
بررسی دلیل پنجم بر زیادی وجود بر ماهیت
و نقد قول به جزئیّت وجود برای ماهیّت
درس بیست و چهارم از سلسله دروس شرح منظومه حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، آخرین جلسه از مبحث زیادت وجود بر ماهیت است. ایشان در این جلسه به آخرین دلیل مرحوم سبزواری بر این مدعی پرداخته است. تسلسل ناشی از اینکه وجود را جزئی برای ماهیت بدانند دلیل پنجم مصنف برای زیادت وجود بر ماهیت است. حضرت استاد به تبیین کیفیت ایجاد تسلسل بنابر هر دو نظریه اصالة الوجود و اصالة الماهیة پرداخته و در پایان تفکیک این مطلب را امری لغو توسط مصنف میدانند. در ادامه استاد حسینی طهرانی به برخی اشکالات وارده در این موضوع پاسخ داده و لزوم تسلسل را از هر جهت تبیین مینمایند. در این بخش از شرح منظومه مرحوم سبزواری به نتیجهگیری نهایی و ذکر برخی نکات پیرامون موضوع میپردازند. بررسی عدم عینیت مفهوم وجود و ماهیت، بیان مراحل سه گانه در تصور مفهوم وجود، تغایر مفهومی و خارجی بین وجود و ماهیت، و در پایات توضیح معنای عام سِعیّ و منطقی از جمله نکات پایانی این میحث میباشد. در انتها حضرت استاد حسینی طهرانی به تطبیق و مرور باقیمانده متن از شرح منظومه پرداخته و در خالا این تطبیق به نکاتی اشاره میفرمایند.
بررسی دلیل پنجم بر زیادی وجود بر ماهیت
توضیحات:
درس بیست و چهارم از سلسله دروس شرح منظومه حضرت استاد آیت الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، آخرین جلسه از مبحث زیادت وجود بر ماهیت است. ایشان در این جلسه به آخرین دلیل مرحوم سبزواری بر این مدعی پرداخته است. تسلسل ناشی از اینکه وجود را جزئی برای ماهیت بدانند دلیل پنجم مصنف برای زیادت وجود بر ماهیت است. حضرت استاد به تبیین کیفیت ایجاد تسلسل بنابر هر دو نظریه اصالة الوجود و اصالة الماهیة پرداخته و در پایان تفکیک این مطلب را امری لغو توسط مصنف میدانند. در ادامه استاد حسینی طهرانی به برخی اشکالات وارده در این موضوع پاسخ داده و لزوم تسلسل را از هر جهت تبیین مینمایند. در این بخش از شرح منظومه مرحوم سبزواری به نتیجهگیری نهایی و ذکر برخی نکات پیرامون موضوع میپردازند. بررسی عدم عینیت مفهوم وجود و ماهیت، بیان مراحل سه گانه در تصور مفهوم وجود، تغایر مفهومی و خارجی بین وجود و ماهیت، و در پایات توضیح معنای عام سِعیّ و منطقی از جمله نکات پایانی این میحث میباشد. در انتها حضرت استاد حسینی طهرانی به تطبیق و مرور باقیمانده متن از شرح منظومه پرداخته و در خالا این تطبیق به نکاتی اشاره میفرمایند.
بررسی دلیل پنجم بر زیادی وجود بر ماهیت
11ولی بحثِ اول یک بحثِ عام است و خود عام هم همانطور که قبلاً عرض کردیم، یک معنای مبهمی است که مشمول همۀ افراد خواهد شد، منتها ظرف و وعاءِ خودش، وعاء ذهن است و وعاء خارج نیست.
تغایر مفهومی و خارجیِ وجود و ماهیت
حِصَص هم همینطور هستند؛ حصص عبارت است از مفاهیم مقیّدۀ از مفهوم مطلقِ وجود که آن را تخصیص میزنند. ولی باز این از مفهوم بودن درنمیآید، و باز با وجود دوتا است و فرق میکنند.
اینکه میگوییم: «وجودِ آتش»؛ آتش در اینجا ماهیّت میشود، وجود هم عبارت از همان مفهوم وجود است و این دوتا باز با هم متغایر هستند. اینکه میگوییم: «وجودِ آب»؛ آب در اینجا ماهیّت میشود و وجود هم یک مفهومی است که با آن آب فرق میکند.
همینطور که این مفاهیم (مفهوم وجود و مفهوم ماهیّت) با همدیگر تفاوت میکنند، خودِ فرد خارجی وجود هم با ماهیّت تفاوت پیدا میکند و به آن اضافه شده است. وقتی میگوییم که «وجود به ماهیّت اضافه شده است» به این معنی است که بالأخره آن فرد خارجی وجود یک حقیقتی از وجود است که آن حقیقت به ماهیّت ضمیمه شده است و وقتی که میگوییم «ضمیمه شده است» یعنی دو برداشتِ متفاوت از آنها در انسان گذاشته؛ لذا میگوییم که «زید هست» یا «زید نیست» یعنی گاهی اوقات آن هستی خارجی به زید میخورد و گاهی اوقات ـ در وقتی که هستی وجودی ندارد ـ آن هستی خارجی به زید نمیخورد. پس اینکه گاهی زید هست و گاهی نیست، به ما این مطلب را میرساند که زیدیّت با هستیِ خارجی دوتا هستند و با هم فرق میکنند. این هم یک مسئلهای که مرحوم حاجی ذکر میکنند.
معنای عامّ سِعیّ و عامّ منطقی
البتّه یک مطلبی که در اینجا فراموش کردم این است که یک اصطلاحِ عامّ منطقی داریم که همان معنای مفهوم مبهم است که آن را عرض کردیم؛ مفهومِ مبهم سِعیّ که تمام افراد را دربرمیگیرد. یعنی یک معنای کلّی و یک طبیعت کلّیه است که آن طبیعت کلّیه شامل افرادی میشود و در مقابل این عام، خاص است.
