اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آسیب‌شناسی جریان‌زدگی و مسخ فکری

تأثیر اصرار بر باطل در زوال عقل و بصیرت انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، به تحلیل ریشه‌های روانی و فکریِ «جریان‌زدگی» و پیامدهای خطرناک آن بر عقل و بصیرت انسان می‌پردازند. بحث با تبیین جایگاه عقل در تدبیر امور آغاز شده و به این پرسش کلیدی می‌رسد که چرا برخی افراد با وجود درک حقایق، در برابر جریانات باطل تسلیم شده و به توجیهِ رفتارهای نادرست روی می‌آورند. استاد با اشاره به نمونه‌های تاریخی و اجتماعی، نشان می‌دهند که چگونه اصرار بر یک موضعِ غلط، به‌تدریج قدرت تشخیص را از انسان سلب کرده و او را دچار نوعی مسخ فکری می‌کند. در ادامه، تفاوت میان «حمل بر صحت» در سیره اولیاء با «توجیهِ کورکورانه» تبیین شده و بر ضرورتِ حفظ حریت و استقلال فکری در مواجهه با جریانات روزمره تأکید می‌شود. این جلسه در نهایت، راهکارِ برون‌رفت از این انحرافات را در گروِ مراقبتِ دائمی بر نفس و پرهیز از فدا کردن دین برای دنیای دیگران می‌داند.

آسیب‌شناسی جریان‌زدگی و مسخ فکری

2
  • بله! نسبت به بعضى از امور اجازه‌ها و دستوراتى براى حفظ بعضى از آفات و شرّ شیاطین و ابالسه و اجنه و امثال‌ذلك داده شده است كه در كتب هم ذکر شده و مى‌شنیدیم كه بعضى از اینها را هم نقل مى‌كردند و اشكال ندارد كه انسان تا این حدود بعضى از اینها را همراه خودش داشته باشد اما اینكه بخواهد كارهاى خودش را در این مسائل قرار بدهد، اینها مطالبى نیست كه انسان به آن بپردازد! گرچه موجود است و وجود خارجى دارد و بزرگان هم نسبت به این قضیه در كتب خودشان خیلى مطالب نقل كرده‌اند. علىٰ‌كلّ‌حال حتى ابن‌سینا هم كتابى دارد به نام كنوز المُعزّمین كه در آنجا راجع به همین مطالب مسائلى دارد. یك وقت من این كتاب را مطالعه مى‌كردم و دیدم كه خود ایشان هم ظاهراً اهل این حرف‌ها بوده و اطلاع داشته است و در این مطالب هم مطالعات و تجربیاتى داشته است.

  • عقل در هم‌چنین طبقۀ عرضیه‌اى از این امور هم قرار دارد یعنى آن قوۀ عاقله این امور را در ارتباط با سایر مسائلى كه در حول‌و‌حوش این قضیه مى‌گذرد ترسیم مى‌كند.

  • خب شاید كسى این‌طور بگوید كه همان نفس ناطقۀ ماست كه تدبیر مى‌كند و دیگر چه نیازى به عقل فعال داریم؟! چه نیازى به یك عقل منفصل داریم؟! چه نیازى به یك عقل مدیر و مدبر كلى داریم؟! نفسِ ناطقۀ هر شخصى خودش داراى عقل است. بعضى‌ها هم خب الحمدلله .... همۀ اینها مراتب مختلفى دارد.

  • امروز داشتم یك جریان و قضیه‌ای را نگاه مى‌كردم، حالا آنچه را كه در آنجا گفته مى‌شد براى من مهم نبود، خصوصیات افرادى كه در این قضایا و مطالب صحبت مى‌كردند خیلى برایم عجیب بود كه چطور شخصى مطلبى را بیان مى‌كند درحالى‌كه خودش در نقطۀ مقابلش حركت مى‌كند! قضیه چیست؟! اصلاً خودش در نقطۀ مقابل مى‌رود و آثار، علائم، شواهد و خصوصیات دارد. این نكته خیلی نكتۀ مهم و دقیقى است و خیلى باید حواسمان جمع باشد كه خداى نكرده در جریانی قرار نگیریم كه آن جریان ما را به‌دنبال خود بكشد، نه ما جریان را [به‌دنبال خود بکشیم] و براساس مبانى توجیه كنیم! جریان ما را به‌دنبال خود مى‌كشد و ما خود را در این جریان توجیه و تأویل مى‌كنیم! خود آن جریان را تبرئه، تنزیه، پاك و منزه مى‌كنیم! بر یك جریان سوار نمی‌شویم که از بیرون به آن جریان نگاه كنیم بلکه داخل در جریان قرار مى‌گیریم و به طبع ناچاریم كه آن جریان را پاك، منزه، مبریٰ، محسّن و مستحسن از هر عیب و ایرادى قرار بدهیم. اول شخصیتى را براى خود درست مى‌كنیم و آن شخصیت را شخصیتِ غیر قابل نفوذ و غیر قابل ایراد ترسیم مى‌كنیم، حالا اگر ایرادى به آن وارد شد دائم در مقام توجیه برمى‌آییم! نمى‌گوییم كه ایراد به این شخصیت وارد است! چه خبر است؟! خودت را براى او كشتى! تو كه براى توجیه، تأویل، تغییر، هزارتا دلیل، برهان و فلان این‌همه زحمت مى‌كشى، خودت را از این جریان بیرون بكش، دیگر نیاز هم ندارد خودت را ازبین ببرى! مگر مجبورى؟! چه كسى مجبورت كرده است که اول شخصیتی برای خودت درست کنی و خودت را در یک [جریان] قرار بدهی و بعد هم [این‌طور عمل کنی]؟!