
عدم تحقق توحید بر اساس اصالت ماهیت
بطلان توحید ذات صفات و افعال بنا بر اصالت ماهیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی نقد اصالةالماهیة و اثبات عدم تحقق توحید با اتکا به این مبنا میپردازد. ایشان با تحلیل برهان مرحوم سبزواری در شرح منظومه نشان میدهد که ماهیت ذاتا منشأ کثرت و اختلاف است و نمیتواند وحدت حقیقی را بسازد. در صورت اصالت ماهیت اتکا به وجود اعتباری مانع از تحقق هوهویت و اتحاد در قضایا میشود و استدلال بر نفی کثرت در ذات را مخدوش میکند. همچنین با نفی وجود اصیل عینیّت ذات و صفات و نیز وحدت فعل الهی فرو میریزد و توحید ذاتی صفاتی و افعالی غیرقابل اثبات میشود. در نهایت ایشان تحقق توحید و ربط میان کثرتهای عالم را صرفاً در سایه اصالت وجود و تنزل نور واحد آن ممکن میداند.
عدم تحقق توحید بر اساس اصالت ماهیت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی نقد اصالةالماهیة و اثبات عدم تحقق توحید با اتکا به این مبنا میپردازد. ایشان با تحلیل برهان مرحوم سبزواری در شرح منظومه نشان میدهد که ماهیت ذاتا منشأ کثرت و اختلاف است و نمیتواند وحدت حقیقی را بسازد. در صورت اصالت ماهیت اتکا به وجود اعتباری مانع از تحقق هوهویت و اتحاد در قضایا میشود و استدلال بر نفی کثرت در ذات را مخدوش میکند. همچنین با نفی وجود اصیل عینیّت ذات و صفات و نیز وحدت فعل الهی فرو میریزد و توحید ذاتی صفاتی و افعالی غیرقابل اثبات میشود. در نهایت ایشان تحقق توحید و ربط میان کثرتهای عالم را صرفاً در سایه اصالت وجود و تنزل نور واحد آن ممکن میداند.
عدم تحقق توحید بر اساس اصالت ماهیت
18خلاصه یکییکی همه ماندند و فقط چند تا پیر و پتال زهواردررفته و بیخاصیّت گفتند که ما این چیزها به دردمان نمیخورد، برویم ببینیم که چه خبر است؟! همه چیز را کنار گذاشتند و همینطور جلو رفتند تا یکدفعه دیدند که بالای کوه ایستادهاند! در آنجا دیدند که سیمرغی نیست، ما که چیزی ندیدیم، نه نوکی دیدیم، نه دمیدیدیم و نه...!
وقتی به خودشان نگاه کردند دیدند که سیتا مرغ هستند. یک قدری دیگر به خودشان نگاه کردند دیدند که بال اینها مشرق را گرفته است، منقار اینها مغرب را گرفته است، پای اینها در تُخُوم أرض1 فرو رفته است، سر اینها به آسمان رسیده است. با تعجّب گفتند ما که این نبودیم! همه با هم یکی شدیم.
درعینحال که جدای از هم بودند، در خودشان احساس وحدت میکردند و در عین حالی که چنین حالتی را احساس میکردند میدانستند که اینها همانهایی بودند که از آنطرف کرۀ زمین راه افتاده بودند. و فیه لطائف اُخریٰ! البتّه همۀ اینها را داریم به صورت اجمال رد میشویم، بالأخره قضیّه بهدست آمد یا نه؟
آن چیزی که از صادر اول به وجود میآید اراده است. و ارادۀ خدا عبارت است از: «حضورُ الشیءِ عنده». این ارادۀ پروردگار است.
پس یک اراده بیشتر نیست و آن اراده، تمام خَلق عالم است و نه تجدیدی است و نه تأسیسی! آن اراده، خَلق عالم است و این خَلق از نقطهنظر رتبه، معلول اراده است، اراده هم معلول صفت است، صفت هم معلول ذات است. از کجای این ترکیب لازم میآید؟! شیخنا بین لنا!
این مسئله در پروردگار، مثل ما و مثل خود شما است که فعل شما معلول ارادۀ شما است، ارادۀ شما معلول اوصاف است، اوصاف هم معلولِ نفس هستند. حالا نفس معلول چیست؟ دیگر بماند.
اللَهمّ صل علی محمد و آل محمد
- الصّحاح: «تَخومُ الارضِ ـ و تُخومٌ جَمعٌ ـ: مَفصِلُ ما بین الکورَتَین و القَرْیَتین».
