اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اثبات عقل مجرد و حاکمیت نفس بر قوانین ماده

نقش صورت نوعیه در بقای موجودات و غلبه بر طبیعت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین استدلال‌های حکما برای اثبات عقل مجرد و نفس ناطقه می‌پردازد. بحث با تحلیل صورت نوعیه به عنوان حقیقتی مجرد آغاز می‌شود که مسئولیت قوام و بقای موجودات را بر عهده دارد و مانع از فروپاشی آن‌ها در اثر تغییرات مادی می‌شود. در ادامه، این حقیقت با مثال‌هایی از غلبه انسان بر قوانین طبیعت و تسلط نفس بر بدن تبیین می‌گردد تا روشن شود که چگونه یک حقیقت واحد می‌تواند در مظاهر مختلف و با آثار گوناگون ظهور یابد. در پایان، ضمن نقد نگاه‌های سطحی به مکاشفات و پیش‌گویی‌ها، بر اهمیت تربیت صحیح و تزکیه نفس به عنوان مسیر اصلی کمال تأکید می‌شود. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌ها پیرامون نسبت میان ذات الهی و صفات، و همچنین تبیین جایگاه مدبرات در نظام هستی، به بررسی دقیق مبانی فلسفی و عرفانی این موضوع می‌پردازد.

اثبات عقل مجرد و حاکمیت نفس بر قوانین ماده

6
  • در واقع خودِ هو در ارائۀ آن ذات یك لفظ ناقصى است و تامّ نیست اصلاً شما نمى‌توانید آن ذات را بدون علم تصور كنید، یعنى ذات بارى كه همان حقیقت بالصرافۀ فاقد علم است، فاقد حیات است و... همان مطالبى كه بین اعلام در همین كتب رایج هست و صحبتش هست. توجه كردید؟! این ذات را تا وقتى به آن ذات مى‌گویید یعنى مساوى با علم است و قابل انفكاك نیست وقتى مى‌گویید: «ذات»، خود همین یعنى مساوى با قدرت و با قدیر. وقتى مى‌گویید: ذات یعنى خود همین ذات مساوى است با حیات. ذات بدون حیات را تصور كردیم و در یك مرتبۀ حاقّ هوهویتى خود آن ذات قرار دادیم بعد علم و قدرت و حیات را بعداً به او اضافه مى‌كنیم. علم و قدرت از كجا آمدند كه شما به او اضافه كردید؟! از خانه خاله‌اش آمده است؟! ما این علم و حیات و قدرت را از كجا آوردیم به آن ذات چسباندیم، از كجا درآوردیم؟! اگر علم و حیات و قدرت را از جاى دیگر درآوردیم پس اصل كارِ مسئله آنجاست پس اینجا كلاه سر ما رفته است و اگر علم و حیات و قدرت را از خود ذات درآوردیم شما كه انفكاك بین آنها قائل شدید و گفتید كه آن جداست و آن ذات یك مرتبۀ بالاتر است، آیا مرتبۀ بالاتر به معناى مرتبۀ انفكاكى است؟! یااینكه نه، آن مرتبۀ حاق و جوهر است.

  • ذات بارى، ریشۀ علم و حیات و قدرت

  • آن را قبول داریم و مى‌دانیم كه علم و حیات و قدرت ریشه‌اش در ذات بارى است و در همان ذات بحت و وجود بالصرافه آن اصل و ریشه براى علم است، به این معنا كه در هر جا آن حقیقت وجود باشد در آنجا علم وجود دارد اگر به این معناست ما اصلاً نمى‌توانیم قائل به انفكاك بین ذات با علم باشیم تااینكه بگوییم: آن ذات مرتبۀ بالاتر است و این مرتبۀ پایین‌تر است، اصلاً قابل براى انفكاك نیستند انفكاك خارجى كه مستحیل است و انفكاك رتبى را كه انفكاك نمى‌گویند بلكه رتبه مى‌گویند لذا انفكاك در اینجا معنا ندارد رتبه باشد كه قبول داریم كه رتبۀ ذات، مقدم است چون علت است، ذات علت براى علم است ولى جدا نیست یعنى در هیچ برهه از برهه‌ها شما نمى‌توانید ذات بدون علم را تصور كنید در عین اینكه ذات وجود دارد درعین‌حال فاقد علم باشد پس این علم از كجا آمد؟! پس این قدرت از كجا آمد؟! ذاتى كه علم ندارد این ذات به درد نمى‌خورد و فایده ندارد. آن ذاتى كه قدیر نیست پس چطور مى‌تواند اعمال رویه و اراده كند. إنّما اراد1 از كجا نشئت مى‌گیرد؟!

    1. . سوره یس (36) آیه 82:
      ﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيۡ‍ًٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾معاد شناسی، ج 6، ص 51:
      «این است و جز این نیست كه امر خداوند براى ایجاد چیزى را كه اراده كند، این ست كه به او بگوید: بشو! و به مجرّد این گفتار، می‌شود.»