اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اصالت وجود و نقش آن در حقیقت و مجاز

معیار تشخیص واقعیت و مفاهیم کلی در فلسفه

15٬115
منظومه

اصالت وجود محور اصلی این جلسه است و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد چرا این بحث، پایه بسیاری از مسائل فلسفی به شمار می‌آید. ایشان ابتدا معنای اصالت وجود را با طرح پرسش «واقعیت چیست و مجاز چیست؟» آغاز می‌کند و با مثال‌هایی از حقیقت و مجاز، شیوه شکل‌گیری مفاهیم کلی در ذهن را توضیح می‌دهد. سپس با بررسی استعاره، اختلاف دیدگاه‌ها درباره حقیقت و مجاز، و نمونه‌هایی از مباحث اصولی مانند دلالت صیغه امر، نشان می‌دهد که ذهن چگونه مفاهیم عام را از مصادیق گوناگون انتزاع می‌کند. در ادامه، همین تحلیل را به مفاهیمی مانند جنس، نوع و حیوان تعمیم می‌دهد تا روشن شود مفهوم وجود نیز به عنوان معنایی کلی بر همه موجودات صدق می‌کند. نتیجه بحث، آماده شدن برای فهم دقیق‌تر مبانی اصالت وجود و نقش بنیادین آن در تحلیل دیگر مسائل فلسفی است.

اصالت وجود و نقش آن در حقیقت و مجاز

توضیحات:

اصالت وجود محور اصلی این جلسه است و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد چرا این بحث، پایه بسیاری از مسائل فلسفی به شمار می‌آید. ایشان ابتدا معنای اصالت وجود را با طرح پرسش «واقعیت چیست و مجاز چیست؟» آغاز می‌کند و با مثال‌هایی از حقیقت و مجاز، شیوه شکل‌گیری مفاهیم کلی در ذهن را توضیح می‌دهد. سپس با بررسی استعاره، اختلاف دیدگاه‌ها درباره حقیقت و مجاز، و نمونه‌هایی از مباحث اصولی مانند دلالت صیغه امر، نشان می‌دهد که ذهن چگونه مفاهیم عام را از مصادیق گوناگون انتزاع می‌کند. در ادامه، همین تحلیل را به مفاهیمی مانند جنس، نوع و حیوان تعمیم می‌دهد تا روشن شود مفهوم وجود نیز به عنوان معنایی کلی بر همه موجودات صدق می‌کند. نتیجه بحث، آماده شدن برای فهم دقیق‌تر مبانی اصالت وجود و نقش بنیادین آن در تحلیل دیگر مسائل فلسفی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصالت وجود و نقش آن در حقیقت و مجاز

5
  • هدف از استعمال استعاره در کلام

  • شما وقتی استعاره به‌کار می‌برید می‌خواهید چیزی بیش از شجاعت را برسانید و برای این قضیّه باید لفظ مناسب را به‌کار ببرید و الاّ از اول می‌گفتید: رایتُ رَجُلًا شَجاعًا و دیگر نیازی به [قید] فی الحمّام هم نبود.

  • پس شما در استعاره می‌خواهید علاوه بر شجاعیت، یک معنای بالاتر از شجاعیت را هم برسانید که لفظ شجاع از رساندن آن معنا قاصر است. و آن معنای شیر بودن است که آن را به چه وسیله می‌آورید؟ با لفظ أسد می‌آورید. اگر فقط لفظ بخواهد این معنا را برساند که لفظ نمی‌رساند و باید آن معنا این [مقصود] را برساند، آن معنا چطور می‌رساند؟ شیر که رجل شجاع نمی‌شود و رجل شجاع هم که شیر نمی‌شود، آن شیر انسان را می‌خورد و انسان این شیر را می‌خورد.

  • مانند آن شعر مولانا که می‌گوید:

  • آن یکی شیر است اندر بادیه***وین یکی شیر است اندر بادیه1
  • آن شیر انسان را می‌خورد و انسان این شیر دیگر را می‌خورد. هیچ‌وقت حیوان انسان نمی‌شود و انسان هم حیوان نمی‌شود و متکلّم هم که متکلّم سفیهی نیست، پس متکلّم در ذهن خود چه چیزی را به ترسیم درآورده است که هم کلام او کلام لغو نیست و هم معنای بالاتر از معنای شجاعیت را آورده است؟!

  • ذهن ما، یک ذهن خدادادی است که از طرف خدا آمده است و خیلی کارها می‌تواند انجام بدهد؛ عام را ضیق کند و ضیق را عام کند، در یک امری توسعه بدهد و توسعه را مُضیَّق کند. این ذهن ما آمده آن معنای شیر خارجی را باد و بزرگ کرده و توسعه داده است و افراد متعدّدی از آن معنای خارجی در ذهن درست کرده است؛ یکی از آن افراد متعدّد همان است که در باغ‌وحش در قفس کرده‌اند و یکی از آن افراد همان است که در حمام است. ذهن این کار را کرده است.

    1. مثنوی معنوی، دفتر اول.
/ 380