اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اثبات عقل مجرد و حاکمیت نفس بر قوانین ماده

نقش صورت نوعیه در بقای موجودات و غلبه بر طبیعت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین استدلال‌های حکما برای اثبات عقل مجرد و نفس ناطقه می‌پردازد. بحث با تحلیل صورت نوعیه به عنوان حقیقتی مجرد آغاز می‌شود که مسئولیت قوام و بقای موجودات را بر عهده دارد و مانع از فروپاشی آن‌ها در اثر تغییرات مادی می‌شود. در ادامه، این حقیقت با مثال‌هایی از غلبه انسان بر قوانین طبیعت و تسلط نفس بر بدن تبیین می‌گردد تا روشن شود که چگونه یک حقیقت واحد می‌تواند در مظاهر مختلف و با آثار گوناگون ظهور یابد. در پایان، ضمن نقد نگاه‌های سطحی به مکاشفات و پیش‌گویی‌ها، بر اهمیت تربیت صحیح و تزکیه نفس به عنوان مسیر اصلی کمال تأکید می‌شود. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌ها پیرامون نسبت میان ذات الهی و صفات، و همچنین تبیین جایگاه مدبرات در نظام هستی، به بررسی دقیق مبانی فلسفی و عرفانی این موضوع می‌پردازد.

اثبات عقل مجرد و حاکمیت نفس بر قوانین ماده

1
  • درس هفتصد و نود و سوم

  • بیان دلیل دوم مرحوم شیخ اشراق برای اثبات عقل مجرده (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • الوَجهُ الثانیأنَّک إذا تأمَلتَ الأنواعَ الواقعةَ فی عالَمِنا هذا، وَجَدتَها غَیرَ واقَعةٍ هاهنا بِمُجرَدِ الاتفاقاتِ و إلا لَما کانَت أنواعُها مَحفوظةً عِندَنا، فأمکَنَ حینئذٍ أن یَحصُلَ مِنَ الإنسانِ غیر إنسانٍ و مِنَ الفَرَسِ غیر فَرَسٍ.1

  • استدلالى كه راجع به وجود عقل مجرد یا به تعبیر دیگر نفس مجرد در همۀ انواع و اصناف از جمادى و نباتى و حیوانى شده بود این بود كه بر اجسام و مواد این انواع به‌واسطۀ اختلافى كه در بین آنها هست و از تركیبات و امزجه یك نوع واحد متولد مى‌شود طبعاً این مواد دستخوش تغییر و تحوّل مى‌باشند و اگر قرار باشد كه قواى نباتیه و حیوانیه كه حاكم بر این مواد هستند خودشان متولد از امر قائم به اینها باشد؛ چون قائم این مواد، مقوّم قواى نباتیه و حیوانیه هستند و آنها دستخوش فناء و زوال و تجدد هستند در نتیجه خود قوه هم موجب فناء خواهد شد و دیگر شیئى كه بتواند آن نوع را قوام ببخشد وجود ندارد.

  • بنابراین خود صورت نوعیه به‌تنهایی براى بقاء مواد انواع كفایت مى‌كند و آن صورت نوعیه است كه ما از او تعبیر به عقل مجردِ نوعى براى آن نوع مى‌كنیم؛ یعنى خود آن صورت نوعیه حقیقتى مجرده است كه باعث قوام اجزاء و امزجۀ مختلفه در نوع هست و از آن تعبیر به نفس مى‌شود هر چیزى داراى نفس و خصوصیتى است كه آن نفس و آن حقیقت مجرده، موجب بقاء مواد شده است. برخلاف آنچه كه گفته مى‌شود، در واقع قدماء هم همین رأى را داشتند اما امروزه چون تعقل و تفكرشان نسبت به مادیات بیشتر است و خبرى از ارتباط ماده با عالم تجرد ندارند ـ البته اغلبشان نه همۀ آنها ـ علت براى بقاء را نفس خود این مواد مى‌دانند، مثلاً مى‌گویند: علت بقاء نوع انسانی عبارت از خود سلول‌ها و موادى است كه در بدن انسان و یا حیوان وجود دارد. به‌عكس قدماء كه علت بقاء و حیات را نفس سلول نمى‌دانند بلكه آن صورتى كه به‌عنوان یك حقیقت مجرده بر این بقاء استیلاء و اشراف دارد، مى‌دانند.

    1. الحكمة المتعالیة، ج 2، ص 56.