
اثبات عقل مجرد و حاکمیت نفس بر قوانین ماده
نقش صورت نوعیه در بقای موجودات و غلبه بر طبیعت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین استدلالهای حکما برای اثبات عقل مجرد و نفس ناطقه میپردازد. بحث با تحلیل صورت نوعیه به عنوان حقیقتی مجرد آغاز میشود که مسئولیت قوام و بقای موجودات را بر عهده دارد و مانع از فروپاشی آنها در اثر تغییرات مادی میشود. در ادامه، این حقیقت با مثالهایی از غلبه انسان بر قوانین طبیعت و تسلط نفس بر بدن تبیین میگردد تا روشن شود که چگونه یک حقیقت واحد میتواند در مظاهر مختلف و با آثار گوناگون ظهور یابد. در پایان، ضمن نقد نگاههای سطحی به مکاشفات و پیشگوییها، بر اهمیت تربیت صحیح و تزکیه نفس به عنوان مسیر اصلی کمال تأکید میشود. این جلسه با هدف رفع سوءفهمها پیرامون نسبت میان ذات الهی و صفات، و همچنین تبیین جایگاه مدبرات در نظام هستی، به بررسی دقیق مبانی فلسفی و عرفانی این موضوع میپردازد.
اثبات عقل مجرد و حاکمیت نفس بر قوانین ماده
2لذا با وجود ازبین رفتن یك سلول شما مىبینید كه گاهى از اوقات حیات باقى است، چیزى كه اصلاً امكان ندارد ولی موارد زیادى دیده شده است كه مثلاً بهطوركلى مغز هیچگونه فعالیتى ندارد ولى آثار حیات در بدن مشهود است یااینكه قلب كار نمىكند ولى آثار حیات در بدن مشهود است! این بهخاطر همان تحفظ صورت نوعیه است. خیلى [از] افراد هستند كه گردش خون بدنشان را متوقف مىكنند و وقتى دست مىزنید مىبینید نبض ندارند درحالىكه حیات باقى است یااینكه كبدشان كار انجام نمىدهد لذا اگر قرار بر این باشد كه حیات مبتنى بر فعل و انفعالات سلولها و حركت و متابولیسم باشد باید آن حیات هم با عدم فعل و انفعالاتى كه انجام مىشود منتفى شود. الآن آن نفس مدبره است كه اینها را در كنترل گرفته است.
امکان حكومت انسان بر قوانین ماده
ما مىبینیم خیلى از مسائل براى افراد و اشخاص در بعضى از حالات اتفاق مىافتد كه آنها بدون اینكه چیزى بخورند یا بیاشامند یا خوابى براى آنها مستولى شود روزهاى طولانى همینطور به همین كیفیت هستند و هیچ تحلیلى در آنها انجام نمىگیرد! نهاینكه تصور كنید این مطلب فقط براى افرادى است كه به مراتبى رسیدهاند، نه اینطور نیست بلکه اگر شخصى بتواند بر ماده غالب شود و او را تحت كنترل فعل و اراده خودش دربیاورد مىتواند او را به همان شكل، در همان موقعیت و مرتبهاى كه هست در حال حىّ و فعل و انفعال نگه دارد و این مسئله خارج از این قاعده نخواهد بود براى كسانى كه این مسئله براى آنها روشن شود نهاینكه تصور شود فقط این مسئله اختصاص به یك امر غیرعادى و فوقالعاده دارد كه در همان مرتبه و رتبۀ خودش در حال حیات بدون تحلیل و فساد و بروز فساد انجام شود بلكه بهطوركلى در كل نظام عالم یك همچنین مسئلهاى حاكم است منتها در كل نظام گاهى از اوقات شكلش به یك نحو دیگرى تغییر مىكند، یعنى مطلبى غیرعادى نیست كه انسان بتواند بر قوانین ماده حاكم شود مثلاً افرادى كه روى آب حركت مىكنند حتى لازم نیست شخص به مقامات و عرفان بالایى رسیده باشد بلكه افرادى هستند كه مىتوانند با تسخیر نمودن خود ماده و بدن عنصرى، آن را بر قانون طبیعت حاكم كنند!
