
دلیل اول و دوم اشتراک معنوی وجود
درس نوزدهم از سلسله دروس شرح منظومه توسط حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس الله سره، آغاز مبحث غرر فی اشتراک الوجود است. استاد پس از فراغ از دعوای بین اصالة الوجود و اصالة الماهیة اکنون وارد در بحث اشتراک معنوی وجود شدهاند. ایشان در ابتدا به تنقیح محل بحث در این غره و بیان برخی مقدمات میپردازند. این نحوه ورود به مبحث و بعد توضیح مفصل مطالب روش خاص استاد حسینی طهرانی در دروس ایشان بوده است. حضرت استاد در توضیح کلمات مرحوم سبزواری به بیان دلیل اول بر اشتراک معنوی وجود پرداخته اند. لزوم وجود مقسم در تمامی اقسام اولین دلیل بر اشتراک معنای وجود در همه وجودات است. برای توضیح واضحتر این مطلب استاد به بیان یک مثال در قالب حقیقت معنای امر و طلب میپردازند. در ادامه ایشان از مقایسه معنای عدم و وجود برای اثبات لزوم اشتراک معنوی وجود در همه وجودات استفاده میفرمایند. بخش پایانی این درس به تطبیق باقیمانده مطالب از مبحث قبل و شروع در تطبیق غرر فی اشتراک الوجود اختصاص یافته است. نکته پایانی و مهم در این درس توجه استاد حسینی طهرانی به لزوم تقدم بحث اشتراک وجود بر وحدت وجود است. استاد فهم درست از مباحث مقدماتی را راهی برای رسیدن به حقیقت وحدت وجود میدانند.
دلیل اول و دوم اشتراک معنوی وجود
2بسم الله الرحمن الرّحیم
تنقیح موضع بحث در اشتراک معنوی وجود
بحث راجع به وحدت مفهوم وجود و وحدت حقیقت وجود بود. عرض شد که بحث اشتراک وجود، یک بحث مفهومی صرف نیست بلکه حاکی از وحدتِ حقیقت وجود در خارج است.
فرق بین این بحث و بحث آینده این است که در این بحث صحبت از این است که آیا حقیقت وجود یک حقیقت واحد بالنّوع است؟ البتّه تعبیر به نوع، غلط است چون نوع در ماهیّات استعمال میشود اما ما از باب ناچاری میگوییم که آیا همان هویّت خارجی واحد است؟ سنخش واحد است یا اینکه سنخ وجود، سنخ واحدی نیست؟
اگر توانستیم این را قبول کنیم که حقیقت وجود، سنخ واحد است، بحث وحدت وجود را هم میتوانیم بنا کنیم. ولی اگر نتوانستیم بپذیریم که سنخ حقیقت وجود، سنخ واحدی است بلکه گفتیم که دارای هویّتها و تعیّنهای مختلف است، بنابراین مفاهیمی که از این تعیّنها در ذهن نقش پیدا میکند، آن مفاهیم هم مختلف میشوند. همچون اشتراک لفظی که آقایان در آن قائل هستند به اینکه مصادیق آنها دارای هویّتهای مختلفی هستند و از هویّت مختلف و تعیّنهای مختلف بالذّات، مفاهیم مختلفهای در ذهن میآید و به همین جهت به آنها اشتراک لفظی گفته میشود.
اما در بحث اشتراک معنوی صحبت از این است که اگرچه هویّتها در خارج مختلف هستند ولی اختلاف صنفی دارند نه اختلاف نوعی؛ مثل انسان و اسماء اجناس که دلالت آنها بر افراد متّفقة الحقائق و مختلفة العوارض است که در عروضِ عوارض، در کیفیّات و در خصوصیّات اختلاف دارند، این مشترک معنوی میشود. و وقتی ثابت کردیم که وجود مشترک معنوی است، از این نقطهنظر میتوانیم بحث وحدت وجود را بر این پایه مطرح کنیم.
معنای وحدت حقیقت وجود
بحث بعدی «زیادة الوجود علی المهیّة» است و بحث «في وحدة حقیقة الوجود» را بعد از آن مطرح میکنند. در بحث وحدت وجود صحبت از این است که آیا در عالم کون، یک واحد سیّال تحقّق دارد یا اینکه وجود هم به تعدّد مصادیق، متعدّد میشود و هر تعیّنی یک حدّ وجودی سوای از آن حدّ دیگر ترسیم میکند و به اندازۀ هر موجودی یک وجود داریم، گرچه سنخیّت وجود در همۀ آنها واحد است؟
