
تبیین کیفیت اعجاز انبیاء و اولیاء
بررسی نسبت اراده ولیّ الهی با قانون علیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت وقوع معجزات انبیاء و اولیاء الهی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج در خصوص خرق قانون علیت آغاز میشود و با تحلیل چگونگی استناد افعال خارقالعاده به اراده ولیّ الهی ادامه مییابد. در این مسیر، ضمن بررسی نمونههای تاریخی مانند تبدیل عصای حضرت موسی به اژدها و معجزات منسوب به ائمه اطهار، این نکته تبیین میشود که معجزه به معنای نقض نظام هستی نیست، بلکه تصرفی است که در مراتب وجودی و عوالم ربوبی صورت میگیرد. استاد با رد نظریه طیشدن زمان در عرض، بر این نکته تأکید میکنند که اراده ولیّ الهی با عبور از عوالم مثال و ملکوت، حقیقت خارجی را در عالم ماده محقق میسازد. در نهایت، این بحث به اصلاح نگاه به مفهوم ماده و جایگاه آن در نظام هستی منجر میشود و نشان میدهد که چگونه اراده الهی، بدون شکستن قانون علیت، تغییرات بنیادین در عالم خارج ایجاد میکند.
تبیین کیفیت اعجاز انبیاء و اولیاء
7مراحل مختلف طیّالأرض
مگر ما در مورد طىّالأرض نداریم؟! یكى از اینجا تا طهران [به مدت] یك ربع طىّالأرض مىكند و یكى [به مدت] پنج دقیقه طىّالأرض مىكند، یكى هم یك دقیقه طىّالأرض مىكند و یكى هم یك ثانیه [طول میکشد] خب اینها همه شدت و ضعف دارد و برحسب در اختیار گرفتن قوانین طبیعى و غلبه بر آن قوانین طبیعى مراحل مختلفى دارد و [برحسب] آن حالى كه شخص در خودش ایجاد مىكند فرق مىكند كه بهاصطلاح چه نوعى از این كیفیتها را داشته باشد و اینهم همینطور است. شما از کجا از حضرت موسی علیهالسّلام همچنین مطلبی را میگویید؟ یا اصلاً از ائمه علیهمالسّلام، خب ائمه هم گاهى از این كارها مىكردند یا بهطوركلى راجع به حضرت عیسى داریم: ﴿إِذۡ تَخۡلُقُ مِنَ ٱلطِّينِ كَهَيَۡٔةِ ٱلطَّيۡرِ بِإِذۡنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيۡرَۢا بِإِذۡنِي﴾1 از كجا همچنین مسئلهاى [را میگویید؟] این یك مطلب است.
نفس ولیّ علت برای ایجاد معجزه
مطلب دوم اینكه قاعدۀ علیت به غیر از اینهم پاسخ داده مىشود كه خرق نمىشود. خرق قاعدۀ علیت این است كه چیزى بدون علت در خارج انجام بگیرد، خب اینكه در اینجا انجام مىگیرد؛ وقتى كه یك ولیّ مثل حضرت موسى مىآید و این چوب را تبدیل به [حیّه] مىكند، خب علیت در اینجا انجام گرفته است و او دارد این كار را انجام مىدهد و نیاز ندارد به اینكه ما یك راه طولانى را برویم و بگوییم كه در اینجا تبدل انواع شده شده شده تا به﴿حَيَّةٞ تَسۡعَىٰ﴾ رسیده است. نه، از همان اول او اراده مىكند و این تبدیل به حیّه مىشود خب اینهم همین علت است. آنچه كه در اینجا باید به فكر آن بود و نسبت به خَرق و عدم خَرق آن فكر كرد این است كه آیا نزول این حقیقت متشخص و متعین خارجى كه ﴿حَيَّةٞ تَسۡعَىٰ﴾ است در سلسلۀ مرتبۀ وجودیه از آن حقیقت ذات وقتى كه مىخواهد این وجود نشئت بگیرد و تبدیل به ﴿حَيَّةٞ تَسۡعَىٰ﴾ بشود، سلسلۀ مراتب ربوبى را طى كرده یا طى نكرده؟ مىگوییم که طى كرده است چرا طى نكند؟! دلیلش این است! اگر فرض بكنید فردى این قضیه را قبلاً ببیند حالا یا در خواب ببیند یا در مكاشفه و امثالذلك ببیند، این دلالت بر این مىكند كه این مسئله در عالم مثال و ملكوت و همینطور برو تا بالا صورت خارجى پیدا كرده است. مسئله خیلى ساده و قابل حل است. پس معلوم مىشود این كارى كه حضرت موسى انجام داده ـ تازه این یك چوب است! حالا من چیز دیگرى را مىخواهم بگویم ـ یک تأثیرى در ملكوت آورده ایجاد كرده و بعد در مثال ایجاد كرده و بعد در عالم مُلك كه ما داریم مشاهده مىكنیم: ﴿حَيَّةٞ تَسۡعَىٰ﴾. آنها را كه نمىبینیم درحالىكه او این عوالم و این تنوع انواع و ـ حالا اگر اسمش را تنوع انواع بگذاریم ـ تنوع مراتب وجود را در عوالم سبعه كه عوالم ربوبى است صورت خارجى داده است پس خرق قاعدۀ علیت نشد و درست عین قاعدۀ علیت است.
- . سوره مائده (5) آیه 110، معادشناسی، ج 5، ص 307 و 308:
«و در آن زمانى كه تو از گِل مثل صورت پرندهاى مىساختى به اذن من، و پس از آن در او میدمیدى و بدین جهت آن گِل دمیده شده به اذن من بهصورت پرندهاى به پرواز در مىآمد!»
- . سوره مائده (5) آیه 110، معادشناسی، ج 5، ص 307 و 308:
