالم است. در نهایت، این جلسه مخاطب را به تأمل در اسرار نهفته در قصص قرآنی برای فهم بهتر مسیر کمال دعوت میکند.
تبیین جایگاه عقل مدبر در نظام هستی
9آقا سید احمد كربلایى ـ رضوان الله تعالی علیه ـ آدم عادى كه نبود! مرحوم قاضى ـ رضوان الله تعالی علیه ـ كه آدم عادى نبود! وقتى براى مرجعیت پیش او آمدند مىگفت که شما بروید از دیگران تقلید كنید اینهمه هستند. بعد وقتى كه رساله خواستند ایشان فرمودند: بنده رساله ندارم. مرحوم قاضى كسى بود كه در حوزههاى نجف وقتى كه وارد مىشد تمام علماء «کأنّ علَی رؤوسِهمُ الطّیر»1 همینطور ساكت مىشدند! ایشان آدم بىسوادى نبود! وقتى كه وارد در یك مجلس فاتحه مىشد یا وقتى كه وارد یك مسجدى مىشد که اعاظم نجف و مراجع بودند همۀ اینها ساكت مىشدند و كسى اصلاً به احترام ایشان حرف نمىزد! چه تفكرى در اینها هست كه این تفكر در ما نیست؟! مشكل كجاست؟! ایراد كجاست؟! ایراد همین است كه اینها به مطلب رسیدهاند و ما نرسیدهایم، اینها به آن مسئولیت و به آن تعهد و به آن التزام رسیدند اما ما نرسیدهایم هرطوری که شد و به هر كیفیتى شد آقا بیا تنور گرم است و نان را بچسبان، كجاى كارى اما او نه! اینطور نیست. مىگوید که تنور گرم است كه گرم است به من چه مربوط است؟ تنور، تنور من نیست. من چرا نان بچسبانم؟! براى یكى دیگر است به من چه ربطى دارد.
منظور خدا از داستانها و حکایتهای قرآن
اینها همه مسائلى است كه براى انسان عبرت مىآورد. این بزرگان و این پیامبران الهى كه آمدند و آیات قرآن که نازل شده باید به حساب برسیم و فکر کنیم و در این آیات تأمل كنیم و آنهایى كه توانستند تا حدودى از اسرار آیات سر دربیاورند برویم ببینیم چه گفتهاند؟ در تفاسیرشان در كتبشان چه چیزی ذکر كردند؟ داستان حضرت یوسف برای چیست؟ خدا بیاید همچنین قضیۀ به این طول و درازى را در سورۀ یوسف براى ما بیان كند یعنی چه؟! یک جریانى بود و حضرت یوسف گفت: ﴿إِنِّي رَأَيۡتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوۡكَبٗا﴾2 و بعد هم بزرگ مىشود ﴿وَرَٰوَدَتۡهُ ٱلَّتِي هُوَ فِي بَيۡتِهَا عَن نَّفۡسِهِۦ وَغَلَّقَتِ ٱلۡأَبۡوَٰبَ﴾3 خیلی خب خودمان میگوییم که اینها چیز مهمى نیست. بعد هم كه قضیۀ سجن و بعد هم رسیدن به آن مسائل پیغمبرى و... خدا از این قضیه و از این حكایت و داستاننویسى چه منظورى دارد و چه مىخواهد به ما بگوید؟! مىخواهد همین را بگوید که اگر مىخواهى در این دنیا باشى مثل داستان یوسف براى تو هم پیش خواهد آمد، مثل یونس هم براى تو پیش خواهد آمد، مثل نوح هم پیش خواهد آمد، همۀ اینها براى تو پیدا خواهد شد منتها در حد خودت و در همان رتبهاى كه خودت داری!
- . ضربالمثل عربی؛ کتاب الأمثال، هاشمی، ص ١٩٦؛ عنوان بصری، ج 4، ص 169.
- . سوره یوسف (12) آیه 4.
ترجمه: «در عالم رؤیا دیدم كه یازده ستاره و ...» (محقق) - . سوره یوسف (12) آیه 23.
ترجمه: «و بانوی خانه به میل نفس خود با او بنای مراوده گذاشت و (روزی) درها را بست و یوسف را به خود دعوت کرد.» (محقق)
