
رابطه وجود و ماهیت و بطلان اصالت ماهیت
چرایی اعتباری بودن ماهیت و تحقق خارجی وجود
رابطه وجود و ماهیت، محور اصلی این جلسه است و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین معنای ماهیت، نشان میدهد که ماهیت چیزی جز حدود و تعینات وجود نیست و تحقق مستقل در خارج ندارد. بحث از ترکیب ممکنات از وجود و ماهیت آغاز میشود، سپس با توضیح تفاوت مقام ثبوت و اثبات و تبیین اینکه همه آثار و کمالات به خود وجود بازمیگردد، روشن میشود که اختلاف موجودات از تفاوت مراتب و تعینات وجود ناشی است، نه از حقیقتی مستقل به نام ماهیت. در ادامه، استاد ادله بطلان تحقق همزمان وجود و ماهیت را بررسی میکند و با استناد به مسئله سنخیت علت و معلول و نحوه صدور موجودات، اشکالات نظریه اصالت ماهیت را بیان میکند. نتیجه بحث آن است که تنها وجود اصیل است و پذیرش اصالت ماهیت، در مباحث فلسفی و عرفانی، پیامدهای نادرست و ناسازگار فراوانی به دنبال خواهد داشت.
رابطه وجود و ماهیت و بطلان اصالت ماهیت
توضیحات:
رابطه وجود و ماهیت، محور اصلی این جلسه است و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین معنای ماهیت، نشان میدهد که ماهیت چیزی جز حدود و تعینات وجود نیست و تحقق مستقل در خارج ندارد. بحث از ترکیب ممکنات از وجود و ماهیت آغاز میشود، سپس با توضیح تفاوت مقام ثبوت و اثبات و تبیین اینکه همه آثار و کمالات به خود وجود بازمیگردد، روشن میشود که اختلاف موجودات از تفاوت مراتب و تعینات وجود ناشی است، نه از حقیقتی مستقل به نام ماهیت. در ادامه، استاد ادله بطلان تحقق همزمان وجود و ماهیت را بررسی میکند و با استناد به مسئله سنخیت علت و معلول و نحوه صدور موجودات، اشکالات نظریه اصالت ماهیت را بیان میکند. نتیجه بحث آن است که تنها وجود اصیل است و پذیرش اصالت ماهیت، در مباحث فلسفی و عرفانی، پیامدهای نادرست و ناسازگار فراوانی به دنبال خواهد داشت.
رابطه وجود و ماهیت و بطلان اصالت ماهیت
4پس فنای ذاتی از کجا محال باشد؟! فنای ذاتی الآن در وجود خودمان و در همین وِعاءِ این قیودی که الآن در آن قیود به سر میبریم، تحقّق پیدا کرده است؛ چه ما شاعر به این فنای ذاتی باشیم یا شاعر نباشیم. وقتی که همه ماهیّات و تعینات ما در عالم ثبوت اعتباری شدند؛ پس تحقّق فنای ذاتی ـ چه ما شاعر باشیم یا شاعر نباشیم ـ به جای خودش محفوظ است.
حالا کاری که عرفان و سلوک میکند این است که ثبوت را به اثبات میرساند. پس تمام دعواهای آقا شیخ محمد حسین اصفهانی ـ قدّسسره ـ و آقا سید احمد کربلایی ـ رضوان الله علیه ـ راحت حل میشود.1
دیگر اینیکی گفت که ما به فنای ذاتی میتوانیم برسیم و آنیکی گفت که نمیتوانیم برسیم، اینیکی گفت که عقل ما میتواند برسد و آنیکی گفت که نمیتواند برسد، اینیکی گفت که عنقا فلان است و آنیکی گفت که فلان است! تمام این حرفها خیلی پیشپا افتاده میشود و خودشان را خیلی بدیهی نشان میدهند؛ یعنی ثبوت سر جای خودش محفوظ است.
معنای «دائماً او پادشاه مطلق است» همین است؛ معنایش این است که فنای ذاتی چه در مرحلۀ شعور یا در مرحلۀ غیر شعور، بر همۀ اشیاء گسترده شده است. بهطورکلّی این مسئله بر کلّ عالَم خلق و بر کلّ ممکنات حاکم است؛ حالا آن ممکن و آن مخلوق، شاعر به این مسئله باشد یا نباشد.
مثلاینکه شما یک مطلبی را حفظ کردهاید و این مطلب از ذهن شما رفته و فراموش شده است. بعد من میگویم که آقا شما فلان قضیّه را شاهد بودید. میگویید که نه، بنده شاهد نبودهام! میگویم که ما خودمان با همدیگر در فلان قضیّه شرکت داشتهایم. میگویید آقا من چه وقت شرکت داشتهام؟! بعد من شروع میکنم یک مقدار از قرائن و شرایط آن موقع را برای شما تذکّر دادن و شما را میآورم جلو، میآورم جلو، یکدفعه میگویید که بله، تازه یادم آمد، عجیب است عجیب! بله بله ما دوتا با هم بودیم و اتفاقاً اینطور و اینطور هم شد!
- جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به کتاب توحید علمی و عینی.
