
اثبات عقل مجرد و حقیقت نوعیه
تحلیل دیدگاه شیخ اشراق در ارتباط عوالم غیب و شهود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دلیل دوم شیخ اشراق برای اثبات عقول مجرده و حقایق نوعیه میپردازد. بحث با بررسی تفاوت میان مفهوم ذهنی و حقیقت خارجی آغاز شده و به این پرسش میرسد که آیا برای هر نوع از انواع جسمانی، یک حقیقت مجرد و نوری در عالم ملکوت وجود دارد یا خیر. استاد با تأکید بر لزوم اتصال حقایق عالم ماده به عوالم غیبی، به پیچیدگیهای ادراک این مراتب اشاره کرده و بر اهمیت عرفان نظری و شهود در فهم کیفیت نزول فیض تأکید میورزد. در ادامه، ضمن نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و پیشگوییهای زمان ظهور، بر ضرورت توجه به حقیقت ولایت و تربیت معنوی بهجای پرداختن به حواشی ظاهری تأکید شده است. در نهایت، با ذکر نمونههایی از سیره اولیای الهی، بر لزوم اخلاص در وظیفه و پرهیز از بازیهای تبلیغاتی در مسیر بندگی تصریح میشود.
اثبات عقل مجرد و حقیقت نوعیه
8بعضیها یک صندلی میگذاشتند و میگفتند که این صندلی امام زمان است یا چایی میگذاشتند [و میگفتند که این چایی امام زمان است!] یک شخصی بود یک جا تعریف میکرد و میگفت که شخصى مدعى ارتباط با حضرت بود بعد وقتى که مستخدمها براى مهمان چایى مىآوردند مىگفت که یك چایى هم براى ایشان اینجا بگذارید!! ـ آن شخص این را برای خود من نقل کرد ـ از این افراد که همیشه زیاد هستند ـ و مىگفت که خودم پشت در رفتم و نگاه کردم و گفتم كه قضیۀ این چایى چیست؟! بعد از چند دقیقه كه گذشت، خوب اینطرف و آنطرف را نگاه كرد و چایى را برداشت و نیابتاً خورد! نیابتاً كه چه عرض كنم باید ولایتاً بگوییم! اینها بر امام زمان ولایت دارند، نیابت كه مادون شأن اینهاست!! چایى را خورد و گذاشت و بعد از یك مدت صدا كرد فلانى بیا این چایىها را ببر. وقتی آمدیم یک نگاهی به من کرد ـ حالا این شخص این قضیه را دیده بود عجب آدمهایى هستند! مىگفت که حالا من خودم پشت در داشتم مىدیدم که این چه کرده بود ـ بعد مىگفت: الحمدلله نیّت ما مورد قبول حضرت واقع شد! بله، با دستش اشاره مىكرد الحمدلله چایى را بالا كشیدیم و بعد هم نیّت مورد قبول حضرت قرار گرفت!!
واقعاً این بازىها چیست؟! آیا ما در این دنیا نیاز به این كارها داریم؟! جداً ما نیاز به این داریم؟! اولیاء خدا دارند به ما یاد مىدهند كه از این بازىها و كلكها دست بردارید و از این شیره مالیدن سر مردم با این حرفها دست بردارید، اولیاء دارند به ما یاد مىدهند متولّى دین، تو نیستى كه دارى این بازىها را درمىآورى! متولّى دین همان یكى است، او یكى دیگر است. تو وظیفهات را باید انجام بدهى. به تو مربوط نیست! فضول چه هستى؟! به تو چه ربطى دارد كه مردم قبول مىكنند یا نه؟!
