اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بیانی بدیع بر رد اصالت ماهیت با اثبات عدم تحقق کلی طبیعی

نقش مفاهیم ذهنی در شناخت مصادیق خارجی

14٬989
منظومه

رد اصالت ماهیت با اثبات عدم تحقق کلی طبیعی، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با توضیح تفاوت میان تعریف ماهیت و وجود و نیز فرق میان عموم و استعاره، نشان می‌دهد که مفاهیم کلی و ماهیات، ساخته و پرداخته ذهن برای شناخت و دسته‌بندی اشیای خارجی هستند. سپس با بررسی مفهوم «کلی طبیعی» و مثال‌هایی مانند «عالم» و «برنج» توضیح می‌دهد که هیچ کلی طبیعی با همان ویژگی فراگیر خود در خارج تحقق ندارد و تنها بر افراد و مصادیق خارجی منطبق می‌شود. بر همین اساس، ماهیت حقیقتی مستقل در خارج نیست، بلکه مفهومی ذهنی است که بر موجودات خارجی تطبیق می‌کند. نتیجه بحث این است که با روشن شدن جایگاه کلی طبیعی و ماهیت، مبنای اصالت ماهیت فرو می‌ریزد و اصالت وجود بدون نیاز به استدلال‌های پیچیده، به‌صورت روشن و قابل فهم اثبات می‌شود.

بیانی بدیع بر رد اصالت ماهیت با اثبات عدم تحقق کلی طبیعی

توضیحات:

رد اصالت ماهیت با اثبات عدم تحقق کلی طبیعی، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با توضیح تفاوت میان تعریف ماهیت و وجود و نیز فرق میان عموم و استعاره، نشان می‌دهد که مفاهیم کلی و ماهیات، ساخته و پرداخته ذهن برای شناخت و دسته‌بندی اشیای خارجی هستند. سپس با بررسی مفهوم «کلی طبیعی» و مثال‌هایی مانند «عالم» و «برنج» توضیح می‌دهد که هیچ کلی طبیعی با همان ویژگی فراگیر خود در خارج تحقق ندارد و تنها بر افراد و مصادیق خارجی منطبق می‌شود. بر همین اساس، ماهیت حقیقتی مستقل در خارج نیست، بلکه مفهومی ذهنی است که بر موجودات خارجی تطبیق می‌کند. نتیجه بحث این است که با روشن شدن جایگاه کلی طبیعی و ماهیت، مبنای اصالت ماهیت فرو می‌ریزد و اصالت وجود بدون نیاز به استدلال‌های پیچیده، به‌صورت روشن و قابل فهم اثبات می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بیانی بدیع بر رد اصالت ماهیت با اثبات عدم تحقق کلی طبیعی

3
  • معنای موضوع‌له عام

  • بله، عام در معنای موضوعٌ‌له خودش استعمال شده است، به‌طور مثال وقتی که می‌گوییم حیوان؛ یعنی خود واضع، حیوان را برای معنای عامی وضع کرده است، وقتی که می‌گوییم ناطق؛ یعنی خود واضع، ناطق را برای معنای عامی وضع کرده است، وقتی که می‌گوییم انسان؛ یعنی خود واضع، انسان را برای یک معنای عامی که همان معنا موضوعٌ‌له او است وضع کرده است. اما صحبت در این است که واضع چه معنائی را در ذهن لحاظ کرده بود تا اینکه انسان را برای آن معنا وضع کند؟آیا انسان سفید پوست را در نظر داشته است یا انسان سیاه پوست را؟ افراد ایرانی در نظر او بوده‌اند یا افراد عربی؟ نژاد زرد مدّ نظر او بوده است یا نژاد سرخ؟ ترک در نظر او بوده است یا فارس؟ و امثال‌ذلک.

  • واضع، انسان را برای معنائی که قابل انطباق بر مصادیق متکثّرة است وضع کرده است و آن معنائی که قابل انطباق بر مصادیق کثیره است، هیچ‌گاه در خارج تحقّق پیدا نمی‌کند. و به عبارت دیگر ما نمی‌توانیم از آن معنا بعینه تصویری در خارج ارائه بدهیم.

  • همچون آینه‌ای که تصویری از شخص مقابل ارائه می‌دهد؛ چون امکان ندارد یک شیء خارجی جامع بین اضداد باشد، امکان ندارد یک شیء خارجی جامع بین أوضاع متفاوت و کیف‌های متفاوت و کم‌های متفاوت و امثال‌ذلک باشد. امکان ندارد یک انسان در خارج هم سیاه باشد هم سفید، هم سرخ‌پوست باشد هم زردپوست، هم قدش دو متر و نیم باشد و هم یک متر و نیم!

  • ضرورت ماهیّات مبهمه برای شناخت اشیاء خارجی

  • بنابراین واضع انسان را برای چه چیزی وضع کرده است؟! واضع انسان را برای یک معنای مبهمی وضع کرده است که از آن به کلی طبیعی تعبیر می‌آوریم. و آن کلی طبیعی می‌شود ماهیّت مبهمه.

  • پس بنابراین تمام کلّیات طبیعی اعمّ از اجناس، فصول، اعراض، کم‌ها، کیف‌ها و... اینها همان نفس ماهیّت‌های مبهمه‌ای هستند که ذهن ـ این ماهیات مبهمه را ـ برای بیان و تبیین و معرفت اشیاء خارجی به‌کار می‌گیرد و تا این ماهیات مبهمه نباشند هیچ‌وقت شیء خارجی برای ما روشن و مشخّص نمی‌شود. ما در هر شناختی، ماهیّت مبهمه می‌خواهیم! آن‌وقت استعمال لفظ [توسط] واضع در این ماهیّت مبهمه، استعمال لفظ در موضوعٌ‌له خودش است و دیگر مثل استعاره، استعمال لفظ در خارج از موضوعٌ‌له نیست. پس این مطلب، فرق بین عموم و استعاره است.

/ 380