
ولایت تکوینی و تدبیر عالم در نفس امام
نقش واسطههای ملکوتی در مدیریت جهان و اختیار انسان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ولایت تکوینی و نقش نفس ناطقه در تدبیر امور میپردازند. بحث با نقد دیدگاههایی آغاز میشود که برای بقای موجودات و تدبیر بدن، نیازی به اتصال به عقل منفصل و عالم ملکوت نمیبینند و بر استقلال نفس تأکید دارند. در ادامه، با عبور از این نگاه ظاهری، ضرورت وجود واسطههای ملکوتی برای تنظیم دقیق نظام هستی و مدیریت بدن تبیین میشود. استاد با بهرهگیری از مثالهای ملموس، تفاوت میان علم حصولی و علم حضوری را در مراتب نفس تشریح کرده و نشان میدهند که چگونه تمام ذرات عالم از نفس امام علیهالسّلام نشئت میگیرند. در پایان، با اشاره به حقیقت التجاء و معنای «فناء صبر»، این نکته برجسته میشود که تا انسان بر تواناییهای خود تکیه دارد، از فیض اتصال به حقیقت باز میماند و تنها با تسلیم محض است که فرج الهی محقق میگردد.
ولایت تکوینی و تدبیر عالم در نفس امام
4بله، در همان زمان یادم هست كه ایشان به من فرمودند: تمام اینها بهخاطر این است كه نسل شیعه ازبین برود! خب این [بزرگان] این مطالب را از پیش خود كه نمىگفتند و مطالب اینها براساس مطالعات روزنامه و تلویزیون و رادیو نبوده است، چون اگر [آنطور بود] همهطور آدم را مىتوانند بچرخانند.
غلبۀ شیاطین درصورت عدم اتصال به عالم ملکوت
نقشۀ شیاطین در دنیا خیلى ظریفتر از این است كه [ما تصور مىكنیم]! در همان سال آخر یك وقتى مرحوم پدرمان میفرمودند: ـ من دو سال صبحها در تابستان ایشان را به جاغرق1 مىبردم و در آنجا یکمقداری حدوداً سى چهل دقیقه پیاده راه مىرفتیم و بعد به شهر برمىگشتیم. هر روز صبحها در تابستان میرفتیم و تنها بودیم ـ جز اینكه انسان به عالم ملكوت متصل باشد و از آنجا بخواهد مطلب را نگاه كند، غیر از آن هر كسى مىخواهد باشد بأىٍّنحوٍكان آن شیاطین غلبه دارند! اینقدر شیاطین در فوت و فن و كار خودشان حاذق و ماهر و خبیر هستند و با نقشههاى مختلف جلو مىآیند و مطالب را براى انسان به قِسمى بازگو مىكنند [که حد ندارد]! شما دیدهاید همین است؛ دو نفر پیش شما میآیند و باهم هم نیستند. اینقدر از این قضایا براى من اتفاق افتاده است كه حالا هرچه بشود مىگویم که آقا هردو طرف باید باهم باشند، یك نفرشان میآید و آنچنان نالهاى سر مىدهد و چه کار میکند كه آدم مىگوید که صددرصد حق با این است! بلد هستند افرادی که بچرخانند! اینكه مىگویند که باید هردو طرف پیش قاضى باشند بهخاطر همین است كه تا این طرف شروع به ناله مىكند، او مىگوید که آقا این مرتیکه دارد دروغ مىگوید و... آن یكى هم از آنطرف بدون این میآید شلوغ مىكند كه این من را بدبخت كرده، من را بیچاره كرده است، این قول را داده و زیر قولش زده است و.... اوه! آنچنان [از او بد] میگوید که ما میگوییم که اى بابا این عجب شمر بن ذىالجوشنى است! این میرود و آن یکی میآید و میگوید که آقا این را دروغ گفته است و فلان میکند. میگوییم که این دیگر چه فلانی است که دارد اینطور میکند! شما نگاه كنید و ببینید كه سر یك دعواى خانوادگى نمىتوانید تشخیص بدهید كه حق با چه كسى است مگر اینكه دو طرف، هردو باشند و قضیه رو بشود که این دارد دروغ مىگوید. این نویسندهها را نگاه کنید. من یك وقتی كتابى راجع به تاریخ یك مسئلهاى مىخواندم. وقتی که شروع به خواندن كردم راجع به قضایاى مختلف، نویسنده نشان میدهد که در این قلم صادقانه دارد حكایت مىكند یا دارد كلك و حقهبازى مىكند! وقتى که یکی وارد مىشود یک زمینهسازى مىكند و عبارتهایى بهكار مىبرد كه آدم مىگوید: هان! این نویسنده دارد زمینهسازى مىكند و ذهن را آماده مىكند كه وقتى به آنجا میرسد یك ذهن آماده به این نتیجه میرسد و دیگر موضع نمیگیرد! این فیلمهایى كه درست مىكنند همه تخیل است، اصلاً دنیا براساس تخیل است چون اگر آدم بیاید بگوید که آقا فلانى كلك است، میگوییم که آقا من یك یا دو سال با این شخص بودم و اصلاً چیزى از او ندیدم خب چیزی ندیدیم که [این حرف را باور کنیم]. اول شروع به حرف زدن میکند که چه کار کرد و فلانجا اینطور و فلانجا آنطور بود یا فلانى اینطور مىگوید و بعضیها اینطور مىگویند و من شنیدهام، حالا هیچ کسی هم نگفته است هان! بعضىها راجع به او اینطور مىگویند و شنیدهام که حتی یک همچنین قضیهای هم اتفاق افتاده، خلاصه وقتی کمکم یكی دو روز كه روى مخ آدم خوب كار كرد بعد براى رسیدن به آن مقصد و نتیجهاش خیلى راه درازى در پیش ندارد!
- . جاغَرْق روستایی ییلاقی در دهستان جاغرق بخش طرقبه شهرستان بینالود استان خراسان رضوی ایران است که در فاصله ۲۱ کیلومتری شمال غربی مشهد واقع شدهاست. این روستا در ۷ کیلومتری جنوب غربی طرقبه واقع شدهاست. جاغرق دارای آب و هوایی کوهستانی است و دارای باغهای میوه و درههای سرسبز و پرآب میباشد. (محقق)
