اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اثبات عقل مجرد و حقیقت نوعیه

تحلیل دیدگاه شیخ اشراق در ارتباط عوالم غیب و شهود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دلیل دوم شیخ اشراق برای اثبات عقول مجرده و حقایق نوعیه می‌پردازد. بحث با بررسی تفاوت میان مفهوم ذهنی و حقیقت خارجی آغاز شده و به این پرسش می‌رسد که آیا برای هر نوع از انواع جسمانی، یک حقیقت مجرد و نوری در عالم ملکوت وجود دارد یا خیر. استاد با تأکید بر لزوم اتصال حقایق عالم ماده به عوالم غیبی، به پیچیدگی‌های ادراک این مراتب اشاره کرده و بر اهمیت عرفان نظری و شهود در فهم کیفیت نزول فیض تأکید می‌ورزد. در ادامه، ضمن نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و پیش‌گویی‌های زمان ظهور، بر ضرورت توجه به حقیقت ولایت و تربیت معنوی به‌جای پرداختن به حواشی ظاهری تأکید شده است. در نهایت، با ذکر نمونه‌هایی از سیره اولیای الهی، بر لزوم اخلاص در وظیفه و پرهیز از بازی‌های تبلیغاتی در مسیر بندگی تصریح می‌شود.

اثبات عقل مجرد و حقیقت نوعیه

11
  • نگاه اسلام به نوروز

  • جشن است؟! شما سالى 365 روز را هم مى‌توانید جشن بگیرید بروید بگیرید! چرا آدم بیاید یک چیزی را قرار بدهد؟! وقتى كه موسى بن جعفر علیهماالسّلام مى‌فرمایند: این سنتِ فُرس است و اسلام این سنت را محو كرده است و من نمی‌آیم [آن را احیا کنم]1 آن موسى بن جعفر است كه فهمیده این نوروز چیست! چون امام است و دین و شریعت دست اوست، ارتباط با خدا دست اوست، نه دست من و امثال من! لذا مى‌فهمد این جریان در خلاف و ضدیت با این ارتباط قرار دارد.

  • مى‌خواهى قوم و خویش‌ها را ببینى؟! بسیار خب، برو ده روز براى عید غدیر تعطیل كن! بگویید، بخندید، جشن بگیرید و به دیدن هم بروید. هر كارى هم بخواهید، بكنید. ثواب بیشترى هم دارد! چند روز عید فطر تعطیل كن که هم با اهل‌تسنن و هم با تشیع همه باهم اتحاد برقرار مى‌كنید الآن آنها تعطیل مى‌كنند و بسیار كار خوبى مى‌كنند. عید قربان تعطیل مى‌كنند و یك روز، دو روز به دیدن هم مى‌روند. چرا ما نكنیم؟! چرا ما انجام ندهیم؟! حتماً باید علف براى بزه دربیاید كه جشنش را من بگیرم؟! علف را بز دارد مى‌خورد پس چرا من جشن بگیرم؟! گوسفند دارد در بیابان علف مى‌خورد ـ حالا آن‌هم در بعضى از مناطق، نه در همۀ مناطق، چون در بعضى از مناطق که برف هست اینکه دیگر جشن گرفتن ندارد ـ چرا من بیایم این كار را انجام بدهم؟! اگر حساب این حساب است آدم باید که [گوش بدهد و عمل کند].

  • این براى كسانى است كه مى‌خواهند بفهمند اما آنهایى كه نمى‌خواهند بفهمند مى‌گویند که آقا ما همین نماز و روزه را مى‌خوانیم و اینها را نمى‌خواهیم، حالا آنها براى تو باشد. ما اصلاً براى او کتاب ننوشته‌ایم كه حالا بخواهد راجع به او با من صحبت كند. ما اصلاً این را برای کسی نوشتیم که [می‌خواهد بفهمد] لذا این بندۀ خدا آمده بود و ما را نصیحت می‌کرد بر اینكه ما دیگر نوشتن را ادامه ندهیم و این قضیه را رها كنیم. ما فقط به او مى‌خندیدیم چون مى‌دیدم كه ظاهراً این‌هم جزو آنهایى است كه باید با او یك‌قدرى مدارا كرد و فقط خندید و تبسمى كرد و گذشت!

    1. مناقب آل أبی‌طالب علیهم‌السّلام، ج ٤، ص ٣١٨؛ آموزه های ولایت، ج 1، ص 67.