اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بداهت مفهوم وجود و ناتوانی ذهن از درک حقیقت آن

تفاوت مفهوم وجود با کنه وجود و تعریف‌ناپذیری آن

16٬332
منظومه

بداهت مفهوم وجود و ناتوانی ذهن از درک حقیقت آن، محور این جلسه از درس آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا توضیح می‌دهد که مفهوم وجود بدیهی‌ترین مفهوم برای انسان است و نیازی به تعریف ندارد، اما حقیقت وجود را نمی‌توان با تعریف حدی یا رسمی شناخت. سپس با تبیین تفاوت علم حصولی و علم حضوری، نشان می‌دهد که ذهن تنها با ماهیات و حدود اشیا سروکار دارد و ازاین‌رو توان احاطه بر حقیقت وجود را ندارد. در ادامه، با بررسی سیر موجودات از عالم ماده تا مراتب تجرد، توضیح می‌دهد که ماهیات دگرگون می‌شوند، اما وجود در همه این مراتب باقی است و تنها به‌صورت اجمالی برای انسان قابل ادراک است. در پایان نیز همین مبنا را به شناخت ذات الهی تعمیم می‌دهد و روشن می‌سازد که آنچه درباره خدا بیان می‌شود، شرح اسم و بیان آثار اوست، نه تعریف حقیقت ذات.

بداهت مفهوم وجود و ناتوانی ذهن از درک حقیقت آن

توضیحات:

بداهت مفهوم وجود و ناتوانی ذهن از درک حقیقت آن، محور این جلسه از درس آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا توضیح می‌دهد که مفهوم وجود بدیهی‌ترین مفهوم برای انسان است و نیازی به تعریف ندارد، اما حقیقت وجود را نمی‌توان با تعریف حدی یا رسمی شناخت. سپس با تبیین تفاوت علم حصولی و علم حضوری، نشان می‌دهد که ذهن تنها با ماهیات و حدود اشیا سروکار دارد و ازاین‌رو توان احاطه بر حقیقت وجود را ندارد. در ادامه، با بررسی سیر موجودات از عالم ماده تا مراتب تجرد، توضیح می‌دهد که ماهیات دگرگون می‌شوند، اما وجود در همه این مراتب باقی است و تنها به‌صورت اجمالی برای انسان قابل ادراک است. در پایان نیز همین مبنا را به شناخت ذات الهی تعمیم می‌دهد و روشن می‌سازد که آنچه درباره خدا بیان می‌شود، شرح اسم و بیان آثار اوست، نه تعریف حقیقت ذات.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بداهت مفهوم وجود و ناتوانی ذهن از درک حقیقت آن

5
  • علّت و ریشۀ این مسئله که وجود نمی‌تواند به تعریف حدّی تعریف بشود این است که ماهیّت می‌آید و وجود را از اطلاق بیرون می‌آورد و مقیّد می‌کند. آن‌وقت چگونه ممکن است که خود اطلاق، محدود باشد؟! این با فرض اولی ما منافات دارد.

  • [و در این‌صورت] خود مطلق دیگر محدود نیست، درحالی‌که مطلق، مالانهایه است. آن مالانهایه قید می‌خورد مع‌النهایه می‌شود. آن مالانهایه یک قید دیگر می‌خورد مع‌النهایه می‌شود. مرتّب قید می‌خورد و نهایت پیدا می‌کند. پس خود او باید لانهایه باشد و هیچ قیدی او را مقیّد نکرده باشد تا فرض اولیّه ما که همان اطلاق است باقی باشد. این دلیل بر این است که ما نمی‌توانیم وجود را به یک تعریف حدّی در ذهن خودمان ترسیم کنیم.

  • دلیل عدم امکان تعریف رسمی برای وجود

  • و اما با تعریف رسمی چطور؟ تعریف رسمی عبارت از این است که معرَّف که شیء مجهول است را با عَرَضیّات آن که از باب کلّیات خمس ایساغوجی است تعریف بکنیم؛ که عبارت از عرض عامّ و خاص است.

  • البتّه این اصطلاحی است که آقایان در باب رسم دارند؛ چون این دو عارض بر ماهیّات می‌شوند و (عارض بر ماهیتی که خود عارض بر وجود شده است، می‌شوند). پس بنابراین وجود از این مسئله خارج است؛ چون عَرَضیّاتی که ما داریم، عرضیّات باب ایساغوجی است که عرض عامّ و خاص است. و این عرضیّات برای ماهیّات هستند و وجود ماهیّت ندارد، پس برای وجود تعریف رسمی هم نمی‌توانیم بیاوریم.

  • اما می‌توانیم وجود را با عوارض وجودی دیگر تعریف بکنیم؛ به‌طور مثال وجود، منبع همه خیرات است، وجود، دافع شرور است، وجود، موجد عشق است، از عوارض وجود، وحدت است، از عوارض وجود، تشخّص است.

  • اینها رسم نیستند و اینکه در بعضی از جاها شاید نوشته‌اند که ممکن است وجود را به رسم ترسیم بکنیم، [این صحیح نیست]؛ چون تعریف به رسم نیست و رسم اصطلاحاً به آن دو عارض باب ایساغوجی گفته می‌شود.

/