
بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (2)
دلالت آیات قرآن بر وحدت حقیقت وجود
درس سی و سوم از سلسله دروس شرح منظومه حضرت آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی به ادامه بخث جلسه قبل پیرامون بررسی مسئله وحدت وجود در مصادر و منابع اسلامی اختصاص دارد. حضرت استاد در این درس به تتمه بررسی آیه ﴿وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ﴾ پرداختهاند. ایشان در ادامه درس سایر آیت قرآن که دلالت بر معنای وحدت وجود دارند را به طور جامع مورد بررسی قرار دادهاند. از نکات قابل توجه در این درس توضیحات استاد حسینی طهرانی پیرامون معنای تشکیک در وجود و کیفیت اداراک آن توسط نفس میباشد. دیگر موضوع مهم این درس توضیحات حضرت استاد درباره مقام واحدیت و احدیت و تفاوت بین این دو است.
بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (2)
3﴿فَإِنَّهَا لَا تَعۡمَى ٱلۡأَبۡصَٰرُ وَلَٰكِن تَعۡمَى ٱلۡقُلُوبُ ٱلَّتِي فِي ٱلصُّدُورِ﴾1 یا ﴿إِنَّكَ لَا تُسۡمِعُ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَلَا تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ ٱلدُّعَآءَ إِذَا وَلَّوۡاْ مُدۡبِرِينَ﴾2 و امثالذلک.
بعضی از افراد ظاهربین که تحجّر بر حفظِ ظواهر دارند، در آیۀ ﴿تَعۡمَى ٱلۡقُلُوبُ ٱلَّتِي فِي ٱلصُّدُورِ﴾؛ قلوب را به معنای همین دل و قلب صنوبری گرفتهاند و کوری واقعی و حقیقی را به آن نسبت دادهند.
نقد کلام متحجّرین بر حفظ ظواهر آیات
یعنی طبقِ حرف اینها، کوری برای این قلب گوشتی است! پس بنابراین اگر بهجای این قلب، یک دستگاه تلمبه در بدن بگذاریم، آن شخص بیچاره دیگر قلبی ندارد پس نه کور است و نه بینا، و دیگر از تحت این آیه خارج میشود! و الان یک خرده تکنیک پیشرفت بکند قلب پلاستیکی و باطری میگذارند!
امروزه باطریهایی درست کردهاند که زیر پوست میگذارند و یک نقطه از نقاط قلب را تحریک میکند و این قلب شروع به زدن میکند. خود من هم این را دیدهام! اگر یک مقدار این تکنیک جلوتر برود و پیشرفت کند، بهجای این قلب یک قلب میگذارند؛ چون قلب که کاری نمیکند و فقط خون را به بدن میرساند؛ همان کاری که الآن در عملهای قلب با دستگاههای پمپاژ انجام میدهند و خون را در سلولها و رگهای بدن حرکت و جریان میدهند؛ و اگر یکمقدار پیشرفت کنند میتوانند کوچکش را هم درست میکنند. این هم نتیجۀ مُدرکات حضرات!
معنای اقربیّت در آیه ﴿وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ﴾
پس بنابراین چون فرهنگ قرآن، فرهنگ واقعیّت است، خطاب به روح و نفس ناطقه است، منتها از اینجهت که با بدن اتّحاد خارجی دارد؛ لذا خدا بین روح و بدن را جدا نکرده است.
بنابراین اقربیّت در آیۀ: ﴿وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ﴾،3 اقربیّت عِلّی است؛ یعنی همانطور که روح احاطۀ بر بدن دارد و قوام و حیات بدن هم بهواسطۀ آن خونی است که در جریان میباشد و در صورت ایستادن آن خون بدن از کار میافتد و طبعاً بین روح و بدن فاصله میافتد، ما از این حیات انسان به خود انسان نزدیکتر هستیم.
- سوره حج (22)، آیۀ 46.
- سوره نمل (27)، آیۀ 80.
- سوره قاف (50)، آیۀ 16.
