
صرف الوجود بودن حق تعالیٰ
و بیان حقیقت ماهیت پروردگار
حضرت استاد آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه از سلسله دروس شرح منظومه به تبیین ماهیت پروردگار و رابطه آن با وجود ذات باری تعالی پرداختهاند. این جلسه که به شرح غرر فی أنّ الحق تعالیٰ انّیّةٌ صرفة اختصاص دارد، حاوی نکاتی مهم پیرامون حقیقت ماهیت پروردگار میباشد. حضرت استاد در ابتدای این جلسه هدف مصنف از طرح این بحث را بیان میکنند. ایشان در ادامه با توضیح مفاد عبارات شرح منظومه در این باب به شرح و بسط موضوع میپردازند. استاد حسینی طهرانی با تبیین حالات مختلف از کیفیت تصور ماهیت برای پروردگار به تحلیل هر مورد پرداخته و بر اساس بطلان تسلسل و دور برخی از این حالات را مردود میدانند. بخش پایانی این درس به تطبیق و مرور متن کتاب شرح منظومه اختصاص دارد که به همراه توضیحات مفصلی از استاد به تبیین حقیقت ماهیت پروردگار و کیفیت ارتباط آن با وجود حضرت حق پرداخته است.
صرف الوجود بودن حق تعالیٰ
توضیحات:
حضرت استاد آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه از سلسله دروس شرح منظومه به تبیین ماهیت پروردگار و رابطه آن با وجود ذات باری تعالی پرداختهاند. این جلسه که به شرح غرر فی أنّ الحق تعالیٰ انّیّةٌ صرفة اختصاص دارد، حاوی نکاتی مهم پیرامون حقیقت ماهیت پروردگار میباشد. حضرت استاد در ابتدای این جلسه هدف مصنف از طرح این بحث را بیان میکنند. ایشان در ادامه با توضیح مفاد عبارات شرح منظومه در این باب به شرح و بسط موضوع میپردازند. استاد حسینی طهرانی با تبیین حالات مختلف از کیفیت تصور ماهیت برای پروردگار به تحلیل هر مورد پرداخته و بر اساس بطلان تسلسل و دور برخی از این حالات را مردود میدانند. بخش پایانی این درس به تطبیق و مرور متن کتاب شرح منظومه اختصاص دارد که به همراه توضیحات مفصلی از استاد به تبیین حقیقت ماهیت پروردگار و کیفیت ارتباط آن با وجود حضرت حق پرداخته است.
صرف الوجود بودن حق تعالیٰ
14فیتسلسل پس تسلسل لازم میآید؛ لأنّ الکلام فیه کالکلام فی الأوّل بهخاطراینکه همان کلامی که در واجب دیگر میخواهیم بگوییم، همان کلامی است که در واجب اول است و بحثش فرقی نمیکند، حیث أنّ عینیّة الوجود للذّات من خواصّ الواجب؛1 زیرا عینیّت وجود با ذات ـ که همان خصوصیّت وجود است ـ از خواصّ واجب است؛ یعنی از خواصّ واجب این است که وجود با ذات عینیّت داشته باشد
پس بحثِ راجع به دوم همان بحثِ راجع به اول است و مطلب یکی است.
این هم یک بحث راحت و سادهای بود راجع به عدم ترکّب ذات باری از وجود و ماهیّت. بحث مفصّلتر از این، بحثی است که بعداً دربارۀ شبهۀ ابن کمونه و... میآید.
اللَهمّ صلّ علی محمد و آل محمد
- شرح المنظومة، ج 2، ص 102.
