اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دلیل دوم شیخ اشراق برای اثبات عقول مجرده و حقایق نوعیه می‌پردازد. بحث با بررسی تفاوت میان مفهوم ذهنی و حقیقت خارجی آغاز شده و به این پرسش می‌رسد که آیا برای هر نوع از انواع جسمانی، یک حقیقت مجرد و نوری در عالم ملکوت وجود دارد یا خیر. استاد با تأکید بر لزوم اتصال حقایق عالم ماده به عوالم غیبی، به پیچیدگی‌های ادراک این مراتب اشاره کرده و بر اهمیت عرفان نظری و شهود در فهم کیفیت نزول فیض تأکید می‌ورزد. در ادامه، ضمن نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و پیش‌گویی‌های زمان ظهور، بر ضرورت توجه به حقیقت ولایت و تربیت معنوی به‌جای پرداختن به حواشی ظاهری تأکید شده است. در نهایت، با ذکر نمونه‌هایی از سیره اولیای الهی، بر لزوم اخلاص در وظیفه و پرهیز از بازی‌های تبلیغاتی در مسیر بندگی تصریح می‌شود.

اثبات عقل مجرد و حقیقت نوعیه

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دلیل دوم شیخ اشراق برای اثبات عقول مجرده و حقایق نوعیه می‌پردازد. بحث با بررسی تفاوت میان مفهوم ذهنی و حقیقت خارجی آغاز شده و به این پرسش می‌رسد که آیا برای هر نوع از انواع جسمانی، یک حقیقت مجرد و نوری در عالم ملکوت وجود دارد یا خیر. استاد با تأکید بر لزوم اتصال حقایق عالم ماده به عوالم غیبی، به پیچیدگی‌های ادراک این مراتب اشاره کرده و بر اهمیت عرفان نظری و شهود در فهم کیفیت نزول فیض تأکید می‌ورزد. در ادامه، ضمن نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و پیش‌گویی‌های زمان ظهور، بر ضرورت توجه به حقیقت ولایت و تربیت معنوی به‌جای پرداختن به حواشی ظاهری تأکید شده است. در نهایت، با ذکر نمونه‌هایی از سیره اولیای الهی، بر لزوم اخلاص در وظیفه و پرهیز از بازی‌های تبلیغاتی در مسیر بندگی تصریح می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اثبات عقل مجرد و حقیقت نوعیه

15
  • این بزرگان مى‌خواستند آن عاشوراى واقعى را بیاورند و به ما ارائه بدهند. آن عاشوراى واقعى، گریه كردن و این مسائل نیست مگر ما غیر از این كوفى‌ها هستیم؟! آمدند امام حسین علیه‌السّلام را كشتند و بچه‌هایش را [اسیر] كردند و بعد هم آمدند گریه كردند كه رفتیم و این كار را كردیم.1 ما هم همان هستیم و در همان فضا هستیم! آنها هم نماز مى‌خواندند، روزه مى‌گرفتند، در مسجد كوفه بودند، پشت سر امام حسن علیه‌السّلام و پشت سر امیرالمؤمنین علیه‌السّلام بودند. مگر امیرالمؤمنین نفرمودند كه مى‌بینم روزى را كه تو از این باب الفیل در جیشى براى كشتن پسر پیغمبر بیرون مى‌روى.2 گفت: یا على من، من؟! حضرت فرمودند که بنشین بابا بنشین، عجله نكن شب دراز است، بنشین بابا صبر كن!

  • اینها مگر پشت سر همین ائمه نماز نمى‌خواندند؟! در مسجد كوفه نماز نمى‌خواندند؟! خدا نیاورد روزى را كه بخواهد ورق بگردد و مسائل بخواهد عوض شود! همین کسی كه پشت سر على نماز مى‌خواند می‌آید شمشیر به روى پسرش مى‌كشد! همین مى‌آید و شمشیر روى پسرش مى‌كشد! جداً ما در این دنیا دیدیم که كسانى كه آدم به آنها محبت کرده و به آنها لطف كرده و چه و چه كرده و بعد همان او ـ حالا اى كاش یک شخص غریبه باشد و ارتباط و آشنایى با انسان نداشته باشد ـ چه مسائل و چه مطالبى [به‌وجود می‌‌آورد]!

  • این جریان یك جریانى است كه این [بزرگان] مى‌خواهند نشان بدهند و مى‌خواهند بگویند که بابا این كربلا كه انجام شده و این‌همه در این کربلا خون مظلوم ریخته شده، این‌همه مسائل، فراز و نشیب‌ها، گَرد و غبارها، اسارت‌ها و زنجیرهایى كه به پا و بدن امام سجاد علیه‌السّلام زده شده تمام اینها براى امروز تو بوده است! والاّ امام حسین علیه‌السّلام مى‌توانست از همان اول برود با خیال راحت بیعت كند و شاید یزید حكومت مدینه را هم به امام حسین مى‌داد و از امام حسین چه كسی بهتر بود؟! چرا از مدینه بیرون بیاید؟! چرا كوه و دره و دشت و اینها را طى كند؟! چرا زن و بچه‌اش را به اسارت بدهد؟! چرا این‌همه را به كشتن بدهد؟! چرا؟! اینها همه به‌خاطر ما در امروز بوده است كه الآن در 1435 هجرى قمرى هستیم! این بزرگان گفته‌اند: زحماتى كه امام حسین براى تو كشیده این زحمات را با سینه‌زدن‌های همین‌طوری عادى و بعد هم خداحافظ هدر نده! این هدر دادن است! آنها كه مقام و جایگاه و موقعیت خودشان را داشتند اما آنها به‌خاطر ماها از مدینه بیرون آمدند، به‌خاطر ماها زن و بچه‌شان را با خودشان راه انداختند، به‌خاطر ماها غل و زنجیر به گردن و دست و پاى خودشان بستند، به‌خاطر ماها خرابۀ شام و غیر خرابۀ شام را به جان خریدند، به‌خاطر ماها على اكبرشان را تكه‌تكه كردند مثل اینکه با ساطور [چیزی را تکه‌تکه کنند]. به‌خاطر ماها این كار انجام شده است.

    1. . الأمالی، شیخ مفید، ج 1، ص 321.
    2. . الإرشاد، شیخ مفید، ص ١٨٢؛ امام شناسی، ج 12، ص 133.
/ 260