اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عدم تحقّق توحید ذاتی، صفاتی و افعالی بنا بر اصالةالماهیّة

0
منظومه
منظومه

حضرت استاد آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره در درس شانزدهم از دروس شرح منظومه به بررسی دلیل ششم حاجی سبزواری در اثبات اصالة الوجود در قبال اصالة الماهیة پرداخته اند. در این بخش مرحوم مصنف با استدلال به امکان ایجاد ثنویت در صورت اعتقاد به اصالة الماهیة، اصالة الوجود را صحیح می‌داند. حضرت استاد اشکالی بر این استدلال داشته و آن را در برخی صور غیر وارد می دانند. در ادامه استاد حسینی طهرانی به توضیح نتایج استدلال مصنف بر بطلان اصالة الماهیة پرداخته و سه نتیجه این استدلالا را بیان می‌کنند. ایشان در ادامه به تطبیق متن شرح منظومه پرداخته و در ضمن مطالعه و ترجمه متن به توضیح و بیان نظرات پیرامون این مبحث پرداخته‌اند. بخش پایانی این درس به پاسخ‌های استاد به سئوالات حضار در درس اختصاص دارد.

عدم تحقّق توحید ذاتی، صفاتی و افعالی بنا بر اصالةالماهیّة

2
  •  

  •  

  • بسم الله الرحمن الرّحیم

  •  

  •  

  • لو لم یُؤَصَّل وحدةٌ ما حصلت***إذ غیرُهُ مَثارُ کثرةٍ أَتت
  • ما وُحِّدَ الحَقُّ و لا کَلْمَتُه***إلّا بما الوحدة دارت معه1
  • امکان ثنویّت نفس الامریه بنا بر اصالةالماهیّه

  • بحث راجع به اصالت الماهیه بود و بنا بر فرمایش مرحوم حاجی اگر قائل به اصالةالماهیّه بشویم توحید واجب‌الوجود مخدوش می‌شود و در این‌صورت ثنویّت نفس‌الأمریّه واجبیه تثبیت می‌شود. عرض شد که بنا بر فرض اصالةالماهیّه هم امکان دارد به‌نحوی این ثنویّت را ابطال کنیم؛ به این بیان که یک وقتی فرض بر این است که دو ماهیّت بسیطه داریم که متخالف بالذّات هستند و هیچ ماهیّت دیگری غیر از این دوتا در عالم تحقّق پیدا نکرده است، در این‌صورت شاید بتوانیم با مقداری چسب و سریش و [توجیه و تأویل] این مسئله را اثبات کنیم و امکان دارد که ثنویّت نفس‌الأمریّه ـ یعنی ثنویّت در آلهه ـ در اینجا محقق شود.

  • اما فرض ما در عالم امکان و تحقّق ماهیّات مقرّره در ظرف خودش است و روی این فرض بحث را پیش می‌آوریم؛ به‌این‌صورت که می‌گوییم که این ماهیّتی که شما می‌گویید بسیط است، آیا عرض است یا جوهر؟

  • اگر عرض باشد باید قوام به یک موضوعی داشته باشد و آن موضوع نمی‌شود که وجود باشد بلکه آن موضوع باید یک جوهر باشد و اگر جوهر باشد پس بنابراین ترکُّب لازم می‌آید.

  • البتّه بر فرض اینکه قبول کنیم که دو جوهر بسیط، ممکن است که متحقّق باشند و متخالف بالذّات باشند، درحالی‌که اصلاً امکان ندارد دو جوهر بسیط که متخالف بالذّات هستند با هم متحقّق باشند! چون جوهر در ذات خودش این تخالُف بالذّات را نفی می‌کند و هر جوهری خواهى نخواهى‌ ـ چه اینها قبول کنند یا نکنند ـ در تحقّق خودش مرکّب است.

  • حالا برفرض که بگوییم این جوهر بسیط، هویّت این واجب‌الوجود را تشکیل می‌دهد و آن جوهر بسیط دیگر، هویّت آن واجب‌الوجود دیگر را تشکیل می‌دهد. البتّه اطلاق واجب‌الوجود که غلط است و باید واجب‌الماهیّه بگوییم چون وجود که امر اعتباری و انتزاعی می‌شود. بنابر این فرض، تکلیف این ماهیّاتی که الآن در عالَم خارج متحقّق هستند چه می‌شود؟

    1.  شرح المنظومة، ج‌2، ص 62.