اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حقیقت جسم و ماده و مفهوم حرکت در فلسفه

نقد جزء لایتجزی و تبیین حرکت به‌عنوان واحد سیال

15٬089
منظومه

حقیقت جسم و ماده و مفهوم حرکت، محور اصلی این جلسه از درس آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا سه دیدگاه مشهور درباره حقیقت جسم و ماده را بررسی می‌کند؛ دیدگاه حکمای اسلامی، نظریه ذیمقراطیس و نظریه متکلمان درباره جزء لایتجزی، و اشکالات هر یک را توضیح می‌دهد. سپس با طرح نقد ابوریحان بر نظریه تقسیم‌پذیری جسم و پاسخ ابن‌سینا، مبنای اختلاف در فهم حرکت را روشن می‌سازد. در ادامه، با تبیین دیدگاه ملاصدرا، حرکت نه مجموعه‌ای از توقف‌های پیاپی، بلکه حقیقتی پیوسته و واحد معرفی می‌شود که با تغییر و امتداد تحقق می‌یابد. این بحث نشان می‌دهد بسیاری از اشکالات مربوط به تقسیم‌پذیری جسم و رسیدن متحرک به مقصد، از برداشت نادرست از ماهیت حرکت ناشی می‌شود و با تبیین صحیح حرکت، پاسخ روشنی پیدا می‌کند.

بررسی حقیقت جسم و ماده و مفهوم حرکت در فلسفه

توضیحات:

حقیقت جسم و ماده و مفهوم حرکت، محور اصلی این جلسه از درس آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا سه دیدگاه مشهور درباره حقیقت جسم و ماده را بررسی می‌کند؛ دیدگاه حکمای اسلامی، نظریه ذیمقراطیس و نظریه متکلمان درباره جزء لایتجزی، و اشکالات هر یک را توضیح می‌دهد. سپس با طرح نقد ابوریحان بر نظریه تقسیم‌پذیری جسم و پاسخ ابن‌سینا، مبنای اختلاف در فهم حرکت را روشن می‌سازد. در ادامه، با تبیین دیدگاه ملاصدرا، حرکت نه مجموعه‌ای از توقف‌های پیاپی، بلکه حقیقتی پیوسته و واحد معرفی می‌شود که با تغییر و امتداد تحقق می‌یابد. این بحث نشان می‌دهد بسیاری از اشکالات مربوط به تقسیم‌پذیری جسم و رسیدن متحرک به مقصد، از برداشت نادرست از ماهیت حرکت ناشی می‌شود و با تبیین صحیح حرکت، پاسخ روشنی پیدا می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حقیقت جسم و ماده و مفهوم حرکت در فلسفه

10
  • صدرالمتألّهین می‌گوید که اصلاً ما بنا را بر این می‌گذاریم که حتّی اجزاء لا یتناهی بالفعل در خارج وجود دارند.1 حالا یا آن اجزاء لا یتناهی فعلی خارجی باعث عدم تناهی مسافت و حاصرین شده‌اند یا باعث نشده‌اند:

  • فرض اول: این است که اگر آن اجزاء لا یتناهی فعلی خارجی باعث شده‌اند که متناهی در خارج وجود نداشته باشد پس هیچ‌وقت متحرِّک اول به متحرِّک دوم نخواهد رسید و این اشکال ندارد چون در این‌صورت مبدأ و منتهائی وجود ندارد. ولی این حرف خلاف فرض است؛ چون ابوریحان فرض را بر این گرفته که مبدأ و منتها وجود دارند و این متحرِّک از مبدأ حرکت می‌کند و می‌خواهد به منتها برسد. پس ما این فرض را کنار می‌گذاریم و مسئله را می‌بریم روی فرض دوم.

  • فرض دوم: این است که اجزاء لا یتناهی فعلی خارجی باعث عدم تناهی حاصرین نشده‌اند یعنی حاصرین به تناهی خودشان باقی مانده‌اند. باز در اینجا هم می‌گوییم که اشکال ابوریحان وارد نیست به‌خاطر اینکه شما اگر حرکت را مجموع آنات غیرمتناهی بدانید که هر آنْ می‌خواهد با یک جزء خارجی لا یتناهی تطبیق بکند و چون اجزاء آن شیء خارجی لا یتناهی است پس آن متحرِّک به سکون خودش باقی است؛ من‌باب‌مثال یک کمّ یک متری که الآن در دست من هست چون اجزایش لا یتناهی است، و طبعاً حرکت هم دارای تقسیمات و آنات لا یتناهی است، پس هر آنْ از حرکت مطابق با یک جزء از این مسافت خارجی است. و چون هم آنِ حرکت و هم این جزء خارجی هر دو لا یتناهی هستند پس آن متحرِّک به سکون خودش باقی است و هیچ‌گاه نمی‌تواند از صفر به یک برسد.

  • اما اگر ما گفتیم که حرکت یک هویّت دیگری دارد؛ حرکت عبارت است از تغییر در یک واحد سیّال. آن‌وقت شما این اجزاء خارجی را غیرمتناهی بدانید، این اجزاء را تا کهکشان و بیشتر از آن بدانید ولی حرکت ما، حرکتی نیست که منطبق بر این اجزاء لا یتناهی بشود بلکه حرکت عبارت است از تغییر در یک واحد سیّال، خود حرکت یعنی تغییر در یک امتداد کشش‌دار که مبدأ و منتهائی دارد. و با این فرض و لو اینکه اجزاء خارجی غیرمتناهی باشند متحرِّک به مُحَرِک [متحرِّک اول به متحرِّک دوم] می‌رسد چون این حرکت یک حرکتی است که ارتباطی با متناهی و غیرمتناهی بودن اجزاء ندارد.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 5، ص 46.
/ 260