
دلیل سوم و چهارم اشتراک معنوی وجود
و تبیین کیفیت ثبات اصل وجود
حضرت استاد آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی در بیستمین جلسه از سلسله دروس شرح منظومه ملاهادی سبزواری به تبیین دلایل سوم و چهارم مصنف بر اشتراک وجود پرداختهاند. ایشان با بیان این نکته که اختلاف و تغییرات در ماهیات تاثیری بر ثبات مفهوم وجود ندارد به این نکته اشاره میفرمایند که اختلاف در عوارض از اختلاف در ذات نشئات میگیرد نه از اختلاف و در خصوصیات و موارد خارج ار ذات. حضرت استاد در ادامه با ذکر چند مثال به طور مشروح دلیل سوم مصنف را توضیح میدهند. استاد حسینی طهرانی با تبییت کیفیت ثبات اصل وجود در خداوند تعالی مبحث مهم تشکیک وجود را بیان کرده و سپس به توضیح دلیل چهارم مصنف درباره اشتراک معنوی وجود میپردازند.
دلیل سوم و چهارم اشتراک معنوی وجود
توضیحات:
حضرت استاد آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی در بیستمین جلسه از سلسله دروس شرح منظومه ملاهادی سبزواری به تبیین دلایل سوم و چهارم مصنف بر اشتراک وجود پرداختهاند. ایشان با بیان این نکته که اختلاف و تغییرات در ماهیات تاثیری بر ثبات مفهوم وجود ندارد به این نکته اشاره میفرمایند که اختلاف در عوارض از اختلاف در ذات نشئات میگیرد نه از اختلاف و در خصوصیات و موارد خارج ار ذات. حضرت استاد در ادامه با ذکر چند مثال به طور مشروح دلیل سوم مصنف را توضیح میدهند. استاد حسینی طهرانی با تبییت کیفیت ثبات اصل وجود در خداوند تعالی مبحث مهم تشکیک وجود را بیان کرده و سپس به توضیح دلیل چهارم مصنف درباره اشتراک معنوی وجود میپردازند.
دلیل سوم و چهارم اشتراک معنوی وجود
17آیتیّت ممکنات برای ذات باری، دلیل بر اشتراک در وجود
مطلبی که مرحوم حاجی در اینجا مطرح میکنند این است که وقتی که ماهیّات با همدیگر اختلاف ذاتی داشته باشند پس چگونه میتوانند ذات باری را نشان بدهند؟
نگویید که در اینجا این یک امر خطابی است و مرحوم حاجی بحث را در مرام متکلّمین برده است و دارد در مقام خطاب صحبت میکند که همه آیه هستند:
وَ أنّ کُلًّا آیَةُ الْجَلِیلِ *** وَ خَصْمُنَا قَدْ قَالَ بِالْتَّعْطِیلِ و حال آنکه بحث فلسفی یک بحث عقلی است و اشکال ندارد که ماهیّات، ذات باری را نشان ندهند.
نه اینطور نیست بلکه بحث در اینجا بر پایۀ علیّت و معلولیّت است. آیا ما معلول هستیم یا نیستیم؟ اینکه ما معلول هستیم را که نمیتوانیم انکار بکنیم. پس وقتی که معلولیّت ممکن ثابت شد، سراغ علّت میرویم. بین علّت و معلول باید سنخیّت وجود داشته باشد و الاّ اگر بین آنها سنخیّت نباشد هیچوقت از علّت، معلول تراوش نمیکند. بنابراین امکان ندارد که آن سنخیّت، سنخیّت ماهوی باشد پس سنخیّت فقط سنخیّت وجودی میتواند باشد. و بحث از این راهی که گفتیم یک بحث فلسفی میشود و مطلب تمام میشود.
بنابراین بین علّت و معلول باید سنخیّت باشد که آن سنخیّت، سنخیّت وجود است؛ یعنی همانطور که ذات باری وجودِ محض و منبسط و بسیط است باید همان کیفیت از وجود، در ممکن هم به یک شکل دیگری وجود داشته باشد. یعنی اصل آن خمیرمایه باید وجود داشته باشد و در اینصورت اگر یک عوارضی بر او بار بشود دیگر اشکالی ندارد. اما باید در آن اصل و حقیقت و عین وجود، هیچ تفاوتی با همدیگر نداشته باشند.
اللَهمّ صلّ علی محمد و آل محمد
