اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ولایت تکوینی و نقش نفس ناطقه در تدبیر امور می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌هایی آغاز می‌شود که برای بقای موجودات و تدبیر بدن، نیازی به اتصال به عقل منفصل و عالم ملکوت نمی‌بینند و بر استقلال نفس تأکید دارند. در ادامه، با عبور از این نگاه ظاهری، ضرورت وجود واسطه‌های ملکوتی برای تنظیم دقیق نظام هستی و مدیریت بدن تبیین می‌شود. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، تفاوت میان علم حصولی و علم حضوری را در مراتب نفس تشریح کرده و نشان می‌دهند که چگونه تمام ذرات عالم از نفس امام علیه‌السّلام نشئت می‌گیرند. در پایان، با اشاره به حقیقت التجاء و معنای «فناء صبر»، این نکته برجسته می‌شود که تا انسان بر توانایی‌های خود تکیه دارد، از فیض اتصال به حقیقت باز می‌ماند و تنها با تسلیم محض است که فرج الهی محقق می‌گردد.

ولایت تکوینی و تدبیر عالم در نفس امام

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ولایت تکوینی و نقش نفس ناطقه در تدبیر امور می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌هایی آغاز می‌شود که برای بقای موجودات و تدبیر بدن، نیازی به اتصال به عقل منفصل و عالم ملکوت نمی‌بینند و بر استقلال نفس تأکید دارند. در ادامه، با عبور از این نگاه ظاهری، ضرورت وجود واسطه‌های ملکوتی برای تنظیم دقیق نظام هستی و مدیریت بدن تبیین می‌شود. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، تفاوت میان علم حصولی و علم حضوری را در مراتب نفس تشریح کرده و نشان می‌دهند که چگونه تمام ذرات عالم از نفس امام علیه‌السّلام نشئت می‌گیرند. در پایان، با اشاره به حقیقت التجاء و معنای «فناء صبر»، این نکته برجسته می‌شود که تا انسان بر توانایی‌های خود تکیه دارد، از فیض اتصال به حقیقت باز می‌ماند و تنها با تسلیم محض است که فرج الهی محقق می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ولایت تکوینی و تدبیر عالم در نفس امام

5
  • سحرِ بیان و سحرِ قلم

  • من یك وقت کتاب یك بنده خدایى را مى‌خواندم دیدم این‌هم شروع كرد و این‌هم دوباره دارد كربلا درست مى‌كند و زمینه‌سازى مى‌كند عَلَم و کُتَل و فلان! فهمیدم که بابا این حرف‌های این‌هم چیز هست. یك‌دفعه نگاه كردم دیدم یك نفر را كه در ذهنم چیز دیگرى بود این كاملاً به یك شخصیت و فرد دیگر بر‌‌گرداند! حالا خوب بود كه من مى‌دانستم [او چگونه فردی است] و فردی بود که من خودم [دربارۀ او] اطلاع داشتم. اگر اطلاع نداشتم که كم‌كم اصلاً ذهنم به‌طوركلى [عوض مى‌شد]. خب همه‌‌طور آدمی هست، همه‌طور خلاقیت هست، همه‌طور سحرِ بیان و سحرِ قلم هست! اصلاً خود این مسئله یك قضیه‌اى است كه چطور انسان بیاید مسئله را عوض کند و مطلب را برگرداند! آنهایی که آن‌طرف هستند [این‌طور هستند].

  • حالا ببینید شیاطین در این قضیه چه فعالیت‌هایى دارند و چه نقش‌هایى دارند و چه قِسم بازى‌هایى دارند كه می‌آیند و آدم را می‌گردانند و مى‌چرخانند و برمى‌گردانند و بعد در فضا و وضعیت خودشان مى‌برند و به‌نحوى انسان را قرار مى‌دهند كه انسان مى‌گوید که اصلاً غیر از این راه دیگرى وجود ندارد! اصلاً راه همین است كه من دارم و تصمیم همین است كه من دارم! حالا همۀ آنها زمینه‌سازى و كشك است! اصلاً خودش دارد برنامه‌ریزى مى‌كند و سناریو دست خودش هست! آدم می‌گوید که این وجود خارجی است اما آن كسی كه از آن بالا دارد نگاه مى‌كند مى‌گوید که خودتى!! دیگر طرف نمی‎تواند [کلک] بزند! هر چقدر بیاید حرف بزند باز به او می‌خندد و مى‌گوید که خودتى خودتى! حالا به او نمى‌گوید اما در دلش مى‌گوید. وقتى یك ساعت طرف خوب خودش را خسته كرد و خودتى را هم شنید و دید او همین‌طور دارد مى‌خندد، راهش را مى‌كشد و مى‌رود! اما آن كسى كه آن‌طرف نیست [نور ندارد و به آن عالم ملکوت متصل نیست] فورى كاغذ را برمى‌دارد و امضاء مى‌كند و یك مُهر العبد العاصى الأحقر المذنب هم تَه كاغذ مى‌چسباند و مى‌گوید که بفرمایید! بعد هم فردا در روزنامه مى‌آورند اما او در دلش مى‌گوید که خودتى خودتى و نه كاغذى از او بیرون مى‌آید، نه نوشته‌اى، نه امضاء و نه مُهرى! این براى این است كه او دارد از آن بالا نگاه مى‌كند، قبل از اینكه این وارد خانه بشود، او دارد مى‌خواند خب تو چه مى‌خواهى به او بگویى؟! قبل از اینكه وارد خانه بشود!

/