اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اثبات عقل مجرد و حقیقت نوعیه

تحلیل دیدگاه شیخ اشراق در ارتباط عوالم غیب و شهود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دلیل دوم شیخ اشراق برای اثبات عقول مجرده و حقایق نوعیه می‌پردازد. بحث با بررسی تفاوت میان مفهوم ذهنی و حقیقت خارجی آغاز شده و به این پرسش می‌رسد که آیا برای هر نوع از انواع جسمانی، یک حقیقت مجرد و نوری در عالم ملکوت وجود دارد یا خیر. استاد با تأکید بر لزوم اتصال حقایق عالم ماده به عوالم غیبی، به پیچیدگی‌های ادراک این مراتب اشاره کرده و بر اهمیت عرفان نظری و شهود در فهم کیفیت نزول فیض تأکید می‌ورزد. در ادامه، ضمن نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و پیش‌گویی‌های زمان ظهور، بر ضرورت توجه به حقیقت ولایت و تربیت معنوی به‌جای پرداختن به حواشی ظاهری تأکید شده است. در نهایت، با ذکر نمونه‌هایی از سیره اولیای الهی، بر لزوم اخلاص در وظیفه و پرهیز از بازی‌های تبلیغاتی در مسیر بندگی تصریح می‌شود.

اثبات عقل مجرد و حقیقت نوعیه

4
  • قبلاً هم خدمت رفقا عرض كردیم كه در مسئلۀ اشتداد وجودى، تصور ما بر این است كه این قضیۀ اشتداد وجودی در عالم شهادت به نهایت خود مى‌رسد و این‌هم به‌خاطر غلبۀ احساس و حواس ماست چون ادراك ما از واقع، ادراك ضعیفى است و ارتباط ما نسبت به مجردات و عالم غیب ارتباط ضعیفى است و ما دچار غلبه و حكومت حواس ظاهر هستیم از این نقطه‌نظر اشتداد وجودى را در عالم ملك و ماده احساس مى‌كنیم درحالى‌كه اشتداد وجودى در مراحل علیاى از وجود، بالاتر از مثال حتى در ملكوت و امثال‌ذلك ظهور دارد چون هرچه وجود از نقطه‌نظر تجرد و از نقطه‌نظر لطافت قوى‌تر باشد طبعاً اشتداد وجودى در آنجا بیشتر است.

  • این مطلب به‌واسطۀ این جهت است لذا بعضى‌ها ایراد و اشكال كرده‌اند بر اینكه این مطلب این را نمى‌رساند و دلیلى هم نیست بر اینكه هرچه كه در اینجا هست حتماً باید از نقطه‌نظر سنخیت و علیت یك حقیقت مسانخ با این مصداق، وجود داشته باشد كه آن حقیقت مسانخ بیاید و این مسئله را وجود خارجى بدهد و از نقطه‌نظر اعیان خارجى باید كه حقیقت مسانخى وجود داشته باشد. این دلیل، این مطلب را بیان نمى‌كند.

  • البته تا حدودى مى‌توانیم در این دلیل دوم از كلام مرحوم شیخ اشراق دفاع كنیم چطور اینكه در دلیل اول كه اشكال مرحوم علامه را نسبت به شیخ اشراق عرض كردیم، آنجا گفتیم كه اشكال وارد نیست و چه اشكالى دارد بر اینكه یك حقیقت نوعیه‌اى وجود داشته باشد كه آن حقیقت نوعیه بر تمام آن مصادیق خارجى كه در اینجا هستند اشراف علمى داشته باشد و حتى مثال هم در تحت آن حقیقت نوعیه قرار دارد.

  • تصور غلط از عالم مثال

  • و در اینجا خیلی مسئلۀ دقیق و ظریفى مى‌شود كه تصور ما بر این است كه مثال یك چهره دارد همان چهره‌اى كه ما او را در خواب مى‌بینیم كه همان مثال منفصل است یا ارباب كشف آن را در مكاشفه و شهود احساس مى‌كنند، درحالى‌كه مثال عوالم تودرتویى است و ما نسبت به آن جنبۀ اخیر آن عوالم اطلاع داریم اما از آن جنبه‌هاى غیر اخیر و باطن كه از نقطه‌نظر ظهور و بروز به مرتبۀ ظهور مثالىِ اخیر درمى‌آید، خبر نداریم.