اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اثبات عقل مجرد و حاکمیت نفس بر قوانین ماده

نقش صورت نوعیه در بقای موجودات و غلبه بر طبیعت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین استدلال‌های حکما برای اثبات عقل مجرد و نفس ناطقه می‌پردازد. بحث با تحلیل صورت نوعیه به عنوان حقیقتی مجرد آغاز می‌شود که مسئولیت قوام و بقای موجودات را بر عهده دارد و مانع از فروپاشی آن‌ها در اثر تغییرات مادی می‌شود. در ادامه، این حقیقت با مثال‌هایی از غلبه انسان بر قوانین طبیعت و تسلط نفس بر بدن تبیین می‌گردد تا روشن شود که چگونه یک حقیقت واحد می‌تواند در مظاهر مختلف و با آثار گوناگون ظهور یابد. در پایان، ضمن نقد نگاه‌های سطحی به مکاشفات و پیش‌گویی‌ها، بر اهمیت تربیت صحیح و تزکیه نفس به عنوان مسیر اصلی کمال تأکید می‌شود. این جلسه با هدف رفع سوءفهم‌ها پیرامون نسبت میان ذات الهی و صفات، و همچنین تبیین جایگاه مدبرات در نظام هستی، به بررسی دقیق مبانی فلسفی و عرفانی این موضوع می‌پردازد.

اثبات عقل مجرد و حاکمیت نفس بر قوانین ماده

8
  • الوَجهُ الثانی: أنَّک إذا تأمَلتَ الأنواعَ الواقعةَ فی عالَمِنا هذا وَجَدتَها غَیرَ واقَعةٍ بِمُجرَدِ الاتفاقاتِ و إلا لَما کانَت أنواعُها مَحفوظةً عِندَنا و أمکَنَ حینئذٍ أن یَحصُلَ مِنَ الإنسانِ غیرُ الإنسانٍ و مِنَ الفرس غیرُ الفرس و من النَخلِ غیرُ النَخلٍ و مِنَ البُرِّ غیرُ البرٍّ و لیس کذلک بَل [نَجِدُ هذه الأنواعَ دائمةَ الوجودِ] هی مُستمرّة الثباتِ [أزلاً و أبداً] على نمطٍ واحدٍ مِن غیرِ تَغیّرٍ و لا تَبَدُّلٍ فالأمور [الدائمة] الثابتة على نهجٍ واحد لا یبتنی ...1

  • این انواعى كه ما مى‌بینیم از این آسمان‌ها و امثال‌ذلك، اتفاقى و گتره پیدا نشده‌اند. اگر این اتفاقات بود دیگر انواعش نزد ما محفوظ نبود، همان‌طورى‌كه به‌نحو اتفاق به‌وجود مى‌آیند به‌نحو اتفاق هم فنا پیدا مى‌كند. اگر به‌نحو اتفاق بود از انسان مى‌بایست کره‌خر دربیاید! چرا فقط از انسان، انسان درمى‌آید و از فرس، فرس درمی‌آید؟! یك‌دفعه فرض كنید كه از فرس گربه دربیاید.

  • تمام این نظام براساس حركت یكنواخت، سلسلۀ علیت و تأثیر و تأثر در همۀ اینها به یك شكل و به یك نحو خواهد بود.

  • پیش مرحوم آقا شیخ حسنعلى نخودكى رفته بودند، افرادى كه هنوز هم هستند و حیات دارند، براى مرحوم پدر ما تعریف مى‌كرد بنده هم بودم آقایان اطباى مشهد هم نشسته بودند روز 28 صفر بود منتها در این حیاط بودند. یكى از اینها كه ایشان هنوز در قید حیات است مى‌گفت: یكى از فامیل‌هاى خانوادۀ ما مى‌گفتند: یك پسر و دختر جوانى بودند ازدواج كردند و بچه‌دار نشدند یعنى خود دختر مشكلى داشت و اینها بچه‌دار نمى‌شدند تااینكه كار مشكل شد و احتمال جدا شدن هم بود خانوادۀ دختر خیلى متأثر شدند و این قضیه را نزد مرحوم شیخ حسنعلى گفته بودند و ایشان هم یك انجیر داده بود و گفته بود كه به دختر بدهید بخورد إن‌شاءالله خدا به او یك پسر مى‌دهد. این را فراموش كردم؛ این دختر مریض بود و به‌طوركلى رحمش را درآورده بودند و این جهت باعث شده بود كه به‌طوركلى پسر نسبت به انجاب2 مأیوس شود یعنى مشكلى پیدا شده بود و این دختر رحم نداشت. اینها گفته بودند كه آقا این دختر اصلاً رحم ندارد، گفت: شما از من بچه مى‌خواهید یا رحم مى‌خواهید؟! بدهید بخورد بابا چه‌كار دارید؟! بقیه هم به‌عهدۀ خودشان، خلاصه انجیر را خوردند و كم‌كم این دختر حامله شد حالا كجایش حمل برمى‌دارد؟! اصلاً این دختر رحم ندارد، بعد از نُه ماه یك پسر كاكل‌زرى هم برایشان آورد و آنها مى‌گفتند: هنوز هم این پسر وجود دارد و ازدواج كرده و زن و بچه دارد. ما چطورى مى‌توانیم این مطلب را با این حساب‌و‌كتاب توجیه كنیم؟! اینكه اصلاً علل و اسبابش آماده و مهیا نیست، دیگر اینها جزء چیزهایى است كه شما باید در حواشى بنویسید كه همه چیز علل ظاهرى نمى‌خواهد اما این همین است. آن حقیقت مجرده و نفس قاهره وقتى كه اراده مى‌كند، خود ماده را بر طبق ارادۀ خودش درمى‌آورد، یعنى همان‌جا یك جایى براى بچه پیدا و ایجاد مى‌كند، همان‌جا شرائط براى رشد بچه را فراهم مى‌كند، همان‌جا آن امور لازمه براى بقاء و حیات را پیدا مى‌كند.

    1. الحكمة المتعالیة، ج 2، ص 56.
    2. لغت‌نامه دهخدا: «انجاب: فرزندان گرامی آوردن.»