
تبیین کیفیت اعجاز انبیاء و اولیاء
بررسی نسبت اراده ولیّ الهی با قانون علیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت وقوع معجزات انبیاء و اولیاء الهی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج در خصوص خرق قانون علیت آغاز میشود و با تحلیل چگونگی استناد افعال خارقالعاده به اراده ولیّ الهی ادامه مییابد. در این مسیر، ضمن بررسی نمونههای تاریخی مانند تبدیل عصای حضرت موسی به اژدها و معجزات منسوب به ائمه اطهار، این نکته تبیین میشود که معجزه به معنای نقض نظام هستی نیست، بلکه تصرفی است که در مراتب وجودی و عوالم ربوبی صورت میگیرد. استاد با رد نظریه طیشدن زمان در عرض، بر این نکته تأکید میکنند که اراده ولیّ الهی با عبور از عوالم مثال و ملکوت، حقیقت خارجی را در عالم ماده محقق میسازد. در نهایت، این بحث به اصلاح نگاه به مفهوم ماده و جایگاه آن در نظام هستی منجر میشود و نشان میدهد که چگونه اراده الهی، بدون شکستن قانون علیت، تغییرات بنیادین در عالم خارج ایجاد میکند.
تبیین کیفیت اعجاز انبیاء و اولیاء
2مرحوم علامه ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در باب اعجاز، وقتى كه اشكال به خَرق عادت در مرتبۀ علیت را مطرح مىكنند كه نظام عالم براساس قاعدۀ علیت است و هر چیزى كه در عالم تحقق پیدا مىكند، حالا چه مادیین و چه غیرمادیین تفاوت نمىكند، براساس حقیقت علیت است و حقیقت علیت در همۀ عوالم ربوبى و ماده و شهادت بدون هیچگونه استثناء حاكم و سارى و جارى است و اصلاً استثناء معنا ندارد! گُتره، صُدفه، تصادف و طَفره در عالم، محال است و هر معلولى زائیدۀ علت است و هر چیزى كه ظهور خارجى و جنبۀ خارجى پیدا بكند چه از مجردات و چه از مادیات، بر آن عنوان معلولیت صادق است و لازمۀ هر معلولى علت است و معنا ندارد كه معلول بدون علت تحقق خارجى پیدا كند.
عدم صحت نظریۀ نقض قانون علیت با اعجاز انبیاء
بنابراین این قضیه به مسئلۀ اعجاز انبیاء نقض مىشود، البته یك نقض ابتدائى! حضرت موسى علیهالسّلام كه آن عصا كه چوب است را تبدیل به اژدها كه حیوان است مىكند، خب این قاعدۀ علیت در اینجا نقص پیدا مىكند چون اگر بخواهد این چوب تبدیل به یك حیوان بشود سالیان سال لازم دارد تااینكه مراتبى را طى كند، مسائلى را طى كند و از این انواع طبیعیه و طبعیه عبور كند؛ از جمادى به نباتى و از نباتى به حیوان و همینطور [عبور کند] تااینكه پس از گذشت سالهاى سال بلكه این تبدیل به یك ﴿حَيَّةٞ تَسۡعَىٰ﴾ بشود. ﴿فَإِذَا هِيَ حَيَّةٞ تَسۡعَىٰ﴾،1 نایستاده بود ﴿تَسۡعَىٰ﴾؛ راه مىرفت.
علت ترسیدن حضرت موسی از معجزۀ خودش
این [مار] همینطور بلند مىشد راه مىرفت و اول خود حضرت موسى را ترساند! به او گفت كه ﴿وَلَا تَخَفۡ﴾2 وقتى كه عصا را انداخت خودش ترسید و این ترسش هم خودش حكایت از یك مرتبۀ نقصان است كه آن جنبۀ ارادى را در مرتبۀ ابتداء دیده بود نه در مرتبۀ بقاء! اگر در مرتبۀ استمرار آن جنبۀ ارادى را مشاهده مىكرد، دیگر كسى كه از فعل خودش نمىترسد و كسى از فعل خودش خائف كه نیست منتها چون فقط در جنبۀ حدوث مشاهده كرده بود لذا در جنبۀ بقاء گذاشت دررفت و فرار کرد! خدا گفت که كجا درمىروى آبروى ما را بردى! الآن پیش فرعون مىروى آنها مىگویند که این كه مار درست مىكند اول خودش از قصر بیرون مىزند كه نكند این مار سراغش بیاید و او را بگیرد! بایست بابا، بایست همه چیز در دست خودت هست، بیا بگیرش! حضرت موسی آن را گرفت دید دوباره همان عصا شد.
- . سوره طه (20) آیه 20.
ترجمه: «موسی چون آن را به زمین افکند عصا اژدهایی مهیب شد که (به هر سو) میشتافت.» (محقق) - . سوره طه (20) آیه 21.
ترجمه: «و از آن مترس.» (محقق)
- . سوره طه (20) آیه 20.
