اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اقوال مختلف در مسئله وحدت وجود و موجود

و تایید مسلک ذوق المتالهین

0
منظومه
منظومه

جلسه سی‌ام از سلسله دروس شرح منظومه حضرت استاد آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس سره به چکیده‌ای از مطالب گذشته پیرامون اقوال مختلف در مسئله وحدت وجود اختصاص دارد. این جلسه که مشتمل بر مرور متن کتاب شرح منظومه نیز می‌باشد، حاوی نکاتی ارزشمند درباره اختلاف بین نظریات مختلف در مسئله وحدت وجود است. حضرت استاد حسینی طهرانی این درس را با تطبیق و مرور متن کتاب پیرامون نظر محقق دوانی و بعضی از متکلمین شروع کرده و در ادامه کلام مرحوم سبزواری را در توضیح مسلک متکلمین بیان می‌کنند. ایشان به تشریح مثالهایی که مصنف برای نظریات مختلف در موضوع وحدت وجود آورده می‌پردازند و خلاصه‌ای از تمام مباحث گذشته در مسئله وحدت وجود را به نقل از عبارت کتاب بیان می‌فرمایند. مهمترین بخش این درس نقد کلام مرحوم سبزواری در ایراد اشکالاتی بر مسلک ذوق المتالهین پیرامون وحدت وجود و موجود است. با توجه به اینکه این نظریه که مورد قبول حضرت استاد می‌باشد، ایشان به دفاع از مسلک مرحوم دوانی پرداخته و تناقضاتی را در کلام مرحوم سبزواری بیان می‌کنند و در پایان در چند سطر به توضیح واضح و آشکار مسلک ذوق المتالهین پیرامون وحدت وجود و موجود می‌پردازند.

بررسی اقوال مختلف در مسئله وحدت وجود و موجود

2
  •  

  •  

  • بسم الله الرحمن الرّحیم

  •  

  •  

  • و امّا صدر المتألّهین قدّس‌سرّه فقد جعل فی الاسفار1 و المبدأ و المعاد2 و غیرهما هذا الحکم ـ أعنی عدم جواز انتزاع مفهوم واحد من حقائق متخالفة من حیث التخالف ـ من الفطریَّات؛3

  • کَأنَّ مِنْ ذُوْقِ التّألُّهِ اقْتَنَصَ***مَنْ قَالَ مَا کَانَ لَهُ سِوَی الْحِصَصِ
  • عدم جواز انتزاع مفهوم واحد از حقایق مختلفه

  • حالا متن مرحوم حاجی را می‌خوانیم و ان‌شاءالله از مسائلی که مانده است، در جلسۀ بعد بحث می‌کنیم.

  • قول المحقّق الدوّانی و بعض المتکلّمین

  • اما صدرالمتألّهین ـ قدّس‌سرّه ـ در کتاب اسفار و مبدأ و معاد و غیر این دو کتاب، این حکم را؛ یعنی اینکه ما بخواهیم مفهوم واحد را از حقایق متخالفه که هیچ جهت اشتراکی بین آنها نیست انتزاع بکنیم، از فطریّات است؛ یعنی امتناع این مسئله را از فطریّات می‌دانند.

  • این مسئله خیلی روشن است؛ چون شما یا باید این مسئله را از باب اشتراک لفظی بدانید، که در این‌صورت دیگر مفهوم، مفهوم واحد نیست، بلکه لفظ واحد می‌شود. یعنی دیگر لفظ، لفظ واحد است، مثل لفظ عین که در اینجا لفظ واحد است اما مفاهیم آن، مفاهیم متکثّری هستند و این اشکال ندارد.

  • ولی یک وقتی شما می‌خواهید مفهوم واحد را از مصادیقی که متکثّر هستند و مابه‌الاشتراکی در آن مصادیق وجود ندارد انتزاع بکنید. در این‌صورت چطور شما این مفهوم واحد را از همۀ اینها انتزاع می‌کنید و بر همۀ اینها حمل می‌کنید؟! این مسئله محال است و امتناع آن هم فطری است و اصلاً نیاز به دلیل ندارد! و مطلب تمام می‌شود.

  • برگشت صفات خالق و مخلوق به یک منشأ

  • البتّه گرچه مطلب خیلی راحتی است ولی در خیلی از موارد به کار می‌آید. این مسئله در مباحث وجود، مسئلۀ خیلی مفیدی است و کاربرد دارد. مخصوصاً در بحث اسماءالله و صفات‌الله؛ در آنجایی که ما یک صفت را هم به مخلوق نسبت می‌دهیم و هم به خالق، هم به مصنوع و هم به صانع.

  • اگر همان‌طور که متکلّمین می‌گویند، هیچ ما به‌الإشتراک و جهت اشتراکی بین این دو وجود نداشته باشد، پس چطور ما این صفت را به هر دو نسبت می‌دهیم؟!

    1.  الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 35.
    2.  المبدء و المعاد، ص 23.
    3.  شرح المنظومه، ج 2، ص 114.