
بررسی دلیل سوم و چهارم اصالت وجود
نقد تشکیک در ماهیت و مراتب اشتداد وجود
بررسی دلیل سوم و چهارم اصالت وجود موضوع اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا استدلال سوم حکیم سبزواری را بر پایه تقدم علت بر معلول و نفی تشکیک در ماهیت شرح میدهد و سپس اشکالات آن را از دیدگاه طرفداران اصالت ماهیت بررسی میکند. در ادامه، نقش تعین خارجی، نسبت ماهیت با جعل و منشأ شدت و ضعف موجودات تحلیل میشود تا روشن گردد این برهان تا چه اندازه توان اثبات اصالت وجود را دارد. سپس دلیل چهارم درباره مراتب اشتداد وجود و مسئله تحقق امور غیرمتناهی میان دو حد مطرح و با نمونههایی مانند رشد گیاه، تغییر رنگ میوه و تقسیمپذیری پیوسته اشیا نقد و ارزیابی میشود. حاصل بحث، بررسی دقیق توان و ناتوانی این دو برهان در اثبات اصالت وجود و روشن شدن نقاط قوت و اشکالهای هر یک از آنها است.
بررسی دلیل سوم و چهارم اصالت وجود
توضیحات:
بررسی دلیل سوم و چهارم اصالت وجود موضوع اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا استدلال سوم حکیم سبزواری را بر پایه تقدم علت بر معلول و نفی تشکیک در ماهیت شرح میدهد و سپس اشکالات آن را از دیدگاه طرفداران اصالت ماهیت بررسی میکند. در ادامه، نقش تعین خارجی، نسبت ماهیت با جعل و منشأ شدت و ضعف موجودات تحلیل میشود تا روشن گردد این برهان تا چه اندازه توان اثبات اصالت وجود را دارد. سپس دلیل چهارم درباره مراتب اشتداد وجود و مسئله تحقق امور غیرمتناهی میان دو حد مطرح و با نمونههایی مانند رشد گیاه، تغییر رنگ میوه و تقسیمپذیری پیوسته اشیا نقد و ارزیابی میشود. حاصل بحث، بررسی دقیق توان و ناتوانی این دو برهان در اثبات اصالت وجود و روشن شدن نقاط قوت و اشکالهای هر یک از آنها است.
بررسی دلیل سوم و چهارم اصالت وجود
16جایی میخواندم که الآن یک چاقوی جراحی رگهای مغزی درست کردهاند که میتواند یک سانتیمتر مو را به یک میلیون و نیم قسمت تقسیم کند! حالا من از شما سؤال میکنم که آیا این چاقو هم امکان تقسیم دارد یا ندارد؟ یعنی آیا شما الآن میتوانید دستگاهی را پیدا بکنید که بتواند این یک سانتیمتر را با این چاقو تقسیم بکند؟ یکهمچنین دستگاهی که در خارج نیست! اما آمدهاند و محاسبه کردهاند و ضخامت آن چاقو را در نظر گرفتهاند و ضخامت مو را هم در نظر گرفتهاند و تقسیم کردهاند و گفتهاند که قطر این چاقو یک میلیون و نیم برابر کمتر از طول این مو است.
سؤال ما این است که اگر ذهن این شیء خارجی و این کمّ متّصل را قابل قسمت میداند ولی با وجود وسائلی که فعلاً هست تقسیم امکان ندارد، بنابراین اشکال ندارد که این شیء در خارج تقسیم به غیرمتناهی بشود.
و اگر ذهن آن چیزی که در خارج است را حتّی با وجود وسیلهاش قابل تقسیم به غیر نهایه نمیداند، پس در ذهن هم نمیتواند تقسیم بکند؛ چون ذهن، وعاء خارج است و حکایت از خارج میکند. این مطلبی است که من جایی ندیدهام.
اینکه میگویند که تقسیم غیرمتناهی در ذهن جایز است و در خارج جایز نیست، اشکال همینجا پیش میآید، که اگر ذهن حکایت از خارج میکند، پس چطور شما میگویید که خارج بالقوّه است؟ بالقوّه یعنی امکانش را دارد، بالقوّه یعنی میتواند، و اگر میتواند پس اشکال روی غیرمتناهی و نامتناهی بودن نیست، بلکه اشکال در این است که وسیلهاش نیست و اگر وسیلهاش پیدا بشود تقسیم میکنند.
تنظیر موضوع بحث با مبحث جزء لایتجزّی
همین قضیّه را در جزء لایتجزّی میگویند؛ میگویند که شما میتوانید مادّه را تقسیم بکنید؛ مثلاً این مقدار را میتوانید به یک تکّه تقسیم بکنید و میتوانید آن تکّه را هم به یک تکّۀ دیگر تقسیم بکنید، همینطور بعدی را هم تقسیم میکنید تا به اتم برسید، اتم را هم باز تقسیم میکنید، و بعد آن ذرّۀ اتم که پروتون و الکترون است را هم باز تقسیم میکنید، آن الکترون را هم شما باز میتوانید تقسیم بکنید.
