
بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (3)
بررسی آیات سورۀ حدید و روایات
در ادامه مبحث دلایل عقلی و نقلی پیرامون وحدت حقیقت وجود حضرت استاد آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی قدس سره به بررسی آیات سوره مبارکه حدید در این موضوع پرداختهاند. ایشان در ابتدای این درس تتمهای از درس قبل پیرامون دلالت آیات سوره اخلاص و وصف صمد بر وحدت وجود بیان فرمودند. در ادامه به تشریح دلالت آیات سوره مبارکه حدید بر این معنا پرداختهاند. حضرت استاد معنای اول و آخر وبدن پروردگار و دلالت آن بر وحدت وجود را تبیین کرده و سپس قسمت بعدی آیه یعنی ظاهر و باطن پروردگار را رساترین بیان قرآن در اثبات وحدت حقه حقیقیه میدانند. در بخش پایانی این درس استاد حسینی طهرانی روایاتی از ائمه علیهم السلام را بیان میکنند و به مبحث دلالت روایات بر وحدت وجود ورود مینمایند.
بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (3)
توضیحات:
در ادامه مبحث دلایل عقلی و نقلی پیرامون وحدت حقیقت وجود حضرت استاد آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی قدس سره به بررسی آیات سوره مبارکه حدید در این موضوع پرداختهاند. ایشان در ابتدای این درس تتمهای از درس قبل پیرامون دلالت آیات سوره اخلاص و وصف صمد بر وحدت وجود بیان فرمودند. در ادامه به تشریح دلالت آیات سوره مبارکه حدید بر این معنا پرداختهاند. حضرت استاد معنای اول و آخر وبدن پروردگار و دلالت آن بر وحدت وجود را تبیین کرده و سپس قسمت بعدی آیه یعنی ظاهر و باطن پروردگار را رساترین بیان قرآن در اثبات وحدت حقه حقیقیه میدانند. در بخش پایانی این درس استاد حسینی طهرانی روایاتی از ائمه علیهم السلام را بیان میکنند و به مبحث دلالت روایات بر وحدت وجود ورود مینمایند.
بررسی مسئلۀ وحدت حقیقت وجود در مصادر اسلامی (3)
17محیالدّین ـ رضوان الله علیه ـ هم همین را میگوید:
مُحصی عَوالِمِ الحَضَراتِ الخَمسِ فی وجوده، و کُلّ شیءٍ أحصیناه فی إمامٍ مُبین؛1 تمام عوالِم خمس در وجود پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم منطوی و احصاء شده است.
ما نگاه میکنیم میبینیم که پیامبر یک وجودی است که دو متر یا یک متر و نیم قد دارد، مو دارد، دهان، بینی و... دارد، بعد میگوییم که این چطورممکن است که واجد تمام عوالِم باشد؟! چطور ممکن است که تمام عوالم از این ابر و کهکشانی که آنها را میبینید تا همینطور بروید بالا: آن عالَم جبروت، ملکوت، لاهوت و ناسوت و... را در بر بگیرد؟!
درحالتیکه تمام اینها ناشی از این است که ما به معنای وجود پی نبردهایم؛ وقتی به معنای وجود پی ببریم، میبینیم که مادّهبودن خِللی در انطواء ایجاد نمیکند.
شما شِکر را میبینید که سفت است، اما همین شکر یک خاصیّت ذاتی دارد که وقتی آن را در آب میریزید، همینطور یواش یواش کمکم خودش را با آب وِفق میدهد؛ و بعد از مدّتی اگر شما به آن نگاه کنید، غیر از آب چیزی نمیبینید. این بهخاطر این است که شما به ماهیّت شکر پی نبرده بودید و الاّ چنین استبعادی برای شما وجود نداشت.
وجودِ پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هم همینطور است؛ و نه تنها وجودِ پیغمبر، بلکه همه همینطور هستند؛ یعنی تمام اشیاء عالَم، داخل در آن وجود مطلق هستند و وجود مادّی، خِللی به این مطلب نمیرساند. منتها علّت همۀ اینها آن نفس رسولالله صلّی الله علیه و آله و سلّم است که کلام امیرالمؤمنین علیه السّلام هم حکایت از این قضیّه میکند.
مگر ائمه علیهم السّلام این مسئله را بیان نمیکردند؟! مگر از حضرت سجّاد علیه السّلام نداریم؟! منتها یکی این مطلب را میفهمد و یکی نمیفهمد!
اللَهمّ صلّ علی محمد و آل محمد
- امام شناسی، ج 17 ص 241:
و به گفتار محییالدّین عربی: مقام رسول اکرم نُقْطَةُ الْوَحْدَةِ بَیْنَ قَوْسَیِ الاحَدِیَّةِ وَ الْوَاحِدیَّةِ میباشد، در آنجا که میگوید:
اللَهمّ أفِضْ صِلَةَ صَلَوَاتِکَ وَ سَلَامَةَ تَسْلِیمَاتِکَ عَلَی أوَّلِ التَّعَیُّنَاتِ الْمُفاضَةِ مِنَ الْعَمَاءِ الرَّبَّانِیِّ، وَ آخِرِ التَّنَزُّلَاتِ الْمُضَافَةِ إلَی النَّوْعِ الإنْسَانِیِّ، الْمُهَاجِرِ مِنْ مَکَّةَ ـ کان اللهُ وَ لَمْ یَکُنْ مَعَهُ شَیْءٌ ـ ثَانِی إلَی الْمَدِینَةِ وَ هو الآنَ عَلَی مَا کان.
مُحْصِی عَوَالِمِ الْحَضَرَاتِ الْخَمْسِ فِی وُجُودِهِ، وَ کُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْنَاهُ فِی إمَامٍ مُبینٍ.
رَاحِمِ سَائلِ اسْتِعْدَادَاتِهَا بِنَدَی جُودِهِ، وَ مَا أرْسَلْنَاکَ إلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ.
سِرُّ الْهُوِیَّةِ الَّتِی هی فِی کُلِّ شَیْءٍ سَارِیَةٌ وَ عن کُلِّ شَیْءٍ مُجَرَّدَةٌ.
کَلِمَةُ الاسْمِ الاعْظَمِ الْجَامِعِ بَیْنَ الْعُبُودِیَّةِ وَ الرُّبُوبِیَّةِ.
نُقْطَةُ الْوَحْدَةِ بَیْنَ قَوْسَیِ الاحَدِیَّةِ وَ الْوَاحِدَیَّةِ.*
«بار پروردگارا بهطور سرشار بریز صلوات و تحیّات و درودهای متَّصله خودت را، و پاکترین و خالصترین سلامها و اکرامهای خودت را بر اولین تعیّناتی که از مقام عَماءِ ربَّانی (خفاء و پنهانی صرف و اندماج محض) بهطور سرشار فرو ریخته است، و بر آخرین مراتب تنزّل و پستی ماهوی که بهسوی نوع انسانی انتساب پیدا کرده است: آن که مهاجر از زمین مکّه بود ـ خدا بود و چیز دیگری با وی نبود ـ بهسوی زمین مدینه، و اینک او بر همان حالت میباشد که قبلاً بوده است.»
«آن که عوالم حضرات پنجگانه را در وجود خویشتن به شمارش إحصاء نموده است. و تمام اشیاء را ما در امام مبین به شمارش إحصاء مینماییم.»
«رحمت آورنده بر جوینده استعدادها و هویَّتهای عوالم خَمْس با تری و تازگی و شادابی جود و کرم خودش. و ما تو را نفرستادهایم مگر آنکه برای عالمیان رحمت بوده باشی!»
«آن که سرِّ هویِّت خداوندی است آنچنان هویَّتی که در هر چیز ساری و جاری است، و درعینحال در هیچ چیز نیست و مجرّد از جمیع أشیاء میباشد.»
«کلمه اسم اعظم الهی است که جامع میان دو مقام عبودیَّت و ربوبیَّت است.»
«نقطه وحدت در میان دو قوس اسم احدیت و اسم واحدیَّت است» که جامع مقام تجرد از هویّات، و شامل جمیع هویّات میباشد.
* جزء مجموعهای از صلوات خاصّه محییالدّین غیر از صلوات مشهوره. اصل مجموعه در کتاب بسیار کوچک بغلی با خطّی در أعلاترین درجه از حسن نستعلیق نزد حقیر موجود میباشد.
- امام شناسی، ج 17 ص 241:
