
بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (2)
دلالت آیات قرآن بر وحدت حقیقت وجود
درس سی و سوم از سلسله دروس شرح منظومه حضرت آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی به ادامه بخث جلسه قبل پیرامون بررسی مسئله وحدت وجود در مصادر و منابع اسلامی اختصاص دارد. حضرت استاد در این درس به تتمه بررسی آیه ﴿وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ﴾ پرداختهاند. ایشان در ادامه درس سایر آیت قرآن که دلالت بر معنای وحدت وجود دارند را به طور جامع مورد بررسی قرار دادهاند. از نکات قابل توجه در این درس توضیحات استاد حسینی طهرانی پیرامون معنای تشکیک در وجود و کیفیت اداراک آن توسط نفس میباشد. دیگر موضوع مهم این درس توضیحات حضرت استاد درباره مقام واحدیت و احدیت و تفاوت بین این دو است.
بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (2)
5معنای آیه ﴿وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ﴾
جالب اینکه بعد میفرماید:
﴿وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ﴾؛ اگر از سه نفر کمتر شوند ـ مثلاً دو نفر شوند ـ، سومی خدا است. اگر از دو نفر کمتر شوند ـ مثلاً یکی شوند ـ، دومی خدا است.
در تمثیل و بسط این آیه با توجه به صدر و ذیل آن، این معنا بهدست میآید که وقتی خدا میگوید: ﴿وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ﴾؛ آیه در اینجا این معنا را هم میرساند که در همانوقتی که ثلاثه هستند و او رابع است، در همان وقت با دوتای دیگر هم هست و سومی دوتای دیگر است.
مثلاً سه نفر نشستهاند و خدا چهارمی این سهتا است؛ در همین حین که میگوید: من چهارمیِ این سهتا هستم، میگوید که اگر اینها کمتر هم بودند، من باز هم با اینها بودم.
بنابراین معنای آیه این است که در خود این سهتا، خدا سومی این دوتا واقع میشود، و در همینوقت، خدا دومی برای اوّلی واقع میشود و با همین اوّلی، خدا دومی وسطی واقع میشود و خدا دومی سومی واقع میشود. پس وقتی بخواهیم این مثال را باز کنیم و شرح بدهیم، معنای آیه اینطور میشود.
دلالت آیۀ ﴿مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ...﴾ بر وحدت حقّۀ حقیقیّۀ خداوند
حالا صحبت در این است که این چه وحدتی است که با حفظ خامس و سادس بودن، ثانی را هم برای خودش نگه میدارد؟! و با حفظ ثانی بودن، ثالث هم را برای خودش نگه میدارد؟! درحالتیکه در وحدتِ عددی اگر عدد یک، در یک رتبۀ از اعداد تحقّق پیدا کند، تحقّق او در رتبۀ دیگر عملاً و امکاناً محال است.
منبابمثال اگر شما عددِ چهار را در وحدت عددی ملاحظه کنید، میبینید که عدد چهار بین عدد سه و پنج واقع شده است؛ و اگر تا روز قیامت عددی بین اینها وجود داشته باشد، غیر از این چهار نخواهد بود؛ بهخاطر اینکه این عدد، مختصّ و ضروری و ذاتیِ این رتبه است. هیچوقت عدد چهار جای خود را بین هفت و هشت نمیگذارد، به این صورت که بین عدد هفت و هشت یک چهار باشد تا ما بگوییم: هفت، چهار، هشت! یا هیچوقت عدد چهار، بین یک و سه نیست تا ما بگوییم: یک، دو، چهار و سه!
