اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اثبات عقل مجرد و حقیقت نوعیه

تحلیل دیدگاه شیخ اشراق در ارتباط عوالم غیب و شهود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دلیل دوم شیخ اشراق برای اثبات عقول مجرده و حقایق نوعیه می‌پردازد. بحث با بررسی تفاوت میان مفهوم ذهنی و حقیقت خارجی آغاز شده و به این پرسش می‌رسد که آیا برای هر نوع از انواع جسمانی، یک حقیقت مجرد و نوری در عالم ملکوت وجود دارد یا خیر. استاد با تأکید بر لزوم اتصال حقایق عالم ماده به عوالم غیبی، به پیچیدگی‌های ادراک این مراتب اشاره کرده و بر اهمیت عرفان نظری و شهود در فهم کیفیت نزول فیض تأکید می‌ورزد. در ادامه، ضمن نقد تصورات رایج درباره عالم مثال و پیش‌گویی‌های زمان ظهور، بر ضرورت توجه به حقیقت ولایت و تربیت معنوی به‌جای پرداختن به حواشی ظاهری تأکید شده است. در نهایت، با ذکر نمونه‌هایی از سیره اولیای الهی، بر لزوم اخلاص در وظیفه و پرهیز از بازی‌های تبلیغاتی در مسیر بندگی تصریح می‌شود.

اثبات عقل مجرد و حقیقت نوعیه

9
  • من در طهران به یک مجلسى رفته بودم، مجلس سؤال بود و عده‌ای و افرادى بودند. گفتم که آقایان یک مطلبى را از اول بین خودم و شما تسویه كنم بعد آن‌وقت اگر خواستید سؤالاتتان را [مطرح كنید].

  • مطلب این است که من یك آدمى هستم كه سطح اطلاعاتم محدود است و ممكن است چیزى را بدانم و ممكن است چیزى را ندانم. این یک مطلب است.

  • مقدمۀ دوم این است که بنده متولّى دین نیستم، متولّى دین كسی دیگر است، لذا مطالبى را كه مى‌گویم به‌عنوان دفاع از دین و به‌عنوان اینکه من متولّى دین هستم نیست بلکه به‌عنوان نیابتاً هست از طرف آن شخص حالا آیا مطالب من به او برسد یا نرسد.

  • مطلب سوم این است كه حرفى را كه مى‌زنم نگاه نمى‌كنم به اینكه آیا كسى قبول مى‌كند یا نمی‌کند. من وظیفه‌ام را انجام مى‌دهم، آنچه را كه به عقل و فهم و علمم مى‌رسد مطلب را بیان مى‌كنم، حالا مى‌خواهید قبول كنید و مى‌خواهید قبول نكنید. حالا سؤالاتتان را بگویید. قشنگ [حساب] خودم را با آنها تسویه كردم و همۀ سؤالاتشان را هم جواب دادم و بندگان خدا هم خیلى خوشحال شدند.

  • به من ربطى ندارد، متولّى دین كسی دیگر است، قبول نكنید به جهنم! خب قبول نکنید. ما منتظر نیستیم حرفى را كه مى‌زنیم كسى قبول كند، این‌همه تابه‌حال حرف زدیم و كسى گوش نداده است این‌هم روى آنها! ما ناراحت نیستیم از اینكه حرفى كه مى‌زنیم را كسى گوش نمى‌دهد نه آقا! این تجربه را زیاد كرده‌ایم. ما كه هیچ، بابای ما ‌هم از ما بیشتر [این تجربه را کرد]. اولین كسى كه حرفش را گوش نداد خود بچۀ ناخلفش بود كه گوش به حرف‌هایش نمى‌داد و بقیه كه جاى خود دارند، همان‌هایى كه الآن مدعى‌ فلان هستند.

  • متولّى دین، یكى دیگر است و بنده به‌اندازۀ فهم خودم باید بیایم صحبت كنم. اگر گوش مى‌دهند، ‌بدهند و اگر گوش نمى‌دهند، ندهند! وقتى كه بنده داشتم كتاب نوروز را مى‌نوشتم در همان موقع نوشتن، یک بنده خدایى آمد ما را نصیحت کرد ـ از طهران به قم آمده بود و با ما سوابقی داشت ـ و ‌گفت که آقا این کتاب نوروز كه الآن دارید مى‌نویسید آیا فكر جامعۀ امروز و اجتماع را كرده‌اید؟! گفتم که تو را به خدا از این حرف‌ها نزن كه الآن هرچه ظهر غذا خورده‌ام را برمى‌گردانم! از این حرف‌ها نزن، جامعۀ امروز و اجتماع امروز و مردم امروز و دیروز نداریم! یک مطلبى است که به نظر من صحیح است و مرحوم پدر من هم بسیار بسیار روى این مسئله حساس بود اما عمرش كفاف نداد [بنویسد] حالا من مى‌گویم که ما یك چند درصدى از آنچه كه قرار بود ایشان بنویسد، مطالبى بنویسیم.